الرئيسية / غير مصنف / طریانا= تاریانا …یکی از قدیم ترین نام های اهواز/ گردآورنده : حسین فرج الله (ابوعرفان)

طریانا= تاریانا …یکی از قدیم ترین نام های اهواز/ گردآورنده : حسین فرج الله (ابوعرفان)

طریانا=تاريانا

طريانا يكی از قديم ترين نام های اهواز:

گردآورنده: حسین فرج الله

خوزستان مهد یکی از اولین تمدن های بشری واين تمدن قدمتي بين از 6000 تا10000سال دارد.اين تمدن كه به تمدن عيلام در كتاب مقدس تورات شهرت دارد .سراسر خوزستان امروزى وبخش وسيعى از استان های،ایلام وبوشهر وفارس ودیگر مناطق را دربرمی گیرد یکی از شکوهمند ترین تمدن های جهان باستان است.

عیلامیان به استناد کتاب مقدس تورات ،فرزندان عیلام بن سام بن نوح هستند.درکتاب مقدس عیلامیان را از نژاد سام یا سامی نژاد می دانند.هرچند درمورد نژاد عیلامیان بحث های ضد ونقیض زیادی وجود دارد ولی درچندین کتاب باستان شناسی به سامی بودن آنها اشاره شده است .
درمصادر باستان شناسی به سکونت سامیان درشرق دجله وجنوب غرب ایران کنونی اشارات فراوانی شده است وبه اتفاق نظر تعداد زیادی از باستان شناسان غربی وباستان شناسان عرب وحتی ایرانی- خوزستان وایلام وبوشهر تا کوههای زاگرس وشیراز سکونتگاه سامیان بوده است واز تمدن عیلام تا به امروز این واقعیت تکرار شده است .
پرفسور قصی منصور الترکی یکی از برجسته ترین محققان عراق وساکن لندن در کنفراس باستان شناسی دلمون (بحرین کنونی)اظهار داشت که سومریان ودیگر ساکنان مناطق دجله وشرق دجله مهاجرانی از دلمون به سوی عراق هستند وسامی بودن آنها برای ایشان کاملا ثابت شده است همچنین نظریات دکتر ا
مصادری مانند:

الواح سومر :تالیف :سامؤئل كريمر- نشر علمی وفرهنگی ترجمه داودرسائى

باستان شناسى ايلام.دنيل تي پاتس.نشر سمت ترجمه زهرا باستى

سومر وسومریان:هریت کرافورد.نشر سمت- ترجمه زهرا باستی

خاورمیانه باستان:لاستون برگ.نشر ققنوس -ترجمه: شهربانو صارمی

تاریخ وتمدن ایلام:یوسف مجید زاده .نشر دانشگاهى

از اقوام سامی (عرب امروزی)ساکن درخوزستان ومناطق جنوبی ایران که اولین ساکنان این سرزمین بوده اند. عیلامیان شوش آرامیانی با سه عقیده مندائي ويهودي وسرياني با عقیده مسيحی بوده اند كه در هزارهای سوم وچهارم قبل از میلاد وجودشان دراین سرزمین به اثبات رسیده هرچند که درطول این هزاران سال جابه جایی های فراوانی صورت گرفته است.اما شواهد نشان می دهد که سرزمین شوش یا عیلام مناطق دشت نشین با مناطق بین النهرین (عراق کنونی)از نظر نژادی وفرهنگی وزبانی وحتی دینی ارتباط واشتراکات فراوانی داشته ودارد.هرچند که بخش کوهستانی تابع عیلام بوده ولی تفاوت زبان وحتی مذهبی با دشت ویا مناطق بین النهرین داشته ودارد که این امر باعث خطای پژوهشگران شده که تصور می کنند نژاد وزبان عیلامی با بین النهرین وسامیان متفاوت است که این امر برکوهستان صدق می کند ولی برمناطق دشت شوشان منطبق نیست وسامی بودن دشت نشینان قابل اثبات است که مصادر فراوانی خبر از وجود اقوام سامی نژاد در شرق دجله وخوزستان ومناطق جنوب غرب ایران می دهند ..

photo_2016-11-21_13-23-43

برخی از نویسندگان صدر اسلام یا جهانگردان عرب یا غیر عرب از گروهی به نام خوزی با زبانی نامفهوم دراهواز ودیگر مناطق سخن به میان آورده اند که باعث شده تعدادی از نویسندگان معاصر ویا حتی پیش تر از آنها تصور کنند که این مردم گروهی غیر سامی باشند درصورتی که وجود گویش یا زبان نامفهوم برای جهانگردان یا تاریخ نگاران امری عادی وطبیعی است زیرا تاریخ نگار ویا جهانگرد متخصص زبان شناسی نیست واگر زبانی ویا لهجه ای برای آنها که غیر متخصص هستند قابل فهم نباشد دلیل بر غیر مرتبط بودن آن زبان با زبان ویا نژاد مردم خوزستان نیست …

بنابر تحقيقات صورت گرفته درواقع خوزانی ها همان مندائيان يا صابئه خوزستان هستند كه هنوز در ميانشان القاب خوزانی -حوزانی -هوزانی منتسب به گروه خوزی ها وصابوری منتسب به شهر جندي صابور وجود دارد وهمچنین زبان مندائی يكی از قديم ترين زبان های جهان ويا به جرأت مي توان گفت قديم ترين زبان جهان است زيرا مندائيان اين زبان را به حضرت أدم وفرزندانش منتسب مي دانند به اين دليل براي بسياري از مردم وحتی خودمندائيان زباني سخت ونامفهوم است امروزه زبان مندائي را شاخه شرقي زبان آرامی می دانندهمچنین کلمه حوز با هوز ویا خوز تفاوت لهجه ای دارد چون در خوزستان کنونی مندائيان وسريانيان ويهوديان در كنار هم زندگي مي كردند به اين دليل اختلاف در نام اهواز در واقع اختلاف در لهجه است نه در معنا ويا ريشه كلمه واما مندائيان ساكنان اوليه واصلي شوشتر بهبهان دزفول رامز (رامهرمز)وديگر شهرهاي استانهای فوق الذكر مي باشند كه در كنار يهوديان ومسيحيان جمعيت خوزستان باستان را تشكيل مي دادند وهنوز دراين شهرها نشانه ها وآثار تاریخی فراوانی از این عقایدوجود دارند.ساکنان شرق دجله یا خوزستان وبرخی استانهای جنوبی بیشتر آرامی ومندایی وسریانی هستند که سامی نژادنندحتی آرامیان با دین یهود دربیشتر استان های امروزی ایران قبل از میلاد مسیح سکونت داشتند واز قدیم ترین ساکنان فلات داخلی ایران هستند آنها از خرم آباد تا جنوب تهران وری وشمال ایران در گیلان ومازندران نیز زندگی می کردنند ودرواقع از ساکنان اصلی این سرزمین می باشند به این دلیل بسیاری ایران را سکوتگاه آرامیان سامی نژاد می دانند ودین یهود ومسیح ومندائي از قديم ترين اديان ايران وعلاوه برآن جنوب وجنوب غرب یعنی خوزستان بوده است هرچند که به خاطر داشته باشیم که زبان های رایج درمیان این مردم عربی-عبری-مندایی وسریانی است حتی لهجه هایی از زبان آشوری نیز درمیان این مردم یافت می شود ….

همچنین مساله مهم آن است که مندائيان ويهوديان اديانشان تبشيري نيست يعني اينكه غير يهودي وغير مندائى حق ورود به اين دو عقيده را ندارند بلكه بايد از پدر ومادری مندائي يا يهودي باشند ….

اهواز یکی از قدیم ترین شهرهای دشت شوشان وتمدن بزرگ عیلام بوده هرچند که درطول تاریخ به علت وجود رودکارون وطغیان همیشگی این رودخانه این شهر چندین بار جابه جا شده وآخرین در دو قرن اخیر سیل بزرگی اهواز وعسکر مکرم را از بین برد وبسیاری از شهرهای کوچک مانند ویس را نیز از مکان اولیه خود جابه جا کرد همچنین روستاهای مسیر رودخانه کارون زیر آب رفتند پس جابه جایی شهری که برساحل رودی طغیان گر ساخته شده امری طبیعی است علاوه برآن باید تغییر مسیر رودخانه را هم درنظر بگیریم که این تغییر مسیر تا دهه پیش یعنی قبل از کاهش آب رودخانه های خوزستان وجود داشته است پس امروزه برخی براین باورند که اهواز قدمتی تاریخی ندارد سخنی علمی نیست زیرا درگوشه گوشه اهواز هنوز تپه های باستانی دیده می شود که هنوز به طور کامل کاوش نشده اند که اگر کاوش شوند ویا اثاری که زیر رسوبات کارون دفن شده سراز خاک درآورند تاریخ اهواز تغییر خواهد یافت ….

photo_2016-11-21_13-24-14

نام اهواز از تمدن عیلام وسومر تا کنون تغییرات فراوانی یافته است که از بیت حوزیا تا طریانا واهواز درعهد اسلامی وبا جغرافیایی از نام کامل استان های خوزستان وایلام وبوشهر وبرخی مناطق کوهستانی تا نام شهر خود اهواز متغیر بوده است .

“برخی از تاریخ نگاران معاصر یکی از قدیم ترین نام های اهواز را(تاریانا) طریانا دانسته اند وعقیده دارند که این نام ،نامی هخامنشی است ودرزمان این سلسله اهواز به این نام شناخته می شد.”
دراينكه اهواز را طريانا می گفتندشكى وجود ندارد اما اینکه این نام هخامنشی باشد جای بحث وگفتگو دارداول آنکه امروزه با پیشرفت علم وتکنولوژی وگسترش مبحث باستان شناسی وعلاوه بر آن گسترش علم زبان شناسی شناخت نام ها وکلمات واینکه به کدام زبان دوره باستان باز می گردند کار نسبتا آسانی شده است .هخامنشیان با همه تبلیغاتی که درچند دهه اخیر برای اثبات وجود آنها شده هنوز درمورد وجود ویاعدم ویا اینکه ادعاهای دوستداران آنها درست یا غلط باشد جای بحث و گفتگوی فراوانی وجود دارد واینکه بپذیریم هخامنشیان چقدر قدرتمند وجهان گشا بودند کمی زود است چون باستان شناسانی مانند والتر هینتس درکتاب داریوش وپارس ها هخامنشیان را قومی وحشی وبربر شمالی می داند .قومی که خواندن ونوشتن نمی دانستند وخط وزبان ولباس ورسوم وعید خود را از عیلامیان وبابلیان آموختند .

(والتر هينتس -داريوش وپارس ها .نشر امیر کبیر )

طریانا:

بشقاب گلی است که از گل رس ساخته شده وجزء وسايل علماى روحانى مندائي است .

photo_2016-11-21_13-24-19

(عسكرى-اسعد-مندائيت دين توحيدى باستانى-ص81)

طريانا جزئي از لوازم مراسم دينى مندائيان واز گل ساخته مى شود كه از وسط با مقدارى گل به دوقسمت تقسيم مى گردد.درمراسم عروسى معمولا هشت طرياناى كوچک یک طریانای بزرگ به کار می رود که نان وغذای متبرک شده توسط اشكندا(يكى از درجات دينى) را جلوی گنزورا (یکی از درجات دینی مندائيان)قرار می دهند تا اوغذا را میان طریاناها تقسیم کند که جهت مراسم عقد گنزورا ترمیدای سمت راست وچپ را شاهد عقد قرار می دهدوشهادت آنها را می طلبدومراسم عقد وازدواج با مراحل بعدی ادامه می یابد .
طریانا یکی از کاسه ها یا ظرف های مقدس مندائيان كه دربسياري از حفريات شوش وتمدن عيلام از هزاره سوم پیش ازمیلاد یافت شده علاوه برآن نشان درفش نیز از دوره عیلامیان درشوش یافت شده که باز از نشانه های مقدس مندائيان می باشد ….

(عسكرى-اسعد-مندائيت دين توحيدى باستانى-ص81تاص87)

اهواز به دلیل اینکه رودخانه کارون از میان زمین های خاک رس آن می گذرد درمیان مندائيان به طریانا معروف بوده ومندا ئيان شهر اهواز را شبيه به طرياناى مقدس مى دانسته اند.شايد هم به دليل مقدس بودن رود كارون در ميان مندائيان اهواز را طريانا مى گفتند هرچه هست نام طریانای اهواز نامی مندائي است وبا عقيده دينى وباورهاى مندائيان بيشتر سنخيت دارد تا با هخامنشيانى كه هنوز بسيارى از زواياى تاريخى وباستان شناسي آنها حتی عقیده دینیشان جای نقد وبررسی بسیار دارد.

photo_2016-11-21_13-24-24

photo_2016-11-21_13-24-30

طریانا از نظر زبانی کلمه ای مندائي است وازآنجایی که زبان مندا ئي جزء شاخه شرقی زبان آرامی است شباهت فراوانی با زبان عربی وبویژه لهجه مردم عرب خوزستان دارد .طریانا از کلمه طر به معنای شکافمیان قطعه های سنگی یا سفال یا چینی یا هرآنچه که شبیه آنهاست که به علت قرار دادن شکاف میان کاسه های گلی درعقیده مندائيان ويا شكافى كه كارون ميان سرزمين اهواز ايجاد كرده به اين نام معروف شده است …..

همچنین درخصوص اقوام خوزی باید این نکته اضافه گردد که حتی اگرزبان خوزی درخوزستان رایج بوده باز بازبان فارسی ومدافعان سرسخت این زبان هیچ سنخیتی ندارد وابن حوقل این زبان را با زبان فارسی وسریانی بی ارتباط دانسته است پس اگر بخواهیم این را بپذیریم که زبان مردم شوشتر ودزفول خوزی بوده باز با فارسی هیچ سنخیت وقرابتی ندارددرصورتی که امروز زبان مردم این شهرهاعربی و فارسی (با لهجه های مختلف )است واگر زبان خوزی را بخواهیم عیلامی بدانیم زبان عیلامیان از 2000قبل از میلاد به بعد زبان اکدی بوده که این مسئله را باستان شناسان كاملا تاييد نموده اند بازهم زبان اكدي يكي از زبان هاي سامي است …..

(جناب اقای طارق الهاشمی نیز این مطلب را اضافه نموده اند که بسیار قابل تامل است) :
سه كلمه مقيدند بر جعل تاريخي ، سه كلمه بعضى از شبكه ها و كانالها براي اثبات عربي بودن اهواز و يا عدم عرب بودن آن جولان ميدهند، و وقتى بر عمق معنايي اين سه كلمه پژوهش بکنیم به معنای واحدی دست خواهیم یافت، و این جدال حتی بین نخبگان عرب وجود دارد ، و نمی دانم برای این درد چه هنگام مرهمی پیدا میشود. و این واقعه مرا به یک قصه ای یاداور میکند ، هنگامی که یک عرب و یک فارس میخواستند انگور بخرند ، و مرد فارس گفت بایستی انگور بخریم و مرد عرب گفت نه بایستی ” عنب ” خرید و باهم بر سر اسم انگور درگیر شدند بدون آنکه بدانند هدف از انگور و عنب یکیست.
خوز یک کلمه عبریست و معنای آن همان معنای حوز در عربی میباشد چونکه بعضی از عبریان هنگام تلفظ حرف “ح” آنرا به حرف “خ” تبدیل میکنند ، مثلا : مردم عرب به عالم دینی یهودیان حاخام میگویند ولی عبریها آن را خاخام تلفظ میکنند و عبریان “الله” را “اللخ” تلفظ میکنند، “غیر عرب حرف “ح”را “ه”تلفظ میکنند ” و در بعضی مواقع عکس آن اتفاق می افتد مثلا : نام روز پنجشنبه در عربى میشود “الخمیس” ولی عبریان به آن الحامیش میگویند ، و این تغیرات بر طبق قواعد لهجه عبری صورت میگیرد. و عبریها حروف دیگری را اینچنین تغیر میدهند مثل تلفظ حرف سین به حرف شین مثلا : بلاد شام ، نام بلاد شام در اصل بلاد سام بوده و سام نام یکی از فرزندان حضرت نوع علیه السلام بوده ، عبریها حرف سین را به شین تغیر دادند و شد بلاد شام ، و شهر سوس باستان عبریها به آن شوش میگویند و به شهر تستر شوشتر گفتند، و همانطور که قبلا در این مقاله ذکر شده پنجشنبه به عربی میشود الخمیس و در عبری می شود الحامیش اگر دقت بکنید در اینجا هم حرف سین به شین تغیر یافته است ، و روز سه شنبه در عربی میشود الثلثاء و غیر عرب حرف “ث” را به سین تبدیل میکند و در عبری به سه سنبه الشلاشه گفته میشود ، بعضی از عبریها نمی توانند حرف “ح” را تلفظ بکنند و آن را به “خ” تبدیل میکنند و بعضی از آنها طبق موروث زبانی آنها میتوانند حرف “ح” را تلفظ بکنند ولی در بعضی از مواقع آن را هم به حرف “خ” تبدیل میکنند، و حروف دیگری در عبری و عربی وجود دارد که عبریها آنها را به حروف دیگری تبدیل می کنند ، و کلمه خوز در زبان عبری همان معنایی را میدهد که حوز در زبان عربی میدهد یعنی منطقه ای که دارای مرز باشد و میتوان به این موضوع پی برد که مصدر این کلمه زبان عربیست.

حسين فرج الله (ابو عرفان)

منابع :

الواح سومر :تالیف :سامؤئل كريمر- نشر علمی وفرهنگی ترجمه داودرسائى

باستان شناسى ايلام.دنيل تي پاتس.نشر سمت ترجمه زهرا باستى

سومر وسومریان:هریت کرافورد.نشر سمت- ترجمه زهرا باستی

خاورمیانه باستان:لاستون برگ.نشر ققنوس -ترجمه: شهربانو صارمی

تاریخ وتمدن ایلام:یوسف مجید زاده .نشر دانشگاهى

عسكرى-اسعد-مندائيت دين توحيدى باستانى-

#موقع الحرشة الأهواز

عن مدير الموقع

شاهد أيضاً

الخیانة / سید کاظم القریشي

🔹🔹 سيد كاظم القريشي  الخیانة (قصة قصيرة جداً)   رفع الموظف في منظمة الشهداء عینيه …