الرئيسية / الأدب / المجتمع / التعلیم / جنون کتاب خواندن

جنون کتاب خواندن

جنون کتاب خواندن

معتصم خلف
ترجمه: ماجد تمیمی

کتاب

بعد از خواندن ده کتاب احساس میکنی دانا ترین ادم دنیا هستی و اینکه می توانی با هر فیلسوف و کارشناسی مواجه شوی و به بحث بنشینی

بعد از خواندن پنجاه کتاب شروع به سیگار کشیدن میکنی٬ عاشق وضعیت عادی میشوی٬ قهوه مینوشی و میزهای تک افتاده کافه ها را انتخاب می کنی!

بعد از خواندن دویست کتاب٬ کتاب های خوب و بد را تشخیص می دهی٬ شروع به نت برداری و یاداشت نویسی میکنی حتی روی پوست تنت شاید دفتر یاداشتی تهیه کنی و یک کیف چرم و عینکی با شیشه های قطور شبیه عینک پزشک ها… به هر حال آرامش خاصی به تو دست می دهد

بعد از دویست و پنجاه کتاب از مردم بیشتر فاصله میگیری ترانه های عامیانه و برنامه های معمولی تو را جذب نمی کنند و در جهان ویژه خودت سیر می کنی دیوانه وار دنبال دیوانه ای شبیه خودت میگردی!

بعد از سیصد و پنجاه کتاب میفهمی در گذشته چقدر احمق بوده ای و همچنین میفهمی چقدر نادان تری که دانش اندکی داری!

بعد از چهارصد کتاب شدت تپش قلبت را حس میکنی و عاشق زنی شبیه خودت می شوی شاید در یک کتاب خانه عمومی و یا در موزه ملی پیدایش کنی یا غرق در خواندن یک کتاب!

بعد از خواندن پانصد کتاب در آینه به خودت نگاه می کنی و احساس نارسیستی و خود شیفتگی ات ظاهر می شود و شروع به نوشتن می کنی و این داستان دیگری است…

عن مدير الموقع

شاهد أيضاً

الخیانة / سید کاظم القریشي

🔹🔹 سيد كاظم القريشي  الخیانة (قصة قصيرة جداً)   رفع الموظف في منظمة الشهداء عینيه …