الرئيسية / الثقافة / البيئة / کشیده ی دیر هنگام / محمد سعدی

کشیده ی دیر هنگام / محمد سعدی

 کشیده ی دیر هنگام

محمد سعدی


1. تقریبا ده سال قبل بود، مهمان شخصی بودم و پدر آن شخص برایمان تعریف کرد که : وقتی جوان بودم ، رادیو ام را با خودم بالای پشت بام می بردم و به برنامه های آن گوش می دادم ( آن زمان اکثر مردم ، تابستان ها روی پشت بام های منازلشان می خوابیدند .. به خاطر هوای مطبوع و پاک ) ، در شب های چهارشنبه ، مسابقه ای در یکی از برنامه ها برگزار می شد و سؤالی مطرح می شد و در هفته ی آتی شنونده ها جواب را می گفتند ، یکی از این سؤالات که بر خلاف دیگری ها ، بسیار مرا کنجکاو کرد و گذاشت که من یک هفته ی تمام ثانیه شماری بکنم تا جواب آن را بدانم این بود :

تنها قطعه زمین موجود در دنیا که خاک حاصلخیزی دارد بطوری که هر چه در آن کاشته شود ثمر می دهد ؟

بعد از انتظاری سخت و دراز ، شب چهار شنبه فرا رسید و من سر تا پا گوش منتظر بودم ، جواب آن را یک دختر یونانی از طریق تماس با برنامه رادیوئی داد : *الأهواز*!!! ( منظور جلگه خوزستان است ).

امری که پدر علم هیدرولوژی نوین آب و همچنین بنیانگذار قطب آب کشور ، پروفسور حسین صدقی بر آن صحه می گذارد ، و در همايش ملي آب حيات زمين که توسط انجمن محيط زيست و منابع طبيعي خوزستان به مناسبت روز جهاني زمين در دانشگاه چمران برگزار گرديد ، اظهار کردند :
خوزستان جلگه ای است که از رسوب چند رودخانه به وجود آمده و از بهترین عرصه های طبیعی و جغرافیایی در ایران و جهان از لحاظ منابع آب و خاک حاصلخیز و اقلیم به شمار می رود.
2. بچه که بودم ، یادم می آمد که در روستام انواع و اقسام درخت ها و گیاه ها کاشته می شد ، حتی پنبه و خشخاش !!!

3. سال قبل ، اوایل فصل بهار در شهر حمیدیه قدم می زدم که ماشینی کنارم ایستاد ، پلاک تهران بود ، خانواده ای بودند که برای خوشگذرانی تعطیلات آمده بودند ، پیرزنی با وقار و محتشم رو به من گفت : پسرم .. اینجا حمیدیه است ، گفتم بله ، گفت چرا از هر کی می پرسم دروغ می گوید !!

گفتم مادر من در سنی نیستم که بخواهم دروغ بگویم و اصلا چه دلیلی دارد که دروغ بگویم.

ادامه داد : من سی چهل قبل به همراه پسرم که در پادگان ارتش خدمت میکرد ، اینجا زندگی میکردم ، اینجا باغهای زیادی داشت ، جنگل انبوهی داشت پر از درخت و گل و بلبل و پرندگان مختلف ، الان هر چه دنبال آن جا می گردم ، پیدایش نمی کنم و مردم اینجا به من دروغ می گویند.

گفتم : همه اینهایی که گفتی دیگر وجود خارجی ندارند، در حالیکه بغضش گرفته بود و اشک از چشمانش جاری می شد ، سرش را به علامت چرا و چگونه تکان داد ، گفتم که سیاست های حکومت و پروژه هایش مسبب این ظلم به محیط زیست و خاک و زمین ما هستند.

بغضش ترکید و با صدایی بلند به پسرش گفت : همین الان منو ببر تهران ، یه لحظه هم اینجا نمی مونم.

4. از دوستم که چند ساله در زمینه مسائل محیط زیست ایران و بخصوص اهواز تحقیق و مطالعه کرده شنیدم که می گفت : اهواز تا 15 سال دیگر قابل سکونت برای انسان و حیوان نخواهد بود.

5. چند ماه قبل در فضای مجازی خبری منتشر شد بدین مضمون که نماینده مردم شهر محمره ، برای آنچه که زمینهای کشاورزی محمره را فاضلاب و زهاب نیشکر خراب و بی ثمر کرده ، و همچنین در جواب نژادپرستانه مسؤول شرکت نیشکر ، كه گستاخانه ، خطاب به آقای ثامری گفت که : اینجا ما عرب نداریم !!! با کشیده ای بینی اش را شکسته ، کاشکی مسؤولين ، کاش خود مردم ، بینی های مسؤولين غیر بومی را خیلی وقت قبل می شکستند ، همان مسؤوليني که آقای علی حیدری در تحلیل أخيرشان ” نسبت فعالین عرب با دو انتخابات ( لابی های قدرت و ثروت استانی ) ” ، از آنها به عنوان مافیایی که مثل هشت پا به ثروت ها و مناصب اقلیم اهواز چنگ زده اند و مثل کنه ول کن نیستند ، یاد کرده است.

عن مدير الموقع

شاهد أيضاً

سلام بر آنان که بیهوده دوستشان دارم سلام بر آنان که زخمم روشنی بخششان است.( محمود درویش) _ مهناز نصاري

سلام بر آنان که بیهوده دوستشان دارم سلام بر آنان که زخمم روشنی بخششان است.( محمود …