الرئيسية / شخصيات / تغییر ذائقه مردم به سمت تئاتر درام/ رسول عوده زاده

تغییر ذائقه مردم به سمت تئاتر درام/ رسول عوده زاده

*تغییر ذائقه مردم به سمت تئاتر درام*

نویسنده: رسول عوده زاده اهواز- خبرنگار/همشهري

1396/06/25

سکوت همه جا را فراگرفت و فروشنده آرزوها به خواب عمیقی فرورفت. دختری 17 ساله آنچه را تاریخ از بین می‌برد جشن گرفت. اسکیزوفرنی و تفکیک شخصیتی بلای جانش شده‌اند. داستان از اینجا آغاز می‌شود، زمانی که مادر نامه عاشقانه در کیف دخترش می‌یابد و پدر باخبر می‌شود. هذیان گویی بخشی از زندگی دختر مدرسه‌ای اهل حرشه (گاومیش‌آباد) می‌شود و به چنان بیماری‌ای مبتلا می‌شود که مهر پایانی بر زندگی‌اش می‌زند. حاصل تلاش چندین ماهه گروه تئاتر اشراق کوت عبدالله کار جدیدی است به نام نمایشنامه «مونودراما حکایه عذراء من الحرشه» (مونودرامای حکایت دختری از حرشه) است که این روزها در فرهنگسرای مهدیه شهرستان کارون روی صحنه می‌رود؛ کاری پر از نشانه و نماد با تم اجتماعی که جامعه مردسالار را نقد می‌کند. این نمایشنامه روزهای ۱۶ و ۱۹ شهریور در فرهنگسرای مهدیه کوت عبدالله در ۴۵ دقیقه روی صحنه رفت. گفت‌و‌گوی همشهری با «سیدکاظم قریشی» کارگردان این نمایشنامه را می‌خوانید.

🔹درباره کار جدیدتان بگویید.
🔸اسفند گذشته با همکاری نویسنده اهوازی «سالم باوی» متن نمایشنامه را که از نوع تک‌پرسوناژ و به اصطلاح مونودراما بود، نوشتیم که به زبان عربی فصیح بود و این امر به نوبه خود معضل بزرگی به شمار می‌رفت، چون کاراکتر نمایش یک دختر هفده‌ساله بود و پیدا کردن چنین بازیگری در این سن که بتواند عربی فصیح را خوب ادا کند کار را مشکل می‌کرد. تا اینکه در تیرماه امسال و مشخصا روز عید فطر توسط یکی از دوستان با «آمنه سلیمانی» که نقش  این دختر 17 ساله را به عهده گرفت، آشنا شدم. پس از تست اولیه مشخص شد که ایشان توانایی فوق‌العاده‌ای برای ادای این نقش دارد، گرچه تاکنون بازیگری نکرده است. سپس کارگردانی نمایش را خودم بر عهده گرفتم و هادی ناصری را به عنوان دستیار کارگردان انتخاب کردم.  موسیقی متن نمایش توسط مسعود سخیراوی تهیه و اجرا شد و یونس فاضلی نورپردازی را برعهده گرفت. از دیگر عوامل این نمایش می‌توان به فیصل زرگانی، مریم قریشی، عباس زهیری، توفیق مرجانی و مینا حزباوی اشاره کرد.
البته لازم می‌دانم که از حسین عباسی ویراستار نمایشنامه و نیز کارگردانان خوب استان سید امیر موسوی، رضا حویزاوی و مصطفی بوعذار که در طول تمرینات کمک شایانی برای آماده‌سازی این نمایش کرده‌اند تشکر و قدردانی کنم.

🔹درباره موضوع نمایشنامه بگویید. چرا این موضوع را انتخاب کردید؟
🔸نمایشنامه حکایت دختری 17ساله است كه روان‌پریش است و علاقه عجیبی به قصه گفتن دارد، گرچه پدر و مادرش او را از این کار منع کردند و حتی در مدرسه همکلاسی‌های او به قصه‌هایش می‌خندند، چون اعتقاد داشتند که قصه‌هایش طنز است، ولی خودش معتقد است که داستان‌هایش تراژدی و گریه‌آور است. به همین جهت داستان‌هایش را برای عروسکش تعریف می‌کند .او رفتار پدر و مادر و برادرانش را با خودش تعریف می‌کند و اینکه با چه حوادثی در زندگی خود مواجه شده است. او چون روان‌پریش است حوادث گوناگونی را نقل می‌کند که در برخی موارد با هم متناقضند. علت انتخاب موضوع همانا احساس مسئولیت در قبال نیاز جامعه زنان خصوصا جامعه زنان عرب به نگاهی موشکافانه و دقیق به جایگاه آنان در جامعه و رفتاری است که از طرف خانواده با آنان می‌شود و یا رفتاری است که خود آنان بروز می‌دهند. این حکایت برگرفته از زندگی یکی از هنرمندان زن گروه است که با نیروی تخیل و خلاقیت به شکل نهایی آن درآمد.

🔹استقبال مردم از این کار چگونه بود؟
🔸بحمدالله استقبال مردم از مونودرامای ما بی‌سابقه بود، به حدی که برخی تماشاگران ایستاده نمایش را دنبال کردند. البته امید می‌رود این نمایشنامه را در شهرهای دیگر به روی صحنه ببریم که به کمک دیگر دوستان هنرمند در انجمن نمایش شهرستان‌های مختلف نیازمندیم که از همین‌جا این درخواست را از دوستان مطرح می‌کنم. این نمایشنامه با همکاری اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان کارون و انجمن نمایش شهرستان کارون و فرهنگسرای مهدیه کوت عبدالله روی صحنه رفت و لازم است از همه دوستانی که به هر نحوی به ما کمک کردند تشکر و قدردانی کنم، از جمله همسرم رقیه جابری راد و خالد لویمی فعال فرهنگی.

🔹ما کمبود متن نمایشنامه‌ به زبان عربی داریم. برای جبران این قصور چه کار باید کرد؟
🔸بله، با داشتن نویسندگان زبردستی در زمینه ادبیات عربی در زمینه تولید متن نمایش عربی متأسفانه کم‌کاری شده است و برای جبران این نقیصه می‌توان با ایجاد بستر مناسب برای کشف استعدادهای جوان و صیقل دادن اقلام آنها از طریق برپایی دوره‌های مختلف آموزش قواعد زبان عربی و فن نمایشنامه‌نویسی و ترغیب آنان از طریق برپایی مسابقات و اهدای جوایز و سپس اجرای نمایشنامه‌های منتخب آنان به وضع قابل قبولی رسید. البته در این میان ایجاد حلقه اتصال بین نویسندگانی که به زبان عربی می‌نویسند بسیار مهم به نظر می‌رسد، زیرا با ایجاد این حلقه اتصال می‌توان به تبادل تجارب نویسندگان فیمابین خود دست یازید و این امر در ایجاد تراکم معرفی و تولید محصولات ادبی از جمله نمایشنامه کمک شایانی خواهد کرد.

🔹ذائقه مردم اهواز چه تئاتری را می‌پسندد؟ بر حسب نیازی که احساس می‌کنید یا ذائقه مردم تئاتر می‌سازید؟
🔸سؤال قابل توجهی کردید. ببینید، من سال‌ها نمایشنامه طنز می‌نوشتم و اجرا می‌کردم و الحق و الانصاف هم استقبال خوبی از آنها می‌شد و این تصور همیشه حاکم بود که مردم خواهان تئاتر طنز هستند و بازیگرانی که بتوانند چاشنی طنز یک نمایشنامه را بالا ببرند از موقعیت بسیار خوبی برخوردار می‌شوند؛ بدین جهت اغلب نمایشنامه‌های سال‌های گذشته این‌جانب رنگ و بوی طنز می‌داد و نمایش‌های ملودراما و درام در این بین گم می‌شد و کسی به موفقیت یا عدم موفقیت آنها توجه نمی‌کرد، ولی در سال ۹۴ با اجرای نمایش «لایمر قطار بهذه المحطه»(هیچ قطاری از این ایستگاه نمی‌گذرد) كه یك نمایشنامه درام سنگین بود، همه باورهای گذشته را دچار چالش کرد‌‌. این نمایشنامه ثابت کرد که تماشاگر به دنبال هنر خوب است و برای دیدن تئاتر خوب و فاخر وقت می‌گذارد. تماشاگران قابل توجهی از این نمایشنامه استقبال کردند. ولی گویا این روزها معادله به نفع تئاترهای درام چرخیده و روزگار نمایش‌های طنز سر آمده است‌. استقبال از نمایشنامه مونودراما حکایت دختری از حرشه كه یك درام است به حدی بود كه تمام صندلی‌های سالن پرشد و برخی ایستاده کار را دنبال کردند که این امر نمایانگر ذائقه این روزهای جامعه است که بی‌شک مرا به ساختن درام‌های دیگر تشویق می‌کند، چون ذائقه مردم در نوع نمایشنامه‌هایی که تولید می‌کنم تآثیر دارد.

🔹وضعیت تئاتر عربی در اهواز در چه شرایطی است؟ راستی سرنوشت انجمن تئاتر عربی به کجا رسید؟
🔸متاسفانه تئاتر عربی در اهواز حامی و پشتیبان ندارد و اکثر گروه‌های نمایشی که به زبان عربی فعالیت می‌کنند دچار رکود هستند و فقط در مناسبات ملی و مذهبی شاهد جنب و جوش برخی از این گروه‌ها هستیم که تولیدات آنها در زمره نمایش‌های فاخر نمی‌گنجد و تنها پنجره‌ای که رو به تئاتر عربی باز است همان جشنواره تئاتر عربی میسان است که آن هم به علت کمبود منابع مالی، دور بودن از مرکز استان و برخی عوامل دیگر نتوانسته است جایگاه حقیقی خود را پیدا کند و فقط در حد یک انگیزه برای ادامه حیات برخی گروه‌های نمایشی است .البته چند گروه نمایشی فعال در استان هستند که صورت خود را با سیلی سرخ نگه داشتند و گاهی شاهد کار خوبی از آنها هستیم. انجمن تئاتر عربی با پیگیری‌های مجدانه و سرسختانه چند تن از منتخبان هنرمندان به عنوان اعضای انجمن یاد شده از جمله رضا حویزاوی، سعید نگراوی، این‌جانب و مریم طرفی و دیدارهای متعدد با نمایندگان مجلس و برخی از مسئولان، توسط برخی در محاق ماند و هرگز تشکیل نشد و به جای آن کانون تئاتر بومی وابسته به انجمن نمایش استان تشکیل شد.

عن مدير الموقع

شاهد أيضاً

«معنا وریشه کلمه بشت»(2) /حسین فرج الله

«معنا وریشه کلمه بشت»(2) (انواع «بشت»در گذر تاریخ ) حسین فرج الله پوشش ولباس پس …