الرئيسية / التاريخ / الامير شيخ سلمان كعبي اسطوره استعمار ستيزى درقرن 18-(4) /حسين فرج الله

الامير شيخ سلمان كعبي اسطوره استعمار ستيزى درقرن 18-(4) /حسين فرج الله

 الامير شيخ سلمان كعبي اسطوره استعمار ستيزى درقرن 18-(4)

حسين فرج الله

 

از علمای بارز دورق می توان به ابو مسلم محمد بن شیرویه تاجی نام برد او همان کسی است که ابو بکر بن مرودیه از وی حدیث روایت نموده است.
ابو عقیل دورقی ازدی تاجی ،نام وی بشیر بن عقبه ازدی بوده است واز گروه بصریان به شمار می رود ،دربصره سکونت گزید واز حسن بصری ،قتاده ودیگران حدیث شنیده است واز ابن سیرین ،ابونضرة وابو المتوكل وحسن ويزيدبن عبدالله بن الشخير روايت كرد.ومسلم بن ابراهيم فراهيدی وهاشم بن بشیر ویحی بن سعید قطان وعبدالرحمن بن مهدی وابونعیم ملایی وابو ولید طیاسی وجز ایشان از وی روایت کرده اند.

(علی نژاد ،عبدالکاظم ،ابن السکیت دورقی اهوازی شهید ولایت، ص22تا 24)

دورق در دوره حاکمیت بنی کعب:

بنی کعب یکی از قبایل مهم جنوب عراق وسرزمین اهوازاست «آنها با آغاز قرن دوازدهم ه.ق به عنوان قدرتی تاثیرگذار در عرصه منازعات خوزستان ظاهر شدند.بنی کعب با غلبه بر رقبا وقدرت های محلی ،سیطره ونفوذ خویش را برجنوب وجنوب غربی خوزستان گسترش دادند ،وروز به روز بر اقتدار خود بیافزایند ،به نحوی که در عهد شیخ سلمان الکعبی (1182-1150قمری)اشکرکشی عظیم والی بغداد وسیدمطلب مشعشعی را باشکست مواجه کرده وپس از آن بادر اختیار داشتن کشتی های بزرگ وکوچک وسیطره بر بخش شمالی خلیج فارس ، آوازه خویش را به اروپا برسانند.

اولین ظهور بنی کعب در این خطه در اوایل قرن یازدهم در شهر قبان است.(قبان نام شهری درجنوب اهواز برکرانه دریا میان بندر معشور ودهانه رود کارون (بهمنشیر)در آن زمان در چند فرسنگ پایین تر از اهواز شاخه ای از کارون به سوی جنوب جدا شده وپس ازسیراب کردن زمین های پیرامون قبان در نزدیکی آن شهر به دریا می ریخت واین شاخه بوده که رود قبان نامیده می شد).پیش از این نیز بنی کعب در آن پیرامون ودر شرق شط العرب ساکن بوده اند.استاد عباس العزاوی به هنگام ذکر حوادث پس ازسقوط بغداد به سال656قمری از قبیله بنی کعب نام می بردکه در آن زمان درمناطق مختلف عراق ساکن بوده اند.
(قیم ، عبدالنبی ، پانصد سال تاریخ خوزستان ،ص272)

شیخ فتح الله کعبی حوادث قبان را تا سال1078ه.قمری روایت کرده وپس از آن مشخص نیست ،شیخ بدر بن عثمان ویا اعقاب اوتاچه تاریخی بر قبان حاکم بوده اند.کسروی معتقد است که پس از برافتادن دیریان ،بنی کعب سرخود می زیسته اند، باوجود این او اذعان داردکه در این زمان ها چندان آگاهی از حال نداریم.به همین دلیل کسروی پس ازذکر بر افتادن دیریان در سال1078قمری.هیچ گونه اطلاعاتی درباره ی بنی کعب ارایه نمی دهد و وضعیت آنها را در قبان تا سال های اولیه قرن یازدهم یعنی1100قمری مشخص نمی کند.تنهاچیزی که ایشان بدان اشاره می کند این است که در سال1106قمری در بصره وپیرامون آن بیماری طاعون پدید آمده،به قبان رسیده ومردم بسیاری را نابود ساخت ،سپس در قبان علی بن ناصر بن محمدحکمران گردید.

(همان منبع ،ص278)

حاج علوان بن عبدالله الشویکی درکتاب خویش به قدرت رسیدن بنی کعب درقبان را پس ازبرافتادن دیریان این چنین روایت کرده است:بنی کعب روز دوازدهم ربیع الثانی سال1095قمری از مناطق مجاور به دشت میناو آمدند .شیخ بنی کعب در آن سال شیخ ناصر بن محمد بن علی بن یحیی بن عبدالله بود.آنها به منظور عدم پرداخت مالیات به دولت وهمچنین قرارنگرفتن در منطقه تحت سیطره مشعشعیان ،به دنبال مناطق جدید بودند.از این رو عده ای از آنها راهی قبان شدند.پس ازبازگشت گروه مزبور وتشریح اوضاع آن منطقه ،بزرگان بنی کعب تصمیم گرفتندازمیناو به قبان مهاجرت کنند.در این میان عده ای از کعبیان به دلایل مختلف واز جمله به دلیل ناتوانی حاضر به ترک میناو نبوده وقادر به مهاجرت نبودند «کعب العجزه »به معنای کعبیان ناتوان وبا کعبیان عاجز نامیدند.وآنهایی که از میناو به قبان مهاجرت کردندوبه کعب القبان به معنی کعبیان منطقه قبان معروف شدند.
حاج علوان شویکی همچنین می افزاید ،در آن دوره طایفه معروف «مطور »اختیار دار زمین های قبان بودند.ازاین رو بنی کعب به عنوان کشاورزان نزد قبیله «مطور »رفتند وخواستار کشت وزرع زمین های آنها شدند.

براساس توافق بعمل آمده میان شیوخ مطور وشیخ ناصربن محمدشیخ کعبیان در سال1098قمری ،مقرر گردیدبنی کعب زمین های مطور را کاشته واز آن بابت دوسوم محصول را به شیوخ مطور واگذارکنند وعلاوه برآن به مطور خراج دهند ،در آن سال بنی کعب مطابق توافق عمل کرده ودو سوم محصول را به مطور دادند ،سال بعد شیخ ناصر بن محمد کعبی خواستار افزایش سهم کعبیان از دو سوم به یک سوم شد ،اما شیوخ مطور نپذیرفتند .این کشمکش ومنازعه میان طرفین آغاز شد که درنهایت به جنگ وخونریزی منجر شد.در جریان این جنگ شیخ ناصر بن محمد کعبی ،شیخ بنی کعب پس ازبیماری در گذشت وپسرش علی جانشین اوشد.علی بن ناصر عزم خودرا درادامهجنگ بامطور جزم کردودرنتیجه درجنگی که بهومدت هفت روز طول کشید ،بنیکعب باتطمیع عشیره «آلبوعشیره »ازهم پیمانان مطور توانستند مطور را شکست دهند.درپی شکستقبیله مطور منهزم شده برخی به کویت وبحرین وقطیف رفته وبخش اعظم آنها به بندر معشور گریختند.گروهی هم درقبان ماندند، بدین ترتیب شیخ علی بن ناصر به عنوان شیخ بنی کعب بر قبان وزمین های اطراف آن حکم فرمایی کرد.وکعبیان این حکومت راتحت نام بنی کعب آل ناصر ویا شیوخ آل ناصر تا دوقرن استمرار بخشیدند.

(قیم ،عبدالنبی، پانصد سال تاریخ خوزستان ،ص278)

شکست قبیله مطور وتصرف قبان واطراف آن در سال 1099قمری توسط بنی کعب ،به رهبری شیخ علی بن ناصر سرآغاز اقتدار کعبیان در آن خطه بود.دراین سال ها مشعشعیان گرفتار کشمکش های داخلی به منظور کسب قدرت حویزه بودند.این کشمکش ها به مدت پنج سال شیرازه کار را از دست مشعشعیان خارج ساخت وحویزه بدون والی بود.تا اینکه در سال1097قمری ،مشعشعیانمتف القول شده وسید عبدالله را به عنوان حاکم برگزیدند.همین موضوع علاوه بر تشتت وچندگانگی آل مشعشع ،بیانگر ضعف وناتوانی دربار صفوی درآن دوره است.از طرفی دیگر والیان حویزه هیچ گاه به فکر تصرف قبان واستیلای برآن خطه نبودندوتقریبا آن منطقه را به حال خود گذاشته بودند.به همین جهت سید فرج الله مشعشعی در سال1109قمری، به سوی بصره لشکر کشید وآنجا را فتح کرد ،اما نگاهی به قبان نداشت ،آنها حتی «دورق»را که در عهد سید مطلب فتح کرده بودند ،به حال خود گذاشتند وبه قول کسروی حاکم آنجا خودسر زندگی می کردند.
دولت عثمانی نیز در این زمان سخت گرفتار بوده آن توانایی که به گوشه های دور دست رسیدگی کنند را نداشت.حال وروز حکومت صفویه وضعف دربار درعدم تصمیم گیری پنج ساله در انتخاب والی حویزه را در بین 1091-1092دیدیم،از اینرو مجموعه عوامل فوق موجبات تحکیم وتثبیت بنی کعب را فراهم نمود.وروز به روز بر قدرت آنها افزوده شد، همچنین نبایداز این امر غافل ماند که علاقه ومیل شدید شیوخ بنی کعب به عمران وآبادانی از مهم ترین عوامل تثبیت قدرت بنی کعب بود.احداث ترعه ها ونهرها وحفر جویبارها وانشعاب آنها از کارون موجبات بسط وتوسعه کشاورزی ورونق زندگی مردم شدودرنهایت تحکیم پایه های حکومتی آنها را درپی داشت.

پس از مرگ شیخ ناصر بن محمد بن علی به سال1099قمری پسرش علی بن ناصر جانشین اوشد وقبان را از طایفه مطور گرفت .علی بن ناصر پس از مدتی توانست سایر عشایر وطوایف آن منطقه را مطیع وفرمانبردار خود بسازد وبا حصر آب سابله ،کشاورزی آن خطه را رونق بخشید .اوبا همسایگان خوش رفتاری کردواز ادبا وشعرا تجلیل بعمل آورد.پس از مدتی شیخ علی کشته شد وبرادرش شیخ عبدالله زمان امور را به دست گرفت.
شیخ عبدالله بن ناصر علاقه فراوانی به عمران وآبادانی داشت .به دستور او نهرها وجویبارهای ذیل حفر شدند، این نهرها ازکارون منشعب شده وتمامی منطقه شرق کارون حد فاصل کارون تا دورق وشمال آنرا آبیاری می کرد،نهرهای الرمیله ،موسی، السماوه، هاشمی، الشنباره ،القجر، عبدربه ،ابوعاقوله ،الحیاچ ،شاخه خان ،الوسطانیه ،عبدالواحد، خوین،الخضریه ،الاسماعیلیه، عیده ،حوران …..شیخ عبدالله برسر هر نهر وجویبار عده ای را ساکن نمود تابه کشت وزرع وپروش دام بپردازند ،او مالیاتی برآن زمین ها بست وهمه ساله مأموران خویش را برای وصول مالیات به آن ناحیه اعزام می کرد.با وجوداین وعلی رغم اقدامات مؤثر شیخ عبدالله ،بنی کعب او رانیز کشتند .پس از قتل او برادرش سرحان فرمانروای بنی کعب شد.
سرحان بن ناصر به منظور بهبودی حال مردم ،نهرها وجویبارهای متعددی از کارون منشعب کردتا جمعیت بیشتری در آن مناطق ساکن شوند .

(همان منبع ص284)

پس از سرحان فرج الله بن عبدالله حاکم بنی کعب می شود حکومت فرج الله مصادف با حمله محمود افغان وبراندازی حکومت صفویه بود که باعث استحکام قدرت بنی کعب شد.

شیخ فرج الله در جنگ بصره با عثمانی ها کشته شدوپس از اوطهماز بن خنفر بن ناصر جانشین او شد ،او تا سال1150بر قبان ومناطق مجاور حکومت کرد او چهار سال حکومت کرد وپس از کشته شدنش پسرش بندر بن طهماز حاکم شد اما دوماه بعد کشته شد وحکومت به عثمان بن سلطان بن ناصر رسید.شیخ عثمان بن سلطان همراه با برادرش شیخ سلمان حاکمان بنی کعب شدند ،شیخ عثمان پس از بیست وهشت سال در سال1178فوت کرد وشیخ سلمان برادرش بر کرسی ریاست نشست ،شیخ سلمان تا 1182 قمری بزرگ بنی کعب بود .

مهاجرت بنی کعب از قبان به دورق :

دوره سی ودوساله حکومت شیخ سلمان (1182-1150)را باید نقطه عطفی در تاریخ بنی کعب دانست ،در این دوره بنی کعب با مهاجرت از قبان به دورق وبنای شهر فلاحیه پایه های قدرت خویش را مستحکم تر ساختند.
در سال 1160قمری بنی کعب در جست جوی زمین های حاصلخیز رو به سوی دورق نهادند، این کوچ یا مهاجرت به صورت دسته جمعی بود وهمه افراد اعم از زنان وکودکان وپیرمردان را شامل شد.به احتمال زیاد قرار کرفتن قبان بر ساحل شمالی خلیج وشوره زار بودن بخش های آن ،افزایش جمعیت بنی کعب وناکافی بودن زمین های قبان ودرمقابل سرسبزی وخرمی دورق وفراوانی آب از عوامل اصلی مهاجرت دسته جمعی بنی کعب بوده است .این بار بنی کعب بر خلاف مهاجرت قبلی ،گروهی را به عنوان پیش قراول نفرستادند بلکه همگی از قبان به دورق مهاجرت کردند.

(همان منبع ص287)

شیخ سلمان کعبی مرد خردمند وکاردانی بود وعلاقه فراوانی به عمران وآبادانی داشت .از جمله اقدامات او بنای سد سابله بر رودخانه کارون است که نقش بسزایی در رفاه وآسایش مردم داشت .دشت خوزستان به دلیل هموار بودن ،و وجود رودهای بزرگ همچون کارون از حاصخیز ترین وپربرکت ترین خاک ها به حساب می آید.اما عمیق بودن رودخانه استفاده از اب را سخت می کند….شیخ سلمان با آگاهی از اهمیت ونقش سد، در زندگی مردم ،در مکانی به نام سابله ،سدی بر روی کارون احداث کرد وآب را در آن ناحیه مجتمع کرده وبالا آورد.سپس همه زمین های اطراف سد را در مسیر جوی قبان قرار داشتند با شبکه ای از جوی های بزرگ وکوچک به آب سد متصل کرده وزمین های وسیعی را آبیاری کرد.
این سد در جنگ شیخ سلمان با کریم خان زند به دست کریم خان شکسته شد وزمین های سابله واطراف آنرا از بین برد ، از مهترین اقدامات شیخ سلمان تاسیس شهر فلاحیه است که این شهر تا کنون در محل قدیم خود پا بر جاست ، همچنین شیخ سلمان کعبی ،شیخ سلمان کعبی از مهترین حاکمان بنی کعب در قرن هجدهم بوده که توانست با کارهای عمرانی وایجاد کانالهای کشاورزی وهمچنین سد سازی بر رودخانه هاوعلاوه برآن روابط سیاسی با رقیبان داخلی وخارجی به تاثیر گذار ترین حاکم بنی کعب تبدیل شود.

ادامه دارد…..

#الحرشة

عن مدير الموقع

شاهد أيضاً

الخیانة / سید کاظم القریشي

🔹🔹 سيد كاظم القريشي  الخیانة (قصة قصيرة جداً)   رفع الموظف في منظمة الشهداء عینيه …