الرئيسية / الأدب / المجتمع

المجتمع

حـــــزن المســـــاء / احمـــ العتيقـي ـــد

حـــــزن المســـــاء

احمـــ العتيقـي ـــد


آهٍ منـك يـا حـزن المسـاء

يكسـرِ روحـي بـداخلـي

يحطـــم صمـت شجـونـي

ليـأخـذنـي بيـن المقـابـر..

اجلـس بيـن أجــداثهــم مكســور الخـاطـر..

وحــزن أمتــزج بحسـراتٍ فـاضـت مـن نـاظـري

احكـي لهـم عـن فـراقهـم

أشكـو لهـم مـن وحـدة رافقتنـي بعـدهـم

اشـرح لهـم قـدري و تقـديـري

اسـألهـم إلـى متـى جفـاءهـم عنـي؟؟

انـاشـدهـم عنـد مـن تـركـونـي؟

اعـاتبهـم بعبـرةٍ تختلـج فـي صـدري..

ولكــــن ..

لا يسمعــون النـداء ..!!

فـألملـم أحـزانـي المتبعثـرة حـول قبـورهـم…

وأرجـعُ بهـا لتصحبنـي فـي وحـدة المســاء ..

وفيـة جـداً احـزانـي !!

الامن و الدرّاجون / ناصــ‌‌شایع‌‌ــر(ابوفهر)

الامن و الدرّاجون

ناصــ‌‌شایع‌‌ــر(ابوفهر)

بِسْم اللّٰه الرَّحْمن الرَّحِیم
( وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحًا ۖ إِنَّكَ لَن تَخْرِقَ الْأَرْضَ وَلَنن تَبْلُغَ الْجِبَالَ طُولًا )الاسراء۳۷.

انعدام السّلم والأمن یتسبّب بعدد من الاضطرابات والأمراض النفسيّة للأفراد، وقد تجرّ هذه الأمراض النفسيّة أمراضًا جسمانيّةً ایضًا.
فَفي الزمن الذي یحاول الاهوازي خلاله امتصاص ضراوةة ظلمٍ یقسي القلوب و یؤلمه فیه قهر الحرمان و یقلقه فکر المد المنحدر من وراء الجبال،یری بعض أبنائنا يتسكعون بالدراجات في الشوارع و السکک و المحلات و في اوقات مختلفة من النهار او اللیل بل في منتصفه او آخره،و یتفاجأ بخروجهم کَخروج الجنّي من القمقم وفي كل مرة يتطور الأمر معهم تدريجيا في كيفية السير والخروج.

بداية كانوا بعدد الأصابع ومن قرية او مدینة واحدة ثم أصبحوا جماعة لا تقل عن عشرة أشخاص ومن قرًى و مدن متفرقة و مع جوعنا المفرط،یمازح بدراجته بما طاش بعقله و یسبّب تلویثًا صوتيًا کما یفعل المغمور بالحمی او الجنون.ثم صار عندهم نوع من أنواع التحدي في استعراض المهارات في القيادة والتفحیط والتخمیس،بِتعجرف و عتاهیة.

و نرى بعضهم یخرج بِأزیاء تذهب بِسمة الوقار و بهاء العقل او متلثما وكأنه یتبع بعض العصابات.
و لاجابةالسؤال : ماذا یفعل المسؤلون؟
فَهُم ربما في شغل لاستقدام المزید من اغراب للاهواز و تسهیل سکناهم و تیسیر حصولهم علی الفرص الاقتصادیة.
مخاوف و توقعات الخبراء:

۱_ خروج الصغار مع من هو أكبر منه سنًّا يعرضهم للخطر وأهمها التحرش .
۲_ خروجهم مجموعات یزاحم المارّة لاحتوائهم الطریق و
يولد فيهم التحدي و المیل الی العنف وخاصة إذا كانوا قدد تابعوا شيئًا من الأفلام العنیفة.
۳_ توفر الدراجات الجديدة يثير غريزة التملك و شغف المال عند من لا يملكها ثم يصل بهم الأمر للسرقة والتعدي و التجاوز على حدود الآخرين و تهدید امن المجتمع الاهوازي.

۴_ تخطي السرعة و نظام الأمان يعرضهم لحالات دهس.
۵_ تلک فرصة سانحة لمروجي المخدرات فَیستغلوا حاجة الأطفال للمال فيكونوا صيدًا سهلًا لهم.
۶_ كثير من حالات العقوق والتفكك الأسري يقع بسبب رفقاء السوء.

فَعلی الاهوازیین ان
ینتبهوا لفلذات أكبادهم و ان یراقبوا تصرفاتهم و ما فيي أيديهم و خروجهم وعودتهم للبيت و یتحسسوا عن أصحابهم فَأنّ الذین یمضون اوقاتهم بالعبث في امان الناس افْدح خسارة و اهْدر عمرًا و هذا و نحن نواجه مزاحمة الذین جعلوا لانفسهم حدودًا وهمیة و لایریدون لنا الّا هوابط الامور.

فلنعمل معًا في اصلاح مجتمعنا الاهوازي حتی و ان لم نحصل علی دعم حکومي.

حكاية الحاج جليل / سعيد مقدم أبو شروق

حكاية الحاج جليل

سعيد مقدم أبو شروق


حاولت جاهدا وما زلت أن لا ألحد إلى القضايا الطائفية بتاتا، ولا أسأل أحدا عن طريقة ارتباطه مع ربه، وهل يصلي و يصوم و يزكي…أم لا.
ذلك لأني أعتبرها أمورا شخصية لا يحق لأحد أن يقتحمها بسؤال فضولي  مباشر، أو أن يتجسس عليها…وهناك فرق شاسع بين التطفل في أمور الآخرين من جهة، والأمر بالمعروف والنهي عن المنكر من جهة أخرى.
ولقد حرصت على أن أوصي طلابي دائما أن يتجنبوا الأسئلة التي تخص انتماء زملائهم لطائفة دينية معينة أو اعتقاداتهم الشخصية.

لكن جاري وقد ضافه ضيف من مدينة بعيدة أمس، هو الذي أفشى لي أنه فطر يومه لكي لا يدع ضيفه يتغدى لوحده.
فتذكرت الحاج جليل وهذه حكايتة :

كان جليل يسكن في المحمرة قبل الحرب الإيرانية العراقية، يناديه أهل الحي باسم (جحيل)، وكأنه اسم شعبي منشق من جليل.
وقد تيسرت أمور جليل الاقتصادية فحج البيت الحرام، ثم امتلك شاحنة كبيرة ينقل بها مواد البناء كالرمل والتراب…

وفي رمضان عام من أعوام المحمرة آنذاك، خرج الحاج جليل عصرا لينقل التراب من منطقة صحراوية نائية تقع بين المحمرة والأهواز؛ وتعطلت شاحنته أثناء الطريق، وكانت الشمس قد اقتربت إلى المغيب.
فحاول أن يصلح الشاحنة وكان قد كسب خبرة قليلة من الأمور الميكانيكية.
ولم تكن آنئذ الجوالات قد اخترعت بعد ليتصل بأحدهم لطلب المساعدة، فظل يحاول إصلاح شاحنته لساعات حتى استطاع أخيرا أن يحركها.
فأسرع نحو المدينة وقد أخذ منه العطش والجوع مأخذهما، لكنه حين دخل المحمرة كان صوت أذان الصبح يصدح من المآذن ليملأ الأرجاء معلنا ولوج نهار جديد في ليل أمضاه الحاج جليل صائما.

توجه الحاج جليل نحو بيته حامدا ربه، سائلا الصبر والقوة على الاستمرار في صيامه لليوم الثاني، وقد استمر موطـّن العزم في صومه دون أن يشرب حسوة ماء، أو يأكل لقمة خبز.

ترى ماذا تغير خلال هذه العقود ليجعل بعضنا يتهاون في دينه، وفي سلوكياته العربية، وحتى في لغته مع أطفاله؟!
أهي الحرب والنزوح من المحمرة؟!
أم أن فيالق الإعلام المبغض غزتنا فبسطت أيديها إلينا لتعبث بإصالتنا العربية والإسلامية فاستسلمنا دونما أية مقاومة!
أم أن الحقد مطر علينا من الجهتين ولم نجد سقفا يأوينا، أو من يعزرنا، فنال منا بكل سهولة وانقياد؟!
أعزائي أهل الضاد والأرض، أخشى إن استمر التهاون على هذا المنوال، أن يسقط في أيدينا؛ ولات حين جدوى من الندم.

روشنفكر قبيله ای / فهد باجی

روشنفكر قبيله ای

فهد باجی

در جای جای کره زمین همیشه بودند کسانی که تحت عنوان و القاب مختلف همچون فرهیخته، نخبه، روشنفکر و…
جان و فکر و وقت شان را فدای تقدم و پیشرفت جامعه شان در جغرافیای محدود و حتی جغرافیای وسیع گاهی از یک محله یا شهر تا کهکشان راه شیری تقدیم کرده اند.

این مردان و زنان با اينكه تحت فشار افکار و مردم و حکومت های زمان خودشان قرار گرقته اند
ولی تاریخ همیشه آنها را در سر ورقه های کتابش با عنوان قهرمان ملی و حتی جهانی یاد میکند.

در کنار اینها هستند کسانی که تحت اسم های مقدس نخبه و فرهیخته با جان و وقت و مال مردم معامله کردند…
و چه معامله ای زشت تر و بدتر از فروختن مردم جامعه ی خود؟
در اینجا و با این تعریف قصد داریم گرچه گذرا
فرهیخته الاهوازی را مورد نقد و بررسی قرار دهیم.

جامعه ی ما مثل هر جامعه دیگری در این کره خاکی عاری از عیب نیست…
و با نقد و بررسی ست که امکان به پیش بردن جامعه میسر می شود.
شاید پس از گذشت چند هفته از انتخابات و پس از آرامش طوفان انتخاباتی مجال نقد و بررسی این پدیده را داشته باشیم…

روشنفکر اهوازی سرگردان میان هویت اصیل خود و فرهنگ دخیل اجنبی سعی دارد خود را از این باتلاق بیرون بیاورد..
و در این دوئل سرنوشت ساز روشنفکر اهوازی از جای دیگری تحت نام قبیله خساراتی بس بیشتر از فرهنگ دخیل به ملت وارد کرده است.

با مروری بسیار کوتاه و نگاه به همین یک ماه پیش انتخابات شورای شهر…
فارغ از مقبول یا مقبول نبودن انتخاب که خود جای بحث دیگریست…
اصطفاف به اصطلاح نخبه های اهوازی به نزدیکان قبیله ی خود بدون نگاه و واکاوی شخص نامزد خیانتی بس بزرگ به خود، جامعه و نام مقدس فرهیخته، کرده است
استفاده ابزاری از خیل عظیم فرهیخته در برهه های حساس مثل انتخابات همیشه ضربات جبران ناپذیری به جامعه زده است،
امید است روشنفکر عزیز میان مصلحت جامعه و مصالح شخصی خود یکی را برگزیند
و بر طبل ملی گرایانه نکوبد و احساسات مردم را هدف قرار ندهد.
در پایان
باید توجه نمود که صرف نبود راه حل دلیلی برای آزمون و خطا کردن جامعه با نام روشنفکر مقبول نخواهد بود و تجارت با نام روشنفکر و نخبه همیشه با شکست مواجه شده است.

و در آخر امیدوارم سخن ذیل از توفیق الحکیم نویسنده عراقی بر روشنفکر اهوازی منطبق نباشد؛
‏”المصلحة الشخصية هي دائما الصخرة التي تتحطم عليها أقوى المبادئ.”

مـــلــــاشــیــــه درحاشیه فقر / میلاد خسرجی

مـــلــــاشــیــــه درحاشیه فقر

میلاد خسرجی

معــضـــلاتــــ محله فقیر نشین در اهواز که این معضلات در نابودی جوانان آن محله تاثیر زیاد و مهمی دارد.

ملاشیه یکی از محلات بسیار قدیمی و پر جمعیت ولی محروم شهر اهواز است.
در حال حاضر جمعیت ملاشیه با امکانات و خدمات آن هیچگونه همخوانی ندارد.
اگر مساحت ( عرض وطول ) این محله را با دیدی تحقیقی نگاه کنیم ، می توان دریافت که ؛

‼️نکته های دریافتی از این محله :

1-سیمای نامطلوب.

2-پایین بودن سطح بهداشت عمومی و سلامت.

3-فقدان شغل رسمی ودرآمد کافی.

4- تراکم جمعیت.

5- فقدان یا کم بودن امکانات آموزشی و رفاهی و سطح نازل آموزش و پرورش و سواد.

6-اعتیاد.

7- منبع و مرکز انحرافات و کجرویهای اجتماعی:
شامل (فقر و ناتوانی یا عدم تمایل بازار رسمی اقتصاد شهر به جذب حاشیه نشینان، آنان را به بازار فعالیت های غیر رسمی می کشاند.)

➖در حالی که زمین های خالی فراوانی ، در ملاشیه وجود دارد.
ولی این محله فاقد امکانات بسیار اولیه و ابتدائی همچون پارک و بوستانهای محله ای ، زمینهای ورزشی، بازارچه و… است .
درحالت استاندارد یک محله ، باید ( کتابخانه ، امکانات فرهنگی و رفاهی جهت پر کردن اوقات فراغت جوانان یا نوجوانان) داشته باشد.

البته این مواضع شامل حال محلات مجاور و غیر مجاور ملاشیه مثل شهرک اهواز، گلدشت ،مندلی ، کوی سیاحی ، کوی علوی و… می شود.
که حال یکی از دیگری بدتر و بدتر است.

بنابراین اگر نگاهی عــــــــدالــــــــــت محورانه نسبت به مناطق بسیار محــــــروم از سوی شورای شهر و شهرداری کلانشهر اهواز حاکم شود و برنامه جهش توسعه برای چنین مناطقی ارائه و تعریف گردد ، قطعاً در میان مدت آثار زشت محرومیت از چهره محلاتے همچون ملاشیه پوشانده خواهد شد.
و توسعه ای عادل و متوازن با سایر محلات شهری ، شامل این محله قدیمی خواهد شد.

شهرداری منطقه پنج از جمله شهرداری تازه تاسیس است.
و قطعا بدون هماهنگی ، مساعدت و پيشتيباني شهرداری مرکز قادر به اجرای هیچ برنامه توسعه ای برای ملاشیه و سایر محلات نخواهد بود .

ملاشیــــہ در حال حاضر از کمترین ، بدترین و بی کیفیت ترین امکانات برخوردار است.
که این امر در کشاندن جوانان به فساد ، اعتیاد و ناامنی ، تاثیر بسزایی دارد .
راهکار های مناسب:

1-تشویق سرمایه داران شهری برای سرمایه گذاری در این محلات بدلیل نیروی کار وزمین فراوان وارزان

2-افزایش مزیتهای کاردر مناطق حاشیه نشینی جهت جذب نیروی کار با تجربه و فعال به این مناطق بویژه در محور آموزش و پرورش و سلامت و….

3-احداث و به روزرسانی مراکز آموزشی و خدماتی (مدارس،خانه های بهداشت و…)

4-کوتاه کردن دست زمین خواران و بورس بازان از این مناطق حاشیه نشین

5-ارائه آموزشهای شغلی ارزان و دردسترس جهت تخصص یابی نیروههای جوان فعال و بیکار این مناطق.
پیشنهاد این است ، که یک کمیته یا گروهی برخوردار از امکانات مالی کافی و بهره مند از صلاحیتهای اجرایی ونیروی انسانی قوی و متخصص ، با هماهنگی شهرداری منطقه پنج اما زیر نظر شهرداری مرکز فعالیت کند و طرح توسعه جهشی ملاشیه را در دست بگیرد.
و بر اساس ارائه یک برنامه دقیق ، منظم و زمان بندی شده فعالیت خود را همزمان با شروع به کار شورای پنجم در اهواز آغاز کند.


تنها راه پیشرفت و خارج کردن این محله از فقدان شدید امکانات و تجهیزات رفاهی، فرهنگی و خدمات شهری ، تفریحی و محلات همجوار ، آن است.

که تحقق این هدف در صورت خواستن مـــســـؤلان و شورائــــیـــــان دور از دسترس نخواهد بود.

میلاد خسرجی

دانشجوی کارشناسی
شهرسازی

بحث عن أسباب الوقوع في المخدرات

بحث عن أسباب الوقوع في المخدرات

المخدّرات هي كل مادة أو مستحضر مصدرها طبيعي أو مصنعة، تحتوي على مواد مثبطة أو منشطة، وإذا استخدمت لغير الأغراض الطبيّة، فإنّها تسبّب خللاً في عمليّات العقل، وتؤدّي إلى ما يعرف بالإدمان، وهي مرحلةٌ تعني عدم القدرة على الاستغناء عن هذه المواد أو تركها، مما يؤدي إلى تدمير الإنسان جسمياً ونفسياً واجتماعياً.

أسباب الوقوع في المخدّرات

فيما يلي بعض العوامل التي تتولد منها الرغبة في الإدمان على المخدّرات:

ضعف الوازع الديني، وقلة المعرفة بأمور الدين، الأمر الذي يجعل صاحبه غير قادراً على التصدّي لمشاكل الحياة والرضا بقضاء الله.

الثراء و وجود المال بكثرة يدفع الإنسان إلى حبّ الاستطلاع وتجربة كلّ شيء. عدم الاستقرار النفسي واختلال الدور الاجتماعي، من أجل الهروب من الواقع في ظلّ الضعف، وعدم التكيّف مع الحياة والمجتمع.

رفاق السوء، حيث يعتبر عامل الفضول وإلحاح الأصدقاء أهمّ حافز على تجربتها، وبالتالي الإدمان عليها. السفر إلى الخارج، خاصة في ظل غياب الرقابة على الأماكن التي يتمّ فيها تناول المخدّرات.

الاعتقاد بزيادة القدرة الجنسية، حيث يعتقد البعض أن هناك علاقة وثيقة بين تعاطي المخدّرات وزيادة القدرة الجنسيّة من حيث تحقيق أقصى إشباع جنسيّ، ولكن الواقع أن المخدّرات ليس لها علاقة بالجنس، كما هو شائع بين الناس. غياب وعي أفراد المجتمع وجهلهم بأضرار ومخاطر المخدّرات.

السهر لأوقاتٍ متأخرةٍ خارج المنزل بدون رقابةٍ من الأهل. الشعور بالفراغ وعدم توفر الأماكن التي تمتص طاقة الشباب، كالنوادي والمتنزهات. إدمان أحد الوالدين أو كلاهما حيث يجعل منهم قدوة لأبنائهم، بالإضافة إلى المشاكل الأسرية، والتقصير بالواجبات التربوية، من أهم العوامل التي تدفع الأبناء إلى الانحراف.

حبّ التقليد، ويرجع ذلك إلى الممارسات السيئة التي يلجأ إليها المراهقين في تقليدهم للآخرين لمحاولة إثبات ذاتهم، وإطفاء طابع الرجولة أمام الأهل والجنس الآخر.

سبل مكافحة المخدّرات

توفير العلاج الصحي والنفسي والاجتماعي للمدمنين الذين يتمُّ ضبطهم. التوعية المجتمعيّة حول مخاطر المخدّرات، وذلك من خلال المؤسسات والندوات في المدارس والجامعات. التركيز في وسائل الإعلام المختلفة على بيان أضرار المخدّرات على الفرد والمجتمع، ومن جميع النواحي. سنّ قوانين وتشريعات صارمة و رادعة والعمل على تطبيقها.

رفع الكفاءة الاجتماعية للأسرة، ووعي الوالدين بضرورة حسن التعامل مع أبنائهم، خاصة خلال مرحلة المراهقة. تضمين المناهج المدرسية بإخطار المخدّرات وأثرها على الفرد والمجتمع. مراقبة كافة المواد التجارية الواردة إلى البلد والصادرة عنه. تشديد العقوبة على تجار المخدّرات.

کشیده ی دیر هنگام / محمد سعدی

 کشیده ی دیر هنگام

محمد سعدی


1. تقریبا ده سال قبل بود، مهمان شخصی بودم و پدر آن شخص برایمان تعریف کرد که : وقتی جوان بودم ، رادیو ام را با خودم بالای پشت بام می بردم و به برنامه های آن گوش می دادم ( آن زمان اکثر مردم ، تابستان ها روی پشت بام های منازلشان می خوابیدند .. به خاطر هوای مطبوع و پاک ) ، در شب های چهارشنبه ، مسابقه ای در یکی از برنامه ها برگزار می شد و سؤالی مطرح می شد و در هفته ی آتی شنونده ها جواب را می گفتند ، یکی از این سؤالات که بر خلاف دیگری ها ، بسیار مرا کنجکاو کرد و گذاشت که من یک هفته ی تمام ثانیه شماری بکنم تا جواب آن را بدانم این بود :

تنها قطعه زمین موجود در دنیا که خاک حاصلخیزی دارد بطوری که هر چه در آن کاشته شود ثمر می دهد ؟

بعد از انتظاری سخت و دراز ، شب چهار شنبه فرا رسید و من سر تا پا گوش منتظر بودم ، جواب آن را یک دختر یونانی از طریق تماس با برنامه رادیوئی داد : *الأهواز*!!! ( منظور جلگه خوزستان است ).

امری که پدر علم هیدرولوژی نوین آب و همچنین بنیانگذار قطب آب کشور ، پروفسور حسین صدقی بر آن صحه می گذارد ، و در همايش ملي آب حيات زمين که توسط انجمن محيط زيست و منابع طبيعي خوزستان به مناسبت روز جهاني زمين در دانشگاه چمران برگزار گرديد ، اظهار کردند :
خوزستان جلگه ای است که از رسوب چند رودخانه به وجود آمده و از بهترین عرصه های طبیعی و جغرافیایی در ایران و جهان از لحاظ منابع آب و خاک حاصلخیز و اقلیم به شمار می رود.
2. بچه که بودم ، یادم می آمد که در روستام انواع و اقسام درخت ها و گیاه ها کاشته می شد ، حتی پنبه و خشخاش !!!

3. سال قبل ، اوایل فصل بهار در شهر حمیدیه قدم می زدم که ماشینی کنارم ایستاد ، پلاک تهران بود ، خانواده ای بودند که برای خوشگذرانی تعطیلات آمده بودند ، پیرزنی با وقار و محتشم رو به من گفت : پسرم .. اینجا حمیدیه است ، گفتم بله ، گفت چرا از هر کی می پرسم دروغ می گوید !!

گفتم مادر من در سنی نیستم که بخواهم دروغ بگویم و اصلا چه دلیلی دارد که دروغ بگویم.

ادامه داد : من سی چهل قبل به همراه پسرم که در پادگان ارتش خدمت میکرد ، اینجا زندگی میکردم ، اینجا باغهای زیادی داشت ، جنگل انبوهی داشت پر از درخت و گل و بلبل و پرندگان مختلف ، الان هر چه دنبال آن جا می گردم ، پیدایش نمی کنم و مردم اینجا به من دروغ می گویند.

گفتم : همه اینهایی که گفتی دیگر وجود خارجی ندارند، در حالیکه بغضش گرفته بود و اشک از چشمانش جاری می شد ، سرش را به علامت چرا و چگونه تکان داد ، گفتم که سیاست های حکومت و پروژه هایش مسبب این ظلم به محیط زیست و خاک و زمین ما هستند.

بغضش ترکید و با صدایی بلند به پسرش گفت : همین الان منو ببر تهران ، یه لحظه هم اینجا نمی مونم.

4. از دوستم که چند ساله در زمینه مسائل محیط زیست ایران و بخصوص اهواز تحقیق و مطالعه کرده شنیدم که می گفت : اهواز تا 15 سال دیگر قابل سکونت برای انسان و حیوان نخواهد بود.

5. چند ماه قبل در فضای مجازی خبری منتشر شد بدین مضمون که نماینده مردم شهر محمره ، برای آنچه که زمینهای کشاورزی محمره را فاضلاب و زهاب نیشکر خراب و بی ثمر کرده ، و همچنین در جواب نژادپرستانه مسؤول شرکت نیشکر ، كه گستاخانه ، خطاب به آقای ثامری گفت که : اینجا ما عرب نداریم !!! با کشیده ای بینی اش را شکسته ، کاشکی مسؤولين ، کاش خود مردم ، بینی های مسؤولين غیر بومی را خیلی وقت قبل می شکستند ، همان مسؤوليني که آقای علی حیدری در تحلیل أخيرشان ” نسبت فعالین عرب با دو انتخابات ( لابی های قدرت و ثروت استانی ) ” ، از آنها به عنوان مافیایی که مثل هشت پا به ثروت ها و مناصب اقلیم اهواز چنگ زده اند و مثل کنه ول کن نیستند ، یاد کرده است.

ختمة القرآن في شهر رمضان المبارك / حسین الحائي

بسم الله الرحمن الرحيم

﴿إنا أنزلناه قرآنا عربيا لعلكم تعقلون﴾

ختمة القرآن في شهر رمضان المبارك

تقریر حسین الحائي

10/رمضان/1438
2017/ژوئن/ 5
15 /خرداد/1396

مساء ليلة الإثنين كانت ختامية الجزء الحادي عشر من شهر رمضان المبارك ،
في بيت الحاج حسن الشيخ جعفر الساعدي

مع القراء:
الاستاذ موسى الچناني
الشاب باسم العلواني
الشاب موسى العياشي

ترجع قدمة هذة الجلسات إلى 21عام قبل سنة 1996، في المسجد و في بيوت اعضاء المشارکین، بإدارة الحاج حسن عبياوي…

نشاط هذة الجلسه القرانية والقائمين عليها هي : تدريس القرآن و التجويد،تدريس دروس دينيه اخرى،تدريس الطلاب مجانا لي شباب حي الزهرا و أيضاً موسسة خيريه للفقراء، أنتجت هذة الجلسات إنتاجات عديده وهي دخول ثلاثين طالب جامعي الى الجامعات،مشاركة في مسابقات القران على صعيد المحافظة واخذ المقامات ،فرقة تواشيح،مبتهلين …

والأخير وليس الأخر أن هذه ختمة القران المجيد في شهر رمضان المبارك كل سنة توجد في نفس المکان والزمان بمبادرة من الحاج حسن عبياوي في شهر الخير و الرحمة في حي الزهرا(آهن افشار)

تبداء القراءة مساء كل ليلة ساعة 10مساءا بتوقيت الاهواز