الرئيسية / التراث

التراث

المحيبس لعبة تراثية شعبية تجمع الأهوازيين في رمضان

المحيبس لعبة تراثية شعبية تجمع الأهوازيين في شهر رمضان المبارك


(المحيبس) لعبة شعبية عربية تراثية تلعب في شهر رمضان خصوصاً، وهي لعبة مشهورة جداً في الأهواز و تعتمد على الفراسة.
أصل كلمة محيبس هي تصغير لكلمة (محبس) ، التي تعني الخاتم الذي يتم البحث عنه من خلال اللعبة
ولهذه اللعبة اسم آخر وهو (بات) ويعني
(مبيت المحبس في أيدي اللاعبين) ، ويقال:
(يلعبون بات) .
يتم لعب المحيبس بفريقين وبأي عدد من المشركين ، حيث يقوم أحد الفريقين الذي يشتري المحبس (الخاتم) بعدد من النقاط يتم منحها للفريق الآخر،
بتخبئته بيد أحد أفراد فريقه دون علم الفريق الثاني، عندها يقوم أحد أفراد الفريق الثاني بالبحث عن المحبس بإسقاط الأشخاص، الذي يعتقد بعدم وجود المحبس بيدهم، فأن أخرج أحد اللاعبين وكان المحبس بيده يخسر الفريق نقطة
(في هذه الحالة يصرخ اللاعب الذي بيدة الخاتم بكلمة (بات) ومن هنا جاء الاسم الثاني للعبة)، ويعاد تخبئة المحبس من جديد، و إن حزر رئيس الفريق الأول اليد المخبأ بها المحبس ربح فريقه نقطة وحصل على الخاتم ليخبئه بدوره عند أحد أفراد فريقه، ليبحث عنه الفريق الثاني وهكذا .

يستمر اللعب لحين وصول أحد الفريقين لمجموع النقاط التي يتفق عليها مسبقاً، وبذلك يكون هوالفريق الفائز، و يحصل على الجائزة، عادةً ما ترافق اللعبة ارتداء الزي العربي و مجموعة من الهوسات (الأهازيج) و الأغاني التراثية لبث الحماس والتسلية بين الحضور.
يكون اللعب على شكل تسقيط بين المحلات والمدن الأهوازية ، يحصل الفريق الفائز في آخر أيام شهر رمضان على الجائزة الكبرى . وتوجد حالياً دورات للعب المحيبس على مستوى الأهواز و مدنه .

باقی مانده آثار وعقاید مندائیان (صابئه)درشوشتر (تستر) / حسین فرج الله (ابو عرفان)

باقی مانده آثار و عقاید مندائیان (صابئه)در شوشتر (تستر)

حسین فرج الله (ابو عرفان)

شوشتر(آدامدون،تستر) یکی از قدیم ترین شهرهای جهان که تاریخی به قدمت بشر دارد.اولین وقدیم ترین ساکنان این شهر مندائیان یا صابئه هستند که بسیاری از آثار تاریخی وصنایع شوشتر متعلق به این مردم می باشند.

شوشتر(آدامدون) دردیدگاه مندائیان یکی از مراکز مهم دینی است ووجود آب شطیط (کارون )وکویرین (گرگر)دراین شهر وهمچنین نهرهای فراوان مانند رقط وداریون ،مکان مناسبی را برای عقیده مندائیان فراهم کرده است،چون درعقیده آنها غسل وتعمید در آب جاری جزءواجبات دینی است وبیشتر مراسم دینی آنها در کنار رودخانه ها ودرآب جاری می باشد ..

مندائیان جزءپیروان ادیان توحیدی هستند ودراین سرزمین هزاران سال زندگی کرده اند ودرتمدن عیلام نشانه های دینی آنها وجود داشته ودربسیاری از ادوار این تمدن عقیده مندائی دین رسمی عیلامیان بوده مانند :آثار تاریخی کول فرح واشکفت سلمان ایذه وتنگ سروک بهبهان که آیین مندایی درآنهامشهود است .

مندائیان عقیده دارند ، اولین پیامبرشان حضرت آدم وپس از او فرزندش شیتل (شیث)وحضرت نو(نوح)وشوم برنو(سام بن نوح)وآخرین پیامبرشان یهیی یوهنا(حضرت یحیی)می باشند .

آئین مندائیان جزءادیان توحیدی است ودرقرآن کریم سه بار نام آنها درسوره بقره آیه 62،سوره مائده آیه 69،سوره حج آیه 17آمده که دلیل بر توحیدی بودن آئین آنهاست.
درطول تاریخ اتهامات زیادی به پیروان این آئین زده شده است که هیچ کدام با کتاب مقدس آنها (گنزا ربا)ودیگر سنن آئین آنها مطابقت نمی کند .

در دره قاجاریه ودرزمان امیرکبیر همچنین در زمان نادرشاه افشار حملات وقتل های فراوانی رامتحمل شدند که درزمان امیرکبیر بسیاری از آنها درشوشتر ودرمنطقه صابئه کشون قتل عام شدند برخی نیز مسلمان شده ودیگران مهاجرت کردند وتاکنون خانواده های بسیاری درشوشتر یافت می شوند که دراصل مندائی بوده ومسلمان شده اند.
شغل مندائیان شوشتر آهنگری ،طلاونقره کاری،
میناکاری،وسیاه قلم کاری طلا ونقره می باشدکه این حرفه مختص این قوم بوده وهست .قایق سازی که پس از حضرت نوح درمیان مندائیان رواج یافت وبه آن نگاهی قدسی دارند؛ریخته گری وتراشکاری،ساخت وسایل کشاورزی مانند بیل وداس وکلنگ،مشک سازی ودباغی،از دیگر حرفه این قوم درشوشتر بوده است.

مندائیان شوشتر را” آدامدون”می گویند که این شهر جزءمقدس ترين شهرهای آنان می باشد.

زبان مندائیان ،مندائی است که شاخه ای از زبان آرامی شرقی می باشد وبه زبان عربی بسیار نزدیک ودرواقع یکی از قدیم ترین زبان های شرقی وسامی است وبسیاری از واژه های مندائی با زبان عربی امروزی شباهت ظاهری وقرابت معنایی دارد.ودرواقع زبان عربی ومندائی از یک ریشه هستند ولی زبان عربی درنسل دهم زبان باستان یعنی در زبان سبائی از زبان مندائی وآرامی جدا شده است به این دلیل زبان عربی پیشرفته تراز زبان آرامی ومندائی می باشدواین زبان 24 حرف الفباءداردکه با الف آغاز می شوند وبا الف به پایان می رسند.زبان گفتگوی مندائیان عربی است وزبان مندائی درواقع زبان دینی آنهاست وکمتر باآن صحبت می کنند.همچنین مندائیان سامی نژاد وبا مردم عرب هم نژادند.

درکتاب “گنزا ربا” به چنین واژه هایی برمی خوریم که با واژگان زبان عربی هم معنی ومفهموند.

اثر انهور:اثر النور(اثر نور)

نافشي:نفسي(جانم)

لادرك:لايدرك(درك نمي كند)

ويلي:ويلاه(واي بر او)

آلما:عالم(عالم)

ملکا:ملائکة(فرشتگان)

وبسیاری از دیگر واژگان که مشترک میان دوزبان هستند.

از آثار مندائیان درشوشتر می توان:

1-کت:

به فتح کاف وسکون تاء،کت واژه ای مندائی وجمع آن کتا وبه معنای معبد صخره ای یا سنگی است که برلب رودخانه با وسائل ابتدایی کنده کاری شود.کت همان واژه نحت عربی است وهنوز مردم عرب خوزستان این واژه را به شکل کت استفاده می کنند مثلا می گویند.(فلان قمیسه مکتوت کت علیه)یعنی فلانی پیراهنش برای او ساخته شده یعنی شیک وزیباست .درشوشتر به حفره ها ومعابدی برلب رودخانه شطیط وگرگر کنده شده اند کت می گویند که این کت ها باقی مانده مندی های صابئه شوشتر می باشند.وهنوز به کت معروفند….
2_صعبات:

صوباط: این واژه باز مندائی است وبه کوچه های مسقف گفته می شود که مردم عرب آنرا صوباط می گویند ولی درزبان مندائی صعبات گفته می شود.اگر به سقف این صعباتها نگاه دقیقی داشته باشیم شکل شاخه های نخل(سعف)را خواهیم دیدچون شاخه نخل برای مندائیان وهمه مردم عرب جایگاه ویژه ای دارد.
3-شاذروان:

این واژه نام پل معروف شوشتر است درزبان مندائی به پایه های سنگی هرچیز شاذروان می گویند وچون پایه های این پل سنگی است به آن شاذروان می گویند.این واژه درزبان عربی واردشده وبه پی خانه کعبه که از سنگ ساخته شده نیز شاذروان می گوبند.

4-لوفا:

بخش هایی از رودخانه شطیط وهمچنین آبشارهای شوشتررا لوفا می گویند .لوفا واژهای مندائی وعربی است وبه معنی پیچیدن ودور زدن است وهمچنین نوعی غذا که پس از درگذشت شخصی برای آمرزش او آماده می شودکه مندائیان آنرا لوفا یا لوفانی می نامند.

5-الهریس:

حلیم که این غذا جهت صبحانه وشام پخته می شودوبه چند شکل مختلف آماده می شودکه یکی از اشکال آن همین حلیم رایج است که درشوشتر ودزفول پختن هریسه یا حلیم از قدیم الزمان رایج بوده وهست وبیشتر کسانی که در استان حلیم پز هستند یا دزفولی یا شوشتری هستند که این متاثراز مندائیان است زیرا مندائیان هریسه را نوعی غذای دینی می دانند وآنرا برای غرق شدگان طوفان نوح می پزند وعقیده دارندکه پساز طوفان نوح برای آمرزش روح غرق شدگان این غذا با گندم وحبوباتی که درکشتی نوح بود پخته شد.طبق کتب مندائیان پس از به گل نشستن کشتی حضرت نوح ایشان از حبوبات باقی مانده برای آمرزش مردگان حلیمی پخت این رسم درمیان مندائیان تا به امروز باقی است وآنها اول ماه سرطانا هریسه ای با هفت نوع حبوبات می پزند وبا روغن داغ وشیره خرمااول صبح میل می کنند.
رسم پخت حلیم درشوشتر به شب عاشورا وروز شهادت امام حسین (ع)انتقال یافت وامروزه بسیاری ازمردم شوشتر درشب عاشورا حلیم نذری بین مردم توضیع می کنند.

6-مراسم عروسی:

درمراسم ازدواج مندائیان که درآب وباغسل مخصوص ازدواج زوجین صورت می گیرداین رسم درشوشتر درزمان مندائیان رواج داشته اما پس از مهاجرت وقتل مندائیان ومسلمان شدن دیگر مندائیان برخی از مراسم ازدواج درمیان مردم شوشتر باقی مانده که برگرفته از آئین مندائی است مانند بستن شال سبز دورکمر عروس وداماد که درآئین مندائی وجودداردوهنوز درمیان برخی خانواده های سنتی شوشتری این رسم رایج است که درشب عروسی شال سبز می بندندوهمچنین شکستن کوزه جلوی پای عروس وداماد برای دوام وبقای شادی باز این سنتی مندائی است علاوه برآن بستن شاخه نخل یا ساختن حجله ازنی برای عروس ودامادمی باشد.
ازدیگر رسوم مندائیان غسل تعمید عروس وداماددرصبح روز عروسی است که به شکل حمام عروس وداماد دررودخانه تغییر شکل یافت ودرسال های اخیر به درحمام تغییر شکل داد.تبرک لباس عروس وداماد توسط روحانی ترمیدایا اشکندا یا کنزاربا که به شکل گلاب پاشی برلباس عروس وداماد وبخور دادن لباس تادهه های اخیر رایج بود وهنوز بخوردان رادرشوشتر غوغا می گویند که این هم واژه ای مندائی است ……
7-صابئه کشون:

منطقه صابئه کشون درکنار نهرگرگر (کویرین)یکی ازقدیم ترین آثار باستانی شوشتر وبنا بروجود حوض غسل تعمید به شکل درفش یا علامت صلیب شکسته به نظر می رسد که ساخت آن به دوره عیلامیان بازمی گرددچون این علامت در3200قبل از میلاد درتمدن عیلام رواج یافت ودرتپه های شوش برروی کاسه های سفالی نقش درفش یافت شده ،همچنین دراین منطقه معبد یا مندی (معبد دین صابئه رامندی می گویند)دردل سنگ کنده کاری شده ونهرهایی دردل سنگ برای این معبد جاری شده که درحدخودیکی از شاهکارهای هنری جهان باستان است.

8-قبرستان های قدیمی صابئه :

درروستاهای کوزر وماهوردرمسیر عقیلی گتوند قبرستان وچاه باستانی به نام بئر المقدس (چاه انجیری وچاه اناری)وجودداردکه درورودی روستای کوزر قبرستان وسیعی باقی است این قبرستان باتوجه به شکل سنگ های قبور وجهت دفن مردگان ونیزتائید مندائیان یکی از قدیم ترین قبرستان های مندائیان شوشتر است همچنین وجود نی درچهار گوشه بناهای سنگی وجهت قرارگرفتن بنا مندائی بودن صاحبان این خانه های قدیمی را به اثبات می رساند.
9-لباس مردان وزنان شوشتر:

مردم شوشتر تا یک قرن پیش همان لباس مندائیان را به تن می کردند که دربرخی از عکس های قدیمی مردان شوشتر عمامه یا چفیه سفید ودشداشه کوتاه وشال یا همیانه دور کمر بسته شده دیده می شوند.بسیاری از صنعتگران این شهر چفیه های سفید ویا سفید مایل به زرد به سر می کردند که این چفیه ها همان برزنقای مندائی می باشد.پوشیدن شلوار پنبه سفید درشوشتر رایج بوده وخانواده های زیادی درشوشتر پاچه های کتانی وپنبه ای سفید تولید می کردندکه برای لباس ومراسم دینی مندائیان کاربرد داشت.
10-رموز مندائی درساختمان های شوشتر:

ازمهمترین رموز مندائی حوض آب درخانه ونیز به کاربرد نی درچهارگوشه ساختمان است که این نی نه دراستحکام بناتاثیری داردونه جنبه زینتی ویا زیبایی داردبلکه به عنوان یک گیاه مقدس درساختمان به کارمی رفت که می توان گفت دربیشتر خانه های قدیمی شهر نی درساختمان برای تبرک به کار رفته است.

11-عقیلی شوشتر:

مندائیان اهواز منطقه عقیلی را از سکونتگاههای قدیمی مندائیان می دانند وبه گفته محققان مندائی آثار برخی از معابد مندائی درمنطقه عقیلی یافت شده است که وجود کوزر وماهور درمسیر عقیلی تایید کننده این نظریه است .


مندائیان با اینکه امروز طبق فتوای مقام معظم رهبری جزء اديان توحيدي شناخته شده اند. اما متاسفانه هنوز درجامعه جایگاه واقعی خودرا درمیان مردم نیافته اند وهمیشه برخوردهای تحقیر آمیز وگاهی حتی متجاوزانه با آنها صورت می گیرد که باعث مهاجرت بسیاری ازآنها به کشورهای دیگر شده است هرچند که درآیین اسلام به تمام عقاید توحیدی احترام گذاشته شده امابرخی به نام اسلام پیروان دیگر ادیان رامورد اذیت وآزار قرامی دهند که این رفتاربه دوراز شان یک مسلمان است ……

حسین فرج الله (ابو عرفان)شوشتر

منابع:

قرآن کریم :

عسکری،اسعد،مندائیت دین توحیدی باستانی،نشر تراوا.1394 اهواز.

خمیسی،ساهی،آیا صابئین مندائی را می شناسید.نشر یادآوران،تهران 1394
تحقیق درحکم صابئین مندائی ،سید علی خامنه ای ،
ترجمه سلیم جیزان،نشر تراوا،چاپ اول،اهواز 1388

تمثال الجاموس العيلامي / حسين فرج الله (ابو عرفان)

تمثال الجاموس العيلامي

حسين فرج الله ابو عرفان

الجاموس (الإسم العلمي:Bubalus)، هو جنس من أسرة الأبقار ضمن فصيلة البقريات من رتبة مزدوجات الأصابع. ويحتوي جنس الجاموس على خمسة أنواع.
الجاموس buffalo هو الاسم الشائع لعدة أنواع من الحيوانات من العائلة البقرية Family Bovidae المستوطنة في إفريقية وآسيا، ويطلق هذا الاسم أيضاً، خطأً. على البيزون Bison في أمريكة الشمالية. وتقدر منظمة الغذاء والزراعة FAO عدد الجواميس في العالم بنحو 160 مليون رأس منتشرة برياً أو مستأنس في عدد كبير من البلاد.ترتبط معيشة الجاموس المائي البري Bubalus arnee بالمستنقعات والأنهار ويقضي معظم النهار في الماء.
(الموسوعة العربية)

وجد تمثال ذهبي في جنوب مدينة السوس ويرجع الی 2000قبل المیلاد يعني حدود 4000عام قبل ،هذا التمثال من اهم التماثيل العيلامية ،وتصميمه وصناعته العجيبة حيرت علماء الاثار وكتاب التاريخ ويقولون كيف استطاعوا العيلاميون من صنع وتصميم هذه التماثيل الجميلة في تلك الحقبة البعيدة ،واذا نظرنا له كأنما مصنوع الیوم في احدی المصانع الحدیثة وبتقنية عالية .


الجاموس من الحیوانات التی عاشت مع الانسان من قدیم الزمان ،والعرب دجنوها وربوها واصبحت من الحیوانات الاهلیة لدی العرب القداما ،الجاموس من الحیوانات التی تعیش فی قرب الانهار وتحتاج التمتع والسباحة في مياء الانهار ونجد أن أول حضارات الانسان العربي كانت علی ضفاف الانهر، فلهذا حین سکن الانسان العربی علی ضفة النهر أو في الاهوار عرف حيوانات الاهوار والانهر ومن هذه الحيوانات الجاموس ،والبقر وسائر الحيوانات البرية والمائية التي تسكن في القرب من الانهر أو في المستنقعات.
الجاموس كان ولايزال له دور اساسي في حياة عرب الاهوار وهذا الحيوان الوحيد الذي يستطيع أن يعيش في الاهوار والمستنقعات ،يرعی فی الماء ويسبح من مكان الی مکان حتی یحصل علی الاعشاب الطازجة والقصب الطري .


تمثال الجاموس العيلامي العربي ،يرمز الی نجابة المرأة العربية و يعتقدون عرب الاهوار،أن الجاموس رمز النجابة وهو الذي لايتزاوح مع اقاربه(امه واخته) ،وهذه الصفة عند الجاموس صنعت منه رمز للطهارة والنجابة ،فألعربي عرف هذه الصفة عند الجاموس وأعجب بها فخلدها وصنع منها التماثيل والالهات والكثير من القصص والامثال والحكايات الجميلة ،الجاموس من أحب الحيوانات عند عرب الاهوار لأن هذا الحيوان مصدر رزق وحياة الانسان العربي .
التمثال العيلامي مصنوع ،كجسد أمرأة ورأس جاموس ويعني أن المرأة العربية العيلامية نجيبة كألجاموس.
ولايزال هذه الامثال تتداول بين الاهوازيين أن زوجة فلان نجيبة كألجاموسة ،أو طاهرة كطهارة الجاموسة .

أول تصوير وتمثال الجاموس وجد حدود 3000سنة قبل الميلاد في حضارة سومر وخلد تصوير الجاموس مع بيت القصب وجلجامش ملك سومر وصاحب ملحمة جلجامش وانكيدو العظيمة ،حين نجد وصف انكيدو كأنه ثور الجاموس وله صفات هذا الحيوان القوي والمحارب ،هكذا وجدت عدة منحوتات في حضارة عيلام تثبت وتخلد حيوان الجاموس منها تمثال الجاموس ببدن المرأة العيلامية .

لايزال الاهوازيين وجنوب العراق حتی مصر یربون الجاموس وهذا الحيوان له دور اساسی فی اقتصاد و حیاة هولاء،يصنعون الزبد والقشطة من حليب الجاموس وينقلون الاساطير والحكايات العجيبة من حياة هذا الحيوان ،وكيف يحارب الاسد وينجي أبنهم حين يهاجمهم الاسد وحين الفيضان والماء الهائج يغطي بيوت المزارعين وتغرق البيوت الجاموس ينجي صاحبه من الغرق،هذه القصص تتداول عند الاهوازيين حين يسمعون ذكر هذا الحيوان .
حسين فرج الله( ابو عرفان )

يوم الحصاد(يوم البيدر) تكريماً لمكانة الفلاحين و المزارعين

يوم الحصاد(يوم البيدر) تكريماً لمكانة الفلاحين و المزارعين

تصویر : ابتسام زهیري

انطلق مساء يوم الثلاث /٢٥نيسان/ مصادف بيوم البعثة النبوية الشريفة (ص) عدة مهرجانات تحت عنوان يوم الحصاد(يوم البيدر) تكريماً لمكانة الفلاحين و المزارعين لاسيما مزارعين القمح و الشعير
اهالي قرية بيت ملا داوود من توابع مدينة خلفية ، قرية صغيرة و قليلة السكان
تم الاحتفال بهذه المناسبه بمدن وقری کثیرة وکانت المشارکة من جميع الفئات العمرية في هذالیوم المبارك …
عند بدء الحفل الشیخ عدنان تلا لنا اشعارو اهازيج ومن ثم احد
الفلاحين قام بتعريف ألات الزراعة القديمة للاطفال ،لتنمية مهارات و معلوماتهم
بعد ذلك تفاجئنا بفريق نشيد القرية الذي داعبو مسامع الجماهير بهذا النشيد التراثي…
وفي الختام…اختتمنا هذا الحصاد بصلاة شکر لنعمة رب العالمین….

مهرجان الحصاد 25 نیسان في تستر (قطاع الشعیبیة)+صور

مهرجان الحصاد 25 نیسان في تستر (قطاع الشعیبیة)

بين سنابل القمح وجنب نهر الماء وتحت ضل النخلة الشامخة، اقيم مهرجان الحصاد في 25نيسان الجاري في مدينة تستر ،حضروا هذا المهرجان الكثير من فنانين طور العلوانية ،شعرا ،ادبا ،كتاب ووجها ء عشاير ومثقفين من ابناء مدينة تستر وقطاع الشعيبيه ،ابتداء المهرجان بقرأة أيات النور ، ثم بدأ العريف ، بكلمة المهرجان و اهداف اقامة المهرجان ، وكانت اهداف قيمة
ونامية وهي احياء تراثنا العربي ، ثم قرأ الاستاذ علي جلالي مقاله حول اهمية مهرجان الحصاد والفلاحة ، ومن بعد تقدم الاخ رضا ابو حازم بخطاب حول الثقافة وماهي مقومات الثقافة ، ومن بعد جاء دور الشاعر والفنان عيسی عبیات واخذ الجمع فی أجواء العلوانیة وكأنما نمشي معه في تاريخ الاهواز ونمر علي دور انتاش والسوس ، والاهواز والخلفية ورامز و….وكأنما تمشي القوافل الی التجارة ، وتستير السفن في مياءكارون ، اخذ الجمع في التراث والفلكلور العربي الاهوازي ..ومن بعده حان دور الشعراء وقصائدهم في مدح النبي الاكرم ، وفي الاخير كانت كلمة الشكر وختام المهرجان لحسين فرج الله ابو عرفان وادلا بدلوه من ماء بئر التاريخ ،وختم المهرجان بأبتسامة الشباب والاطفال ورقصة المنجل وحصاد سنابل الخير علي يد ابناء الشعيبيه ….

عقال عیلامی یا عقال عربی / حسین فرج الله (ابو عرفان)

عقال عیلامی یا عقال عربی
حسین فرج الله (ابو عرفان)

عیلامیان مردمی با تاریخی بیش از 6000سال ،اولین ساکنان دشت های عیلام(خوزستان)وبخش وسیعی از مناطق ایران امروزی ودارای کهنترین تمدن این سرزمین هستند.درمورد زبان ،لباس ،ونژاد عیلامیان بحث وگفتگوهای فراوانی وجود دارد، که برخی مجهول بودن نژاد وزبان عیلامیان را می پسند وبرخی آنرا به زبان های غیر سامی آنهارا نسبت می دهند ، اما درسالهای اخیر تحقیقات فراوانی از سوی افراد مختلف صورت گرفت ،که این تحقیقات به نتایج بسیار جالبی دست یافتند ،از مهترین نتایج به دست آمده تطبیق لباس عیلامیان با مردم عرب بوده که بسیاری از باستان شناسان براین باورند که لباس عیلامیان به لباس مردم عرب شبیه تر است ،که دراین باره یکی از بخش های لباس مردم عرب عقال است«عقال چیزی شبیه به طناب پیچ خورده است که بنابر باورها و رسوم مردم عرب آنرا برسر می گذارند.

که ریشه درفرهنگ های کهن مردم عرب دارد وعقیده دارند،عقال از چرخش فلک وستارگان گرفته شده وبرخی براین باورند که از شکل خورشید وماه گرفته شده (خدای شمش وخدای سین) ویا هدیه ای از پروردگار خالق آسمان وزمین است که نشانه قدرت وقانون گذاری پیامبران برای بشریت می باشد، هرچه هست حرفهای ضد ونقیض فراوانی دراین زمینه وجود دارد اما چیزی که همه آنرا پذیرفته اند آن است که این عقال جزئی از پوشش مردم عرب است و از گذشته های دور درمیان مردم عرب مرسوم بوده است وکسانی که آنرا بر سر دارند پذیرفته اند که عرب هستند وبا مردم عرب نسبت نژادی وفرهنگی دارد ».

پروفسور« والتر هنیتس» درکتاب یافته های تازه از ایران باستان صفحه «114»چنین نقل می کند :
کلاه غیر نظامی عیلامی ها ،همان میترای باریک یاد شده با پاپیونی درپشت سر ،اما کلاه نظامی حلقه ای بود به شکل طناب پیچ خورده ،این کلاه را هرستفلد به درستی باعقال بدوی مقایسه کرده است
یعنی شباهت فراوانی بین عقال عیلامی وعقال بدوی عربی است .که هنوز در میان مردم عرب کاربرد دارد.ودرمیان قبایل بادیه نشین عرب کاربرد دارد.این تشابه پوشش دلیل بر هم نژاد بودن وارتباطات فرهنگی ، مذهبی وتاریخی بوده وهست ونیز اثبات می کند که عیلامیان با مردم عرب بیشتر از سایر اقوام ارتباط داشته اند، ومی توان آنها را عربهایی دانست که تمدن عیلام را در دشت شوشان پایه گذاری نمودند …هرچند که برای اثبات این ارتباط شواهد فراوانی یافت شده که درکتاب تمدن عیلام ومردم عرب خوزستان به آنها پرداخته ام…


تصاویری که همراه این نوشته منتشر شده اند ثابت می کنند که میان عیلامیان ومردم شبه جزیره عربی ارتباط وجود داردو از نظر پوشش ،تاریخ وغیره ارتباط مردم عرب با عیلامیان را ثابت می کند
حسین فرج الله (ابو عرفان)

مدينة السوس / حسین فرج الله ( ابو عرفان )

مدينة السوس 

حسین فرج الله ( ابو عرفان )

السوس مدينة الحضارة والتاريخ ، عاصمة حضارة عيلام ،مدينة انتاش ،مدينة الزقورات ،من اقدم مدن العالم ،حين كان الانسان القدیم یعیش فی عصرالتوحش ويرعی مع الحیوان ویسکن الکهوف ویصطاد الحیوانات برمی الصخور علیها تکونت المدن العربیة وخرج الانسان العربي من حياة الترحال ودخل الاودية واسس مدن وكون حياته المدنية واسس عدة مدن منها مدينة السوس وأدامدون ،تستر ،هيدالو ،ميشمه ،اروكسا ،بيت حوزيا ،راما ،والكثيرمن المدن العليلامية ،تعتبر مدينة السوس إحدى أوائل المراكز الحضارية في العالم ظهرت في بداية عصر تحضر الانسان و قبل حوالي 6000 سنة، فی مدينة السوس اكتملت الكتابة المسمارية السومرية ومن هذه المدينة ظهر الحرف الأول في العالم وذلك في حدود 3100 ق.م وقد ظهرت الكتابة بشكلها الأول حيث كانت في بداياتها كتابة صورية(الخط الهیروغلیفي ) ثم تطورت فيما بعد لتصبح الكتابة المسمارية. السوس كانت تلعب دور رئيسي في العالم في تلك الفترة قبل حوالي 2900 ق.م ويقال بأن مدينة السوس كانت من أكبر مدن العالم القديم بتلك الفترة وظهرت في هذه المدينة عدة سلالات سامية(عربية)، وكذلك حيث كان يصنع بها الفخار غير ملون علي الدولاب (عجلة الفخار).

 

كما صنعت الأوعية المعدنية. اكتملت بها الكتابة المسمارية وكانت عبارة عن صور بسيطة للأشياء علي ألواح طينية وكانت تصهر بالنار.
السوس كانت من العظم المدن العيلامية و بمثابة كعبة ومدينة مقدسة عند الساميين العرب في عهد العيلاميين والسومريين ،البابليين حتی ظهور الاشوریین وتدمیر هذه المدینة وتغيير نسيجها وهجرة اهلها ،من اهم المدن التي كانت تابعه لعيلام والسوس الذي تم تدميرهن علی ید الجیش الاشوری هی مدینة اروكسا، ميشمه ، ريشر ،بيروت، بصنا، صور، صيدا، هيدالو، والكثير من المدن وتم تهجير اهل السوس الی دیر الزور ،حلب، فلسطین ولبنان الحالی ولایزال توجد مظاهر وسنن وتقالید متشابهة بين الاهوازيين وجنوب العراق ،السوريين والفلسطينين، ،،

من اهم معالم السوس زقورة دور انتاش ،نسبة الی انتاش العظیم حاکم عیلام فی الالفیة الاولی،1200 قبل المیلاد ،وکانت تسمی باسم دور انتاش ولکن بعد التنقیب والکشف تم تغییر اسمها الی «چغازنبیل »ویقول الباحثون ان هذا الاسم مزور والاسم الحقیقی لهذه الزقورة والمدينة المجاورة لها هو اسم دور انتاش ،تم تنقيب هذه الزقورة علی ید «دمرقان »وجدها عین کان یبحث عن النفط،،،

 

جاء ذكر هذه المدينة الاثرية في الكثير من النصوص السومرية ، البابلية ، الاشورية وحتی النصوص الدینیة مثل التوراة والانجيل وكتب ازهارات الصابئة وكتبهم المقدسة .

تدمرت هذه المدينة عدة مرات ولكن بنيت من جديد واستمرت الحياة فيها وغزيت مرارا من قبل سلالات مختلفة و دمرت مراراجری فیضان نهر شاوور والکرخة ،آخر فیضان کان قبل اقل من مئتين عام الذي دمر المدينة باكملها وتم تهجير اهل المدينة الی قنیطرة (دسبول)والقری المجاورة .وحين زارتها مادام ديولافوا المنقبة الفرانسية وجدت فيها مخيمات لقبيلة أل كثير بزعامة شيخ علی وتقول دیولافوا ان لاتوجد مدینة غير نبي دانيال وبعض الخيم والخرائب والدليل الفيضان الذي دمر المدينة وهجر اهلها قبل زيارة ديولافوا في عام 1886ميلادي .ولکن بعد سنوات عادت الحیاة اليها ورجعوا اهلها وبنيت مرتا اخری.

یوجد فی السوس عدة تلول ترجع الی ماقبل التاریخ وقبل اختراع الخط والکتابة يعني العصر الحجري مثل تل جوي ،وهكذا توجد تلول وبنايات عيلاميات مثل تل الصناع ،تل القصر ،تل المسجد ،تل تبتي والكثير من التلول العيلامية ،السوس كانت مدينة واسعة جدا وتمتدمن السوس الحالي الی حدود مدینة جندي صابورا علی طریق دسبول ومن المدینة حتی مدینة البسيتين الحالی یعنی تلول ام الدبس ،والی تستر وهکذا تمتد غربا حتی جبل مشداخ ودوسلق ودسة العلباس (دسةوالدچه مفردة عربية وتعني الارض المسطحة )وتوجد عدة تلول وأثار في دسة العباس ودوسلق وجبل مشداخ حتي جنوب السوس يعني مدينة الحويزه ،هذه الجغرافيا الواسعة كانت تسمی مدینة السوس وقراها المجاورة ولكن من عهد عيلام الی یومنا هذا تدمرت مرارا فنزحوا اهلها الی المدن المجاورة ومن ضمن هذه المدن الحويزه وتستر والاهواز الذي دخلوها الشوشيين وسكنوها بعد هجرتهم.

من اهم مناطق الاثرية العيلامية في السوس قطاع القوماط ،والقوماط هوالرجل العيلامي الذي قام انتفاضة ضد الاخمينين كما يذكر في المصادر التاريخية وبقی اسمه حتی الیوم علی منطقه واسعه من السوس ،قطاع القوماط مملوء باثار وتلول وقصور ومدن عيلامية ،وتوجد عدة انهر وقنوات وانفاق من عهد العيلاميين …

المنطقه الشرقية لمدينة السوس يعني الضفة الشرقية والغربية لنهر الكرخه (اولاي في اللغة العيلامية والكرخة في اللغة الارامية )حتی مناطق الجبیلات یعنی کرمانشاه الحالی کلها تابعة لمدينة السوس وتوجد فيها عدة تلول واثار عيلامية وميسانية واسلامية ،من الاثار المعروفة في هذه المنطقة ايوان الكرخة او ديوان الكرخة الميساني الذي شيده الميسانيين في الالفية الاولی قبل المیلاد واستمرت الحیاة في حتی الفتح الاسلامي ولكن اليوم دائرة الميراث تصر ان يكون ساساني ،ولكن الشواهد والاثار تدل علی الحقبة الميسانية وليس الساساني…..

من اهم المناطق الاثرية في هذه المدينة العريقة هي مدينة تبتي عهار وهي مدينة اثرية تابعة لمدينة السوس ووجدت صدفتا حين كان العمال ينقبون الارض لسكك الحديدة في القرن الماضي ،وجدت سبعة تلول فسميت «هفت تپه »نسبتا لسبع تلول من مدينة الملك الكاهن تبتي عهار العظيم.

في العهد الاسلامي مدينة السوس كان لها دور اساسي في تطوير الصنعة الاسلامية وحين دخلوها المسلمون وجدوها مدينة متطورة وراقية بحد ذاتها ولهذا بني اول مسجد فيها ولكن في القرن الماضي تدمر المسجد علی ید المنقبین الاجانب حتی یصلوا للطوابق التحتانیة من الارض ويخرجوا أثار حضارة عيلام وباقي الحضارات ،
هذه المدينة كانت من اهم المدن الاسلامية ودخلوها الكثير من الصحابة وقياد المسلمين والرحالة مثل ابن بطوطة وذكرت مرارا في التاريخ الاسلامي وهذا دليل اهمية هذه المدينة العريقة والتراثية .

في التاريخ المعاصر والحقبة المشعشعية هذه المدينة كانت من اهم المدن المشعشعية وحكمها السيد حسن وسيد احمد وسيد علي المشعشعي وكانت لهم فيها فصور وبيوت ولكن تدمرت البيوت جری الفیضان الذی دمر المدینة بأكملها ولكن بقيت منهم مقابر في قری السوس مثل مقبرة سيد احمد وسيد علي المشعشعي والكثير من السدود والانهر المسمیات بأسم السادة المشعشعين ،قرية «القيطه »كانت من اهم المراكز التجارية ويوجد فيها مكتب لدراسة الصرف والنحو والقران ومقبرة سيد احمد وكان فيها مركز تسويق لقری قطاع القوماط ولکن في القرن الماضي نزحوا اهلها للمدن المجاورة وبقی القلیل فیها.

السوس من اهم المراکز الزراعیة في الاهواز وتنتج القمح والذرة والكثير من الخضروات ويجري فيها ثلاثة انهر يعني ، الدز ، الكرخة وشاوور و هذه الانهر تسقي الكثير من الاراضي الزراعية فيها .

يوجد متحف في هذه المدينة ،ومملوء بألتراث العيلامي والاسلامي وهذا المتحف دليل وسند علی حضارة المدينة وعظمتها في مر العصور ، ومن اهم ما يوجد في هذاالمتحف ، جداران قصور العيلاميين الذي منقوش عيلهن الجني العيلامي بزيه العربي ورمحه الطويل للدفاع عن الوطن والكيان .

السوس مدينة تحتاج عناية ودراسة دقيقة حتی یکشف ما تبقی من آثار العیلامیین والحضارة الاسلامية وهذه المدينة اهم المدن العربية في الاهواز ، السوس تنظر الی ابناء هذه الارض حتی یعیدونها لعظمتها وما کانت علیه من مکانة ومنزلة في العالم……

حسين فرج الله ابو عرفان