الرئيسية / التراث

التراث

«الامير شيخ سلمان كعبی اسطوره استعمار ستیزی در قرن 18»(5) / حسين فرج الله

«الامير شيخ سلمان كعبی اسطوره استعمار ستیزی در قرن 18»(5)

حسين فرج الله

شیخ سلمان کعبی توانست روابط دوستانه ای با شیوخ بنی کعب وبنی تمیم ایجاد کند این روابط دوستانه حمایت آنها از شیخ سلمان را بر انگیخت ، این حمایت دیگر شیوخ عرب را نیزبه اطاعت شیخ سلمان کعبی وا داشت.

سرزمین اهواز در دوره حکومت بنی کعب به چند امارت تقسیم شد که امارتها تابع حکومت بنی کعب در الفلاحیه بودند.از مهم ترین امارت ها می توان امارت بنی تمیم ، امارت آل کثیر ، امارت باویه ، امارت بنی لام ،امارت بنی کعب وغیره را نام برد که هر امارت ممکن بود شهری یا چند شهر را در برمی گرفت ومالیات های شهرها وروستاها جمع می شد وبه دربار شیوخ بنی کعب ارسال می شد .

شیخ سلمان بن سلطان بن ناصر الكعبي ، یکی از حکام محلی اهواز از سال های 1150 ق تا سال 1178 ق(قرن هجدهم میلادی) بود او بارها با استعمارگران انگلیسی جنگید . جنگ “ابوطوق” یکی از نبرهای مشهور سپاه شیخ سلمان با بریتانیا بود ومنجر به شکست سنگین انگلیسی ها شد.(علت نامگذاری این جنگ به ابو طوق به خاطر وجودنوعی علامت نظامی در گردن یکی از فرماندهان نظامی بریطانیابود).علاوه براین، در نبرد میر منها بن نصر الزعابی که برضد هلندیها در خلیج صورت گرفت تنها یاور میرمهنا شیخ سلمان کعبی بود ،شیخ سلمان با ارسال کشتی های جنگی یاور میر مهنا برضد هلندیها بود.

شيخ سلمان را می توان قدرت بلا منازع خلیج در قرن هجدهم میلادی دانست او با ساخت کشتی های جنگی کوچک توانست بر تمام یا بخش بزرگی از خلیج مسلط شود ، اما این قدرت خوشایند بریطانیا نبود پس بریطانیا برای جلوگیری از نفوذ شیخ سلمان کعبی دست به دامان کریم خان زند شدند واو را به جنگ با شیخ سلمان کعبی تشویق کردند تا با این ترفند بتوانند شیخ سلمان را تضعیف نمایند ودر نهایت حکومت مقتدر او را برچینند اما شیخ سلمان با کریم خان نجنگید وگذاشت تا کریم خان وارد سرزمین عربستان شود تا در وقت مناسب سربازان او را از پای در آورد با این ترفند او توانست تعداد زیادی از سربازان کریم خان را بکشد او وسپاهش را در هور وزمین های باتلاقی گرفتار سازد، به گونه ای که کریم خان مجبور به بازگشت به شیرازشد .
در این زمان موقعیت برای ورود به مبارزه ای دیگر با بریطانیا مناسب نبود اما اگر بریطانیا با کشتی های غول پیکر وجنگیش در خلیج بماند بیرون راندنشان سخت وغیر ممکن می شد ،به این خاطر می بایست هرچه سریعتر بریطانیا را از خلیج بیرون راند ،ولی شیخ سلمان نمی توانست به سریع سربازان خسته خود را تجهیز کند ، وآنها را وارد جنگ دیگری کند ، علاوه برآن عثمانی های ادعای مالکیت سرزمین عربستان را داشته ودر تلاش بودند تا شیخ سلمان را خراجگذار دولت عثمانی قرار دهند ، در این اوضاع انتخاب مسیر بر شیخ سلمان ویارانش بسیار دشوار بود اما راه دیگری وجود داشت وآن راه دل به دریا زدن ودر دریا با بریطانیا مواجه شدن بود ولی کشتی های شیخ سلمان در مقابل کستی های غول پیکر بریطانیا چیزی نبودند ،اما همیشه قدرت در تجهیزات نظامی نیست بلکه طراحی حنگ ومدیریت سربازوایمان به وطن از بسیاری سلاحها قویتر است .

 

کاپیتان هنت که در سال ۱۲۷۳ ق (۱۸۵۳ م) یکی از افسران ارتش انگلیس در جریان جنگ ایران و انگلیس در محمره بوده و پس از فرار خانلرمیرزا به اهواز با کشتی به تعقیب خانلرمیرزا پرداخته، اهواز را این‌چنین دیده‌است:

شهر اهواز مثل اکثر بلاد مشرق زمین دارای خانه‌های محقری است که از خشت و گل، بدون مراعات اصول صحی به ترتیب غیرمنظمی ساخته شده و در حدود یکهزار و پانصد الی دو هزار نفر جمعیت دارد. تمام سکنه اهواز را عرب‌ها تشکیل می‌دهند، ایشان کاملاً خوش قیافه‌اند و اندکی سیاه‌چرده‌تر از اسپانیایی‌ها هستند.

[ هنت. جی. اچ «جنگ انگلیس و ایران در سال ۱۲۷۳ ق»، ترجمه حسین سعادت نوری، ضمیمه سال سوم مجله یادگار، تهران، ۱۳۲۷. ش]

پس از شیخ سلمان تا روی کار آمدن شیخ مرداو آلبو کاسب وشیخ جابر وشیخ مزعل وسپس شیخ خزعل شهر دورق فرازو فرودهای فراوانی راپشت سر گذاشت ،شیوخ البوکاسب برای حفظ قدرت پایتخت خود را از فلاحیه شیخ سلمان به محمره منتقل کردند تا بتوانند به دور از مشاجرات قدرت بنی کعب به حکومت خود بپردازند همین امر باعث شد که فلاحیه ودورق دیگر جایگاه ویژه خود را از دست بدهند ومحمره جایگزین آنها وبه عنوان مهمترین شهر ان دوران شود واین قدرت تا زمان دستگیری شیخ خزعل وتبعید اوبه تهران ادامه یافت …

«اقدامات شيخ سلمان كعبی باعث رونق مجدد دورق گردید ،به طوری که محمد علی فسائی در صفحه 239فارسنامه می نویسد :سبب ایجاد وتوسعه اخیر بلوک فلاحیه بیشتر متوجه اقدامات شیخ سلمان کعبی می باشد، که در ایام نادر شاه افشار رییس ایل بنی کعب در این سرزمین بوده است.که ایل کعب در فلاحیه به جزءاولاد ونواده شيخ سلمان كعبی به ریاست خود دیگری را قبول ندارند.

اززمان شیخ سلمان کعبی نام دورق به فلاحیه تبدیل گردید وپس ازسقوط سلسله قاجاریه در سال 1314ه.ش نام فلاحیه به شادگان تبدیل یافت.(این تغییر نام پس از دستگیری وتبعید شیخ خزعل کعبی صورت گرفت، وبا روی کار آمدن رضاشاه نام بسیاری از شهرهای عربی نام های عربی خود را از دست داده ونام های جعلی رضا شاهی جای آنها را گرفت).

(سیمینار خلیج فارس ،تهران ،اداره کل انتشارات رادیو ،1342هجری شمسی)

#الحرشة

الامير شيخ سلمان كعبي اسطوره استعمار ستيزى درقرن 18-(4) /حسين فرج الله

 الامير شيخ سلمان كعبي اسطوره استعمار ستيزى درقرن 18-(4)

حسين فرج الله

 

از علمای بارز دورق می توان به ابو مسلم محمد بن شیرویه تاجی نام برد او همان کسی است که ابو بکر بن مرودیه از وی حدیث روایت نموده است.
ابو عقیل دورقی ازدی تاجی ،نام وی بشیر بن عقبه ازدی بوده است واز گروه بصریان به شمار می رود ،دربصره سکونت گزید واز حسن بصری ،قتاده ودیگران حدیث شنیده است واز ابن سیرین ،ابونضرة وابو المتوكل وحسن ويزيدبن عبدالله بن الشخير روايت كرد.ومسلم بن ابراهيم فراهيدی وهاشم بن بشیر ویحی بن سعید قطان وعبدالرحمن بن مهدی وابونعیم ملایی وابو ولید طیاسی وجز ایشان از وی روایت کرده اند.

(علی نژاد ،عبدالکاظم ،ابن السکیت دورقی اهوازی شهید ولایت، ص22تا 24)

دورق در دوره حاکمیت بنی کعب:

بنی کعب یکی از قبایل مهم جنوب عراق وسرزمین اهوازاست «آنها با آغاز قرن دوازدهم ه.ق به عنوان قدرتی تاثیرگذار در عرصه منازعات خوزستان ظاهر شدند.بنی کعب با غلبه بر رقبا وقدرت های محلی ،سیطره ونفوذ خویش را برجنوب وجنوب غربی خوزستان گسترش دادند ،وروز به روز بر اقتدار خود بیافزایند ،به نحوی که در عهد شیخ سلمان الکعبی (1182-1150قمری)اشکرکشی عظیم والی بغداد وسیدمطلب مشعشعی را باشکست مواجه کرده وپس از آن بادر اختیار داشتن کشتی های بزرگ وکوچک وسیطره بر بخش شمالی خلیج فارس ، آوازه خویش را به اروپا برسانند.

اولین ظهور بنی کعب در این خطه در اوایل قرن یازدهم در شهر قبان است.(قبان نام شهری درجنوب اهواز برکرانه دریا میان بندر معشور ودهانه رود کارون (بهمنشیر)در آن زمان در چند فرسنگ پایین تر از اهواز شاخه ای از کارون به سوی جنوب جدا شده وپس ازسیراب کردن زمین های پیرامون قبان در نزدیکی آن شهر به دریا می ریخت واین شاخه بوده که رود قبان نامیده می شد).پیش از این نیز بنی کعب در آن پیرامون ودر شرق شط العرب ساکن بوده اند.استاد عباس العزاوی به هنگام ذکر حوادث پس ازسقوط بغداد به سال656قمری از قبیله بنی کعب نام می بردکه در آن زمان درمناطق مختلف عراق ساکن بوده اند.
(قیم ، عبدالنبی ، پانصد سال تاریخ خوزستان ،ص272)

شیخ فتح الله کعبی حوادث قبان را تا سال1078ه.قمری روایت کرده وپس از آن مشخص نیست ،شیخ بدر بن عثمان ویا اعقاب اوتاچه تاریخی بر قبان حاکم بوده اند.کسروی معتقد است که پس از برافتادن دیریان ،بنی کعب سرخود می زیسته اند، باوجود این او اذعان داردکه در این زمان ها چندان آگاهی از حال نداریم.به همین دلیل کسروی پس ازذکر بر افتادن دیریان در سال1078قمری.هیچ گونه اطلاعاتی درباره ی بنی کعب ارایه نمی دهد و وضعیت آنها را در قبان تا سال های اولیه قرن یازدهم یعنی1100قمری مشخص نمی کند.تنهاچیزی که ایشان بدان اشاره می کند این است که در سال1106قمری در بصره وپیرامون آن بیماری طاعون پدید آمده،به قبان رسیده ومردم بسیاری را نابود ساخت ،سپس در قبان علی بن ناصر بن محمدحکمران گردید.

(همان منبع ،ص278)

حاج علوان بن عبدالله الشویکی درکتاب خویش به قدرت رسیدن بنی کعب درقبان را پس ازبرافتادن دیریان این چنین روایت کرده است:بنی کعب روز دوازدهم ربیع الثانی سال1095قمری از مناطق مجاور به دشت میناو آمدند .شیخ بنی کعب در آن سال شیخ ناصر بن محمد بن علی بن یحیی بن عبدالله بود.آنها به منظور عدم پرداخت مالیات به دولت وهمچنین قرارنگرفتن در منطقه تحت سیطره مشعشعیان ،به دنبال مناطق جدید بودند.از این رو عده ای از آنها راهی قبان شدند.پس ازبازگشت گروه مزبور وتشریح اوضاع آن منطقه ،بزرگان بنی کعب تصمیم گرفتندازمیناو به قبان مهاجرت کنند.در این میان عده ای از کعبیان به دلایل مختلف واز جمله به دلیل ناتوانی حاضر به ترک میناو نبوده وقادر به مهاجرت نبودند «کعب العجزه »به معنای کعبیان ناتوان وبا کعبیان عاجز نامیدند.وآنهایی که از میناو به قبان مهاجرت کردندوبه کعب القبان به معنی کعبیان منطقه قبان معروف شدند.
حاج علوان شویکی همچنین می افزاید ،در آن دوره طایفه معروف «مطور »اختیار دار زمین های قبان بودند.ازاین رو بنی کعب به عنوان کشاورزان نزد قبیله «مطور »رفتند وخواستار کشت وزرع زمین های آنها شدند.

براساس توافق بعمل آمده میان شیوخ مطور وشیخ ناصربن محمدشیخ کعبیان در سال1098قمری ،مقرر گردیدبنی کعب زمین های مطور را کاشته واز آن بابت دوسوم محصول را به شیوخ مطور واگذارکنند وعلاوه برآن به مطور خراج دهند ،در آن سال بنی کعب مطابق توافق عمل کرده ودو سوم محصول را به مطور دادند ،سال بعد شیخ ناصر بن محمد کعبی خواستار افزایش سهم کعبیان از دو سوم به یک سوم شد ،اما شیوخ مطور نپذیرفتند .این کشمکش ومنازعه میان طرفین آغاز شد که درنهایت به جنگ وخونریزی منجر شد.در جریان این جنگ شیخ ناصر بن محمد کعبی ،شیخ بنی کعب پس ازبیماری در گذشت وپسرش علی جانشین اوشد.علی بن ناصر عزم خودرا درادامهجنگ بامطور جزم کردودرنتیجه درجنگی که بهومدت هفت روز طول کشید ،بنیکعب باتطمیع عشیره «آلبوعشیره »ازهم پیمانان مطور توانستند مطور را شکست دهند.درپی شکستقبیله مطور منهزم شده برخی به کویت وبحرین وقطیف رفته وبخش اعظم آنها به بندر معشور گریختند.گروهی هم درقبان ماندند، بدین ترتیب شیخ علی بن ناصر به عنوان شیخ بنی کعب بر قبان وزمین های اطراف آن حکم فرمایی کرد.وکعبیان این حکومت راتحت نام بنی کعب آل ناصر ویا شیوخ آل ناصر تا دوقرن استمرار بخشیدند.

(قیم ،عبدالنبی، پانصد سال تاریخ خوزستان ،ص278)

شکست قبیله مطور وتصرف قبان واطراف آن در سال 1099قمری توسط بنی کعب ،به رهبری شیخ علی بن ناصر سرآغاز اقتدار کعبیان در آن خطه بود.دراین سال ها مشعشعیان گرفتار کشمکش های داخلی به منظور کسب قدرت حویزه بودند.این کشمکش ها به مدت پنج سال شیرازه کار را از دست مشعشعیان خارج ساخت وحویزه بدون والی بود.تا اینکه در سال1097قمری ،مشعشعیانمتف القول شده وسید عبدالله را به عنوان حاکم برگزیدند.همین موضوع علاوه بر تشتت وچندگانگی آل مشعشع ،بیانگر ضعف وناتوانی دربار صفوی درآن دوره است.از طرفی دیگر والیان حویزه هیچ گاه به فکر تصرف قبان واستیلای برآن خطه نبودندوتقریبا آن منطقه را به حال خود گذاشته بودند.به همین جهت سید فرج الله مشعشعی در سال1109قمری، به سوی بصره لشکر کشید وآنجا را فتح کرد ،اما نگاهی به قبان نداشت ،آنها حتی «دورق»را که در عهد سید مطلب فتح کرده بودند ،به حال خود گذاشتند وبه قول کسروی حاکم آنجا خودسر زندگی می کردند.
دولت عثمانی نیز در این زمان سخت گرفتار بوده آن توانایی که به گوشه های دور دست رسیدگی کنند را نداشت.حال وروز حکومت صفویه وضعف دربار درعدم تصمیم گیری پنج ساله در انتخاب والی حویزه را در بین 1091-1092دیدیم،از اینرو مجموعه عوامل فوق موجبات تحکیم وتثبیت بنی کعب را فراهم نمود.وروز به روز بر قدرت آنها افزوده شد، همچنین نبایداز این امر غافل ماند که علاقه ومیل شدید شیوخ بنی کعب به عمران وآبادانی از مهم ترین عوامل تثبیت قدرت بنی کعب بود.احداث ترعه ها ونهرها وحفر جویبارها وانشعاب آنها از کارون موجبات بسط وتوسعه کشاورزی ورونق زندگی مردم شدودرنهایت تحکیم پایه های حکومتی آنها را درپی داشت.

پس از مرگ شیخ ناصر بن محمد بن علی به سال1099قمری پسرش علی بن ناصر جانشین اوشد وقبان را از طایفه مطور گرفت .علی بن ناصر پس از مدتی توانست سایر عشایر وطوایف آن منطقه را مطیع وفرمانبردار خود بسازد وبا حصر آب سابله ،کشاورزی آن خطه را رونق بخشید .اوبا همسایگان خوش رفتاری کردواز ادبا وشعرا تجلیل بعمل آورد.پس از مدتی شیخ علی کشته شد وبرادرش شیخ عبدالله زمان امور را به دست گرفت.
شیخ عبدالله بن ناصر علاقه فراوانی به عمران وآبادانی داشت .به دستور او نهرها وجویبارهای ذیل حفر شدند، این نهرها ازکارون منشعب شده وتمامی منطقه شرق کارون حد فاصل کارون تا دورق وشمال آنرا آبیاری می کرد،نهرهای الرمیله ،موسی، السماوه، هاشمی، الشنباره ،القجر، عبدربه ،ابوعاقوله ،الحیاچ ،شاخه خان ،الوسطانیه ،عبدالواحد، خوین،الخضریه ،الاسماعیلیه، عیده ،حوران …..شیخ عبدالله برسر هر نهر وجویبار عده ای را ساکن نمود تابه کشت وزرع وپروش دام بپردازند ،او مالیاتی برآن زمین ها بست وهمه ساله مأموران خویش را برای وصول مالیات به آن ناحیه اعزام می کرد.با وجوداین وعلی رغم اقدامات مؤثر شیخ عبدالله ،بنی کعب او رانیز کشتند .پس از قتل او برادرش سرحان فرمانروای بنی کعب شد.
سرحان بن ناصر به منظور بهبودی حال مردم ،نهرها وجویبارهای متعددی از کارون منشعب کردتا جمعیت بیشتری در آن مناطق ساکن شوند .

(همان منبع ص284)

پس از سرحان فرج الله بن عبدالله حاکم بنی کعب می شود حکومت فرج الله مصادف با حمله محمود افغان وبراندازی حکومت صفویه بود که باعث استحکام قدرت بنی کعب شد.

شیخ فرج الله در جنگ بصره با عثمانی ها کشته شدوپس از اوطهماز بن خنفر بن ناصر جانشین او شد ،او تا سال1150بر قبان ومناطق مجاور حکومت کرد او چهار سال حکومت کرد وپس از کشته شدنش پسرش بندر بن طهماز حاکم شد اما دوماه بعد کشته شد وحکومت به عثمان بن سلطان بن ناصر رسید.شیخ عثمان بن سلطان همراه با برادرش شیخ سلمان حاکمان بنی کعب شدند ،شیخ عثمان پس از بیست وهشت سال در سال1178فوت کرد وشیخ سلمان برادرش بر کرسی ریاست نشست ،شیخ سلمان تا 1182 قمری بزرگ بنی کعب بود .

مهاجرت بنی کعب از قبان به دورق :

دوره سی ودوساله حکومت شیخ سلمان (1182-1150)را باید نقطه عطفی در تاریخ بنی کعب دانست ،در این دوره بنی کعب با مهاجرت از قبان به دورق وبنای شهر فلاحیه پایه های قدرت خویش را مستحکم تر ساختند.
در سال 1160قمری بنی کعب در جست جوی زمین های حاصلخیز رو به سوی دورق نهادند، این کوچ یا مهاجرت به صورت دسته جمعی بود وهمه افراد اعم از زنان وکودکان وپیرمردان را شامل شد.به احتمال زیاد قرار کرفتن قبان بر ساحل شمالی خلیج وشوره زار بودن بخش های آن ،افزایش جمعیت بنی کعب وناکافی بودن زمین های قبان ودرمقابل سرسبزی وخرمی دورق وفراوانی آب از عوامل اصلی مهاجرت دسته جمعی بنی کعب بوده است .این بار بنی کعب بر خلاف مهاجرت قبلی ،گروهی را به عنوان پیش قراول نفرستادند بلکه همگی از قبان به دورق مهاجرت کردند.

(همان منبع ص287)

شیخ سلمان کعبی مرد خردمند وکاردانی بود وعلاقه فراوانی به عمران وآبادانی داشت .از جمله اقدامات او بنای سد سابله بر رودخانه کارون است که نقش بسزایی در رفاه وآسایش مردم داشت .دشت خوزستان به دلیل هموار بودن ،و وجود رودهای بزرگ همچون کارون از حاصخیز ترین وپربرکت ترین خاک ها به حساب می آید.اما عمیق بودن رودخانه استفاده از اب را سخت می کند….شیخ سلمان با آگاهی از اهمیت ونقش سد، در زندگی مردم ،در مکانی به نام سابله ،سدی بر روی کارون احداث کرد وآب را در آن ناحیه مجتمع کرده وبالا آورد.سپس همه زمین های اطراف سد را در مسیر جوی قبان قرار داشتند با شبکه ای از جوی های بزرگ وکوچک به آب سد متصل کرده وزمین های وسیعی را آبیاری کرد.
این سد در جنگ شیخ سلمان با کریم خان زند به دست کریم خان شکسته شد وزمین های سابله واطراف آنرا از بین برد ، از مهترین اقدامات شیخ سلمان تاسیس شهر فلاحیه است که این شهر تا کنون در محل قدیم خود پا بر جاست ، همچنین شیخ سلمان کعبی ،شیخ سلمان کعبی از مهترین حاکمان بنی کعب در قرن هجدهم بوده که توانست با کارهای عمرانی وایجاد کانالهای کشاورزی وهمچنین سد سازی بر رودخانه هاوعلاوه برآن روابط سیاسی با رقیبان داخلی وخارجی به تاثیر گذار ترین حاکم بنی کعب تبدیل شود.

ادامه دارد…..

#الحرشة

أهمية اللغة العربية ومكانتها _ الحرشة

أهمية اللغة العربية ومكانتها

 

إنّ اللّغة العربيّة من أبرز اللّغات على الإطلاق وأكثرها جزالةً في الألفاظ وقُدرةً على استيعاب المعاني الجليّة، إذ تُدعى بلغة الضّاد، وهي لغةٌ فضفاضةٌ واسعةُ المدى والبيان، وقد كان العرب سابقاً يتفاخرون بقدرتهم على نظم الشّعر وضرب الأمثال والنّثر والبلاغة، ومازالَ اللّسانُ العربيّ فصيحاًَ حتّى اختلطت بالعرب عناصرَ من العجم الذين دخلوا في الإسلام عصرَ الدّولة الأمويّة، وبشكلٍ أكبر في عصر العبّاسيين المُتأخّر؛ حيث أُعجمت الألسنة وتأثّر بَريق لغة الضّاد، فاحتاجَ الأمر أن يقف رجال القواعد لضبط الألسنة وتقويم اعوجاجها، وتنقيحها من الدّخائل والمُصطلحات التي ليست منها. نشأة اللغة العربية تُعتبر اللّغة العربيّة من أقدم اللّغات، ويعود أصلها إلى اللّغات السّامية، وتُعتبر الأقرب إليها من بين جميع اللّغات التي تعود لنفس الأصل، ويعود أصل أقدم نصوصٍ عربيّة عُثِرَ عليها إلى القرن الثّالث بعد الميلاد، وهي نصوص شعريّةٌ جاهليّةٌ تتميّز ببلاغة لغتها، وأسلوبها الرّاقي، ووزنها الشعريّ المُنتظم، وترجح أغلب الأقوال بأنّ أصل اللّغة العربيّة يعود لبلاد الحجاز في شبه الجزيرة العربيّة، وتطوّرت مع الزّمن نتيحةً لعدّة عوامل، منها تعدُّد الحضارات وتعدُّد لهجاتها، وإقامة الأسواق المُختلفة مثل سوق عكاظ. وتُعتبر الأسواق من أبرز العوامل التي أثّرت وتسبّبت في ظهور اللّغة العربية الفصيحة وتطوّرها كثيراً.

أهميّة اللغة العربيّة ومكانتها تُعتبر اللّغة بشكل عامّ من أهمّ ميّزات الإنسان الطبيعيّة والاجتماعيّة، وهي الوسيلة الأفضل للتّعبير عن المشاعر والاحتياجات الخاصّة بالفرد والجماعة، وتأتي أهميّة اللّغة العربية من أنّها من أحد مُكوّنات المُجتمع الرئيسيّة، ومن أهمّ عوامل البناء في مُختلف الحضارات والثّقافات، وهي السّبب الرئيسيّ في قيام الدّول وإنشاء المُجتمعات المُختلفة؛ لأنّ التّواصل الذي يتمّ عن طريق اللّغة هو اللّبنة الأساسيّة في عمليّة البناء هذه، وقوّة وبلاغة اللّغة يُعبّر بشكل كبير عن تماسك المجتمع النّاطق بها، واهتمامه بها وبقواعدها، وعلومها، وآدابها، وضوابطها، وهذا يُعدّ أجمل أشكال الرُقيّ في التّفكير والسّلوك لدى المُجتمعات المُحافظة على لغتها.

حَظِيَت اللّغة العربيّة بما لم تحظَ بهِ أيّة لُغةٍ من الاهتمام والعناية، وهذا أمرُ الله نافذٌ فيها؛ لأنّها لُغةُ القرآن الكريم وهذا بدوره أعظم شرف وأكبرَ أهميّةٍ للّغة العربيّة؛ لأنّ الله جلّ جلاله اختارها من بين لُغات الأرض ليكون بها كلامهُ الخالد الذي أعجز بهِ من كانَ ومن سيأتي إلى قيام السّاعة، ولا يكونُ هذا الإعجاز إلاّ لكون هذهِ اللّغة تحتمل ثقل الكلام الإلهيّ وقوّة الخطاب الربّاني. سُمّيت اللّغة العربيّة بلغة القرآن والسُنّة، وقال تعالى: (وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّمَا يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسَانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَهَذَا لِسَانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ)،

وكل هذا يُشير إلى أهميّة اللّغة العربيّة في فهم آيات القرآن ومقاصدها ومعانيها بشكل واضح؛ لأنّ القرآن نزل بلسانٍ عربيّ فصيح ومُبِين في عصرٍ كان مُعظم النّاس يتباهون ويتفاخرون ببلاغة وفصاحة لغتهم، وإلمامهم بقواعدها، وضوابطها، وقد نزل القرآن الكريم بمعانٍ، وتراكيبَ، وجملٍ بليغة جدّاً، تحتوي على الكثير من التّشبيهات والاستعارات، والأساليب اللغويّة البليغة، ممّا أضاف لمكانة اللّغة العربيّة درجاتٍ كثيرةٍ، حتّى أصبحت اللّغة الخالدة الوحيدة في العالم.

تمتدّ أهميّة اللّغة العربيّة إلى العلاقة الوطيدة بينها وبين الثّقافة والهويّة الخاصّة بالشّعوب، فهي وسيلة التّواصل بينهم، وهي التي تُعبّر عن تفكير الأمم، والوسيلة الأولى في نشر ثقافات الأمم المُختلفة حول العالم، وبما أنّ اللّغة العربيّة هي المسؤولة عن كلّ هذه الأمور فهي إذاً التي تُشكّل هويّة الأمّة الثقافيّة التي تُميّزها عن باقي الأمم

«الامير شيخ سلمان الكعبي اسطوره استعمار ستیزی در قرن18»(3) / حسين فرج الله

«الامير شيخ سلمان الكعبي اسطوره استعمار ستیزی در قرن18»(3)

حسين فرج الله

 

یاقوت حموی در کتاب معجم البلدان این گونه دورق راذکر می کند:

«دورق شهری است که کشتی های باز گشته از هند پس ازگذر از دریا در کنار سواحل آن لنگر می اندازند ،این شهر در کنار رودخانه عسکر مکرم است (رودخانه عسکر مکرم همان گرگر شوشتر است که در قدیم به کارون نمی ریخت وپس از حرکت شوشتر مسیر خود را به سوی دورق طی می کرد وپس لز گذر از این شهر وارد خلیج می شد اما بر اثر جاری شدن سیل رودخانه مسیر خود را تغییر می دهد ودر ناحیه بناوده (بندقیر)به کارون میریزد که پس از ان آب این رودخانه به دورق نمیرسد)کشتی هایی که از سواحل بوشهر وکیش می آیند راهی جزءعبور از سواحل دورق ندارند ،ولی کشتی هایی که از بصره به سمت هند سیر می کردند از عبادان می گذشتند و وارد خلیج سپس دریای عمان می شدند تا به هند می رسیدند ،اما موقع باز گشت از هند باز در دورق لنگر می انداختند،چون راه عبادان طولانی تر است آنها از راه دورق می رفتند چون هورهای دورق به خشکی متصل بودند وسیر وحرکت را آسانتر می کردند.

(الشیخ الامام شهاب الدین ابی عبدالله یاقوت ابن عبدالله الحموی الرومی البغدادی ،معجم البلدان،ص484)

دورق در دوره اسلامی:

دورق در دوره اسلامی ، یعنی از دوره صدر اسلام تا اواخر حکومت بنی العباس از مهم ترین شهرهای اسلامی بوده است ، زیرا وجود بندر دورق ،همچنین صنایع بشت بافی وپارچه بافی وساخت انواع قایق(مشحوف)وکشتی جنگی وتجاری وداشتن چندین مرکز علمی وحوزه توانست جایگاه والایی در میان شهرهای اهوازی به دست آورد.همچنین وجود علمای بزرگی مانند ابن سکیت دورقی در دوره عباسی جایگاه ویژه ای به این شهر داد که هارون الرشید خلیفه عباسی برای آموزش قواعد صرف ونحو وقواعد زبان عربی از علمای دورق یعنی ابن سکیت دورقی کمک می طلبد وابن سکیت را به عنوانمعلم ویژه فرندان خود مامون وامین انتخاب می کند واین دلیل مهمی بر علم وافر این شخص وشهر دورق است.

وجود علمای بزرگ منتسب به شهر دورق در سده های اولیه ظهور اسلام دلیل مهم بر توسعه ونشر علم در این شهر بود به گونه ای که شهر دورق به زودی در کنار عسکر مکرم ،عبادان ، حویزه ،ناصریه ، حصن مهدی ،بصنا ،بیروت ، قرقوب ،تستر ،جندی صابورا ،سوس ،رامز ،ارجان ،وسایر شهر هاتوانست به مرکز مهم تجارت دریایی وعلم تبدیل شود ، به شکلی که دانشجویان از اقصی نقاط سرزمین اسلامی به سوی دورق وسایر شهرهای اهوازی سرازیر شدند .

«از لحاظ پیشینه علمی وفرهنگی ،دورق سرزمین علی بن مهزیار اهوازی از رجال قرن سوم هجری یکی از مراکز علم وفقه وادب بوده است ،خود علی بن مهزیار 33کتاب ورساله نوشته است، او از امام رضا وامام جواد وامام هادی(ع)روایت نموده است .خاندان مهزیار به جزءایشان چندین شخصیت دیگر در دامان خود پرورش دادکه از جمله می توان ازابراهیم بن مهزیار،علی بن ابراهیم بن مهزیار و…..نام برد.
علی رغم نزدیکی دورق به شهر «جبی-مرکز پیشوایان معتزله »وعلی رغم وقوع آن در منطقه در مرکز بحران خیز عقیدتی وکلامی ،باز هم مردم آن سرزمین کمترین تزلزل واضطراب در اعتقاد پیدا نکرده وهمچنان ثابت واستوار در دفاع از مکتب خود پایدار ماندند…

در دوره حکومت مشعشعیان ،حویزه ودورق دو مرکز مهم حکومت وعلم وادب به شمار می آمدند.وگاهی دورق به علت حاصلخیزی وپاکی هوا وسرسبز بودن سرزمین نسبت به حویزه امتیازاتی پیدا می کرد.
مؤلف کتاب «الیاقوت الازرق فی اعلام الحویزه والدورق »درباره تعداد کثیری از مفسرین ،علماوادبای آن سرزمین آگاهی های ارزنده ای ارائه می کند.سید نعمت الله جزایری درکتاب «مسکن الشجون فی جواز الفرار من الطاعون » از تعدادی از این علماءدین ومفسرین قرآن نام می برد که پس از وقوع طاعون به رحمت خدا پیوسته اند.همچنین مرحوم سید عبدالله بن سید نور الدین جزایری در «الاجازه الکبیرة» تعدادی از آنها را یاد می کند.پس از وقوع طوفان در آن منطقه ،مرکزیت علمی در سال 1160ه.ق به منطقه فلاحیه انتقال یافت ،وکعبی ها به امارت رسیده اند ،آنان که همگی شیعه اثنی عشری بوده اند علما رامورد توقیر وتکریم قرار داده وبه شاعران وادیبان ،محبت می ورزیدند .حکام بنی کعب با برخی از علمای نجف اشرف مکاتبه ومراسله داشته اند .واز آنها می خواستند که به فلاحیه بیایند وتمام مخارج زندگی آنان را متقبل می شدند .

شیخ برکات بن عثمان بن سلطان بن ناصر کعبی دورقی:(متوفی1197ه.ق)کتابخانه بزرگی در فلاحیه به وجود آورد که صدها کتاب حدیث وفقه ،تفسیر ادب وتاریخ در آن نگهداری می شد وسرپرستی واختیار آن را به شیخ خلف عصفوری (متوفی 1208ه.ق)سپرد.مرحوم شیخ خلف یکی از بزرگان علمای شیعه وبرادزاده علامه وفقیه جلیل شیخ یوسف بحرانی ،صاحب کتاب 《الحدائق الناضرة في فقه العترة الطاهرة》می باشد.

شیخ خلف ،جمعی از علماء وادبا را دعوت نمود تا در آن کتابخانه به تحقیق وتتبع واستنساخ از کتاب بپردازند.واز افرادی که به کمک او شتافت ،شیخ محمد بن شمس الدین الطریحی بود.هم اکنون نیز برخی از نسخه های کتابخانه های عمومی یا خصوصی پیدا می شود که مهر شیخ برکات ،یا شیخ خلف در آن دیده می شود.
دورق یکی از مراکز علمی وفرهنگی اسلامی است،وعلماء وخطبا وشعرای بزرگی از دورق ونواحی تابعه آن برخاسته اند.که مایه فخر ومباهات هر اهوازی است.

 

ادامه دارد…

#الحرشة

الامير شيخ سلمان الكعبي اسطوره استعمار ستیزی در  قرن18( بخش 2) / حسین فرج الله

«الامير شيخ سلمان الكعبي اسطوره استعمار ستیزی در  قرن18»(2)

حسین فرج الله

شيخ سلمان را می توان قدرت بلا منازع خلیج در قرن هجدهم میلادی دانست او با ساخت کشتی های جنگی کوچک توانست بر تمام یا بخش بزرگی از خلیج مسلط شود ، اما این قدرت خوشایند بریطانیا نبود پس بریطانیا برای جلوگیری از نفوذ شیخ سلمان کعبی دست به دامان کریم خان زند شدند واو را به جنگ با شیخ سلمان کعبی تشویق کردند تا با این ترفند بتوانند شیخ سلمان را تضعیف نمایند ودر نهایت حکومت مقتدر او را برچینند اما شیخ سلمان با کریم خان نجنگید وگذاشت تا کریم خان وارد سرزمین عربستان شود تا در وقت مناسب سربازان او را از پای در آورد با این ترفند او توانست تعداد زیادی از سربازان کریم خان را بکشد او وسپاهش را در هور وزمین های باتلاقی گرفتار سازد،  به گونه ای که کریم خان مجبور به بازگشت به شیرازشد .

در این زمان موقعیت برای ورود به مبارزه ای دیگر با بریطانیا مناسب نبود اما اگر بریطانیا با کشتی های غول پیکر وجنگیش در خلیج بماند بیرون راندنشان سخت وغیر ممکن می شد ،به این خاطر می بایست هرچه سریعتر بریطانیا را از خلیج بیرون راند ،ولی شیخ سلمان نمی توانست به سریع سربازان خسته خود را تجهیز کند ، وآنها را وارد جنگ دیگری کند ، علاوه برآن عثمانی های ادعای مالکیت سرزمین عربستان را داشته ودر تلاش بودند تا شیخ سلمان را خراجگذار دولت عثمانی قرار دهند ، در این اوضاع انتخاب مسیر بر شیخ سلمان ویارانش بسیار دشوار بود اما راه دیگری وجود داشت وآن راه دل به دریا زدن ودر دریا با بریطانیا مواجه شدن بود ولی کشتی های شیخ سلمان در مقابل کستی های غول پیکر بریطانیا چیزی نبودند ،اما همیشه قدرت در تجهیزات نظامی نیست بلکه طراحی حنگ ومدیریت سربازوایمان به وطن از بسیاری سلاحها قویتر است .

دورق با تجارت دریایی خود وبه عنوان بهترین بندر بعد از محمره در تجارت دریایی دوره میسانیان ودر صدر اسلام جایگاه ویژه ای داشت وتجارت دورقیان تا دوره حکومت بنی کعب در قرن اخیر ادامه داشت ولی با روی کار آمدن پهلویان کم کم این تجارت از بین رفت وبندر دورق جای خود را به دبی وکویت داد واین در واقع سیاستی برای تضعیف جایگاه مردم عرب در منطقه بود تا داعیه حکومت وادامه حکومت بنی کعب را در فلاحیه نداشته باشند.

دورق در دوره فتح اسلامی:

دورق دردوره فتوحات  اسلامی یکی ازشهرهای مهم اهوازی بود که ساکنان آن عرب از تیره ها وقبایل مختلف بودند وادیان مسیحی ومندایی عقاید رایج این سرزمین بودند ،شهر دورق با توجه به نزدیکی به دریا موقعیت سوق الجیشی مناسبی داشت علاوه بر آن وجود قبیله بنی تمیم در این شهر مایه دلگرمی مسلمانان بود چون بنی تمیم حجاز در صف لشکر اسلام حضور داشتند ومی توانستند با استفاده از این رابطه فامیلی قبیله تمیم اهواز را به اسلام دعوت کنند با التحاق قبیله بنی تمیم در سراسر اهواز به صف مسلمانان برقدرت وتوان نظامی لشکر اسلام افزوده شد زیرا تمیم اهواز از قدیم ساکن سراسر شهرهای اهوازی وسواحل جنوبی بودند پس می توانستند بهترین راهنمایان وفرماندهان لشکر اسلام باشند.

فرمانده فاتح دورق :

لشکر اسلام به فرماندهی جز ء بن معاويه تميمي شهر دورق رافتح كرد ،فتح اين شهر بدون هيچ درگیری وخونریزی صورت گرفت چون مردم دورق در صف لشکر اسلام برادران خود را می دیدند واز عظمت اسلام به وجد آمده بودند پس مردم این شهر به زودی به صف لشکر اسلام پیوستند وبا لشکر اسلام رهسپار مناطق شرقی شدند آنها ابتدا به سمت تستر(شوشتر )رفتند وسپس تا هند وچین با لشکر اسلام پیش رفتند وهنوز تاکنون قبرهای بنی تمیم اهواز در سراسر هند وچین وجود دارد.

(خطاب ،شیت ، قادة فتح بلاد فارس، ص)

مقدسی در کتاب احسن التقاسیم  دورق را چنین توصیف می کند:

«دورق در مرز عراق است ،آنجا رودخانه وروستاهایی پهناور وبازاری خوش بنا وبزرگ وبا رونق دارد.دورق مرکز ریسندگی درشت است ،آنجا از سوس کوچک تر است وبازارش شاخه شاخه است ،جامع آن درسمت دیگر رودخانه قرار دارد، آب شرب مردم دورق از نهر است .دورق مرکز تجمع حاجیان می باشد، درنزدیک دورق دوشهر به نام میراقیان ومیراثیان قرار دارند.

میراقیان در کنار رودخانه ای است که جزر ومد بدان می رسد ودهات بسیار واراضی حاصلخیز دارد.میراثیان دو محله دارد ودر هر محله مسجدی جامع وبازاری آباد هست ،بیشتر آبهای اراضی باتلاقی بوسیله نهرهایی از دورق به سمت جنوب جریان دارند،در محل اباالسیان به دریا می ریزد، از دورق تا خان یک مرحله واز آنجا تا بصنا یک مرحله است از آنجا تا قریة الرمل يك مرحله است، واز آنجا تا قرقوب یک مدحله است، دو راه دیگر نیز دارد.

(ابو عبدالله ،مقدسی ،احسن التقاسیم ،ص322)

(لسترینج ،گای ،جغرافیای تاریخی سرزمین های خلافت شرقی ،ص261)

مردم دورق از راه دریا با کشورهای خلیجی وتا هند به تجارت می رفتند وهمچنین با حرکت در سواحل خلیج و ورود به شط العرب وارد محمرة می شدند واز آنجا به سوی اهواز سیر می کردند تا به شهر عسکر مکرم می رسیدند واز راه رود مسرقان(گرگر کنونی شوشتر)تا نزدیکی تستر پیش می رفتند وکالاهای خود را در نقطه ای به نام دار خزینه (الخزینه)خالی می کردنند در آن بندرگاه بزرگی وجود داشت ومنطقه ای به نام سوق که دورقیان در سواحل آن منطقه ساکن شده بودند وکالاها با قاطر وشتر بار زده می شد ویا با قایق های کوچک وارد تستر می شد ، تجارت بین تستر ودورق قدمت هزاران ساله دارد واز قبل اسلام این تجارت رونق داشت وخانواده های زیادی از دورق ساکن تستر بودند که می توتن به خانواده بزرگ دورقی اشاره کرد که از ثروتمندان وتاجران معروف تستر بودند وهمچنین خانواده آل بوغبیش و عبودی که در سراسر شهر تستر پراکنده شده وتجارت بین تستر و دورق را مدیریت می کنند.

ادامه دارد….

#الحرشة

«الامير شيخ سلمان الكعبي اسطوره استعمار ستیزی در قرن18» / حسين فرج الله

«الامير شيخ سلمان الكعبي اسطوره استعمار ستیزی در قرن18»

بخش (1):

معنی کلمه استعمارچیست؟

حسين فرج الله

استعمار اگر مصدر باشدبه معنی ، طلب آبادانی کردن ،آبادانی خواستن است واگر اسم باشد به معنی تسلط مملکتی قوی بر مملکتی ضعیف بقصد استفاده از منابع طبیعی و ثروت کشور و نیروی انسانی افراد آن به بهانه نابجای ایجاد آبادی و رهبری مردم آن بسوی پیشرفت می باشد.

در علوم سیاسی : تصرف سرزمین دیگران و ایجاد جامعۀ مقیم در آن برای سودجویی از منابع و بهره کشی از مردم آن سرزمین را استعمار می گویند.

استعمارستیزی چیست؟

استعمار ستیزی (Anti-colonialism)، عنوانی است که برای بیان جنبش های ضداستعماری و حرکت های بر ضد تسلط سیاسی، اقتصادی و فرهنگی امپریالیسم های شرق وغرب بکار رفته است. حرکت هایی که استقلال سیاسی و تشکیل دولت ملی را، در کنار استقلال سیاسی طلب می کنند.

مردم عرب اهوازی از گذشته دور تا کنون در مقابل قدرت های استعمار گر ایستادگی کرده اند ومی توان آنها را استعمار ستیزان گمنام نامید ،استعمار ستیزانی که فقط استعمارگران شرق وغرب آنها را می شناسند اما در بین مردم مجهول مانده اندامروز باید اسوه جوانان این مرز وبوم باشند.

شخصیت های بزرگی مانند شیخ سلمان الکعبی
که توانست در مقال بریتانیا مقاومت کند وآنها را در خلیج از پای در آورد ،هچنین میر مهنا الزعابی التمیمی که توانست هلندی ها را از خلیج بیرون کند علاوه بر آنها می توان غضبان البنیه اللامی را نام برد کسی که تکانست با دولت عثمانی وبریتانیا بجنگد وبه آنها شکست سختی وارد کند .

حته الکعبی که در مقابل ظلم وستم رضاشاه دلیرمردانه جنگید وبسیاری دلیرمردان دیگر همچنین باید به زنان مبارز نیز اشاره کرد زنان همچون علیه دختر شیخ سلمان الکعبی را می توان اسوه زنان عرب در استعمار ستیزی دانست .شیخ خزعل کعبی را می توان اولین مدافع مردم فلسطین واولین مبارز با استعمار اسرائیل دانست.

الاهواز،عربستان(خوزستان كنونی)یکی از قدیم ترین سکونتگاههای بشری ومهد اولین تمدن های بشری است .دراین منطقه تمدن های فراوانی مانند تمدن عیلام، سومر ،بابل ،آشور ومیسان ظهور یافتند هرچند که تمدن های سومر وبابل وآشور درواقع تمدن هایی بین النهرینی بودند ولی در برهه هایی از روزگار گستره آنها به کوه های زاگرس یا تا حدود پاکستان(هند قدیم) هم رسیده است.

شوش ودیگر شهرهای این دیار از قدیم الزمان مسکن مردم سامی نژاد (مردم عرب کنونی)بوده وهست، به این دلیل در این دوره های تاریخی چه قبل از ظهور دین اسلام وچه بعد از آن حکومت های مقتدر با حاکمیت حاکمان عرب ،ظهور یافتند وتا قرن بیستم یعنی حاکمیت شیخ خزعل کعبی ادامه یافت ،دراین دوران تاریخی یکی از مهمترین حاکمان بنی کعب که درقرن هجدهم ظهور یافت وتوانست در جهان آن روز تاثیرگذار باشد شیخ سلمان کعبی است ،شيخ سلمانی که معاصر کریم خان زند دربلاد فارس (ایران کنونی )بود.

حکومت بنی کعب ازحدود سال های 1670تا 1935يعنی قتل شیخ خزعل درتهران به دست عمال رضا شاه به پایان می رسد ورسما رضا شاه سرزمین حکومت بنی کعب را تصرف می کند .در دوران حکومت بنی کعب حکومت سادات مشعشعی نیز در بخش از این سرزمین رسمیت داشت وگاهی به صلح وگاهی به درگیری با بنی کعب ایام می گذراند.در این دوران سرزمین تحت سلطه بنی کعب وسادات مشعشعی که شامل سه استان امروزی ،ایلام، خوزستان وبوشهر وبخشی ازکوههای زاگرس بود بین امیران بنی کعب وسادات تقسیم شده بود که این امیران با حکومت مرکزی بنی کعب ارتباط داشته ومالیاتی به امارت پرداخت می کردند .

«برخی ازنویسندگان معاصر از مهاجرت بنی کعب در قرن شانزدهم خبر می دهند این برخلاف واقع بوده زیرا وجود آنها در برخی از مصادر به صدر اسلام باز می گردد ونام بسیاری از شخصیت ها مانند شیخ محمد دینوری الکعبی درقرن اول هجری آمده است ،همچنین اگر بخواهیم به اصل این قبیله باز گردیم )این قبیله از قبایل عدنانی است که نوادگان حضرت ابراهیم هستند واز دوران بابل تا به امروز ساکنان اصلی جنوب عراق واهواز بوده وهستند ،اما اینکه مهاجرت دراین قرن صورت گرفته یا نه جای بحث فراوان دارد هرچند که اگر بخواهیم بپذیریم که مهاجرت بنی کعب دراین دوره بوده باید این مسئله را در نظر داشت که بنی کعب دهها قبیله کوچک وبزرگ را در میان خود جا داده که همگی بنی کعب نیستند ،واز ساکنان قدیمی این سرزمینند علاوه برآن بین شهرهای اهوازی وعراق مرزی وجود نداشت که بتوان گفت بنی کعب از عراق مهاجرت کرده یا سرزمین دیگر همچنین تا سال 1903هیچ مرزی بین حکومت بنی کعب وعراق وجود نداشته برخی نویسندگان معاهده سایسپیکو که باعث مرزبندی بین کشورهای اسلامی شد را به گونه ای باور دارند مانند اینکه از دوره باستان این مرزها وجود داشته ومردم به نام این کشورها شناخته می شدند.شاید این سخن از آنجا نشات می گیرد که بنی کعب تا آن دوران قدرت مهمی در معادلات بین المللی وداخلی نبودند و زمانی که در قرن هفدهم به صحنه آمدند برخی گمان کردند که آنها در این سرزمین نبودند در صورتی که بین عراق وعربستان آن دوران مرز مشخصی نبوده وبه شکل قبیله ای و یا حکومت نیمه متمرکز اداره می شدند پس نمی توان پذیرفت که بنی کعب از سرزمین های دیگر مهاجرت کرده باشند وبا این سرعت توانستند حکومت مقتدری دراین سرزمین ایجاد کنند وتمام سرزمین های عربستان(خوزستان کنونی) را زیر سلطه بگیرند…

هرچه هست بنی کعب از قرن 17تا قرن بیستم حاکمان بلامنازع این سرزمین بوده اند ونام حاکمانشان درتمام مصادر تاریخی فارسی وانگلیسی وعربی وسایر زبان ها آمده است.

شیخ سلمان کعبی از مهترین حاکمان بنی کعب در قرن هجدهم بوده که توانست با کارهای عمرانی وایجاد کانالهای کشاورزی وهمچنین سد سازی بر رودخانه هاوعلاوه برآن روابط سیاسی با رقیبان داخلی وخارجی به تاثیر گذار ترین حاکم بنی کعب تبدیل شود.
شیخ سلمان کعبی توانست روابط دوستانه ای با شیوخ بنی کعب وبنی تمیم ایجاد کند این روابط دوستانه حمایت آنها از شیخ سلمان را بر انگیخت ، این حمایت دیگر شیوخ عرب را نیزبه اطاعت شیخ سلمان کعبی وا داشت.

سرزمین اهواز در دوره حکومت بنی کعب به چند امارت تقسیم شد که امارتها تابع حکومت بنی کعب در الفلاحیه بودند.از مهم ترین امارت ها می توان امارت بنی تمیم ، امارت آل کثیر (هرچند که آل کثیر ابتدا همپیمان سادات مشعشعی بودند )، امارت باویه ، امارت بنی لام ،امارت بنی کعب ،امارت آل خمیس وغیره را نام برد که هر امارت ممکن بود شهری یا چند شهر را در برمی گرفت ومالیات های شهرها وروستاها جمع می شد وبه دربار امارت بنی کعب در محمره ارسال می شد .

شیخ سلمان بن سلطان بن ناصر الكعبي ، یکی از حکام محلی اهواز از سال های 1150 ق تا سال 1178 ق(قرن هجدهم میلادی) بود او بارها با استعمارگران انگلیسی جنگید . جنگ “ابوطوق” یکی از نبردهای مشهور سپاه شیخ سلمان با بریتانیا بود ومنجر به شکست سنگین انگلیسی ها شد.(علت نامگذاری این جنگ به ابو طوق به خاطر وجودنوعی علامت نظامی در گردن یکی از فرماندهان نظامی بریطانیابود).علاوه براین، در نبرد میر منها بن نصر الزعابی که برضد هلندیها در خلیج صورت گرفت تنها یاور میرمهنا شیخ سلمان کعبی بود ،شیخ سلمان با ارسال کشتی های جنگی یاور میر مهنا برضد هلندیها بود.

ادامه دارد….

#الحرشة

نفق قلعة سلاسل في مدينة تستر _ حسین فرج الله ابو عرفان

نفق قلعة سلاسل في مدينة تستر

حسین فرج الله ابو عرفان

نفق الذي دخلوه المسلمون في فتح مدينة تستر ،قلعة سلاسل كانت قلعة محصنة والجيش الاسلامي حاصرها ستة اشهر ومن بعد هذه المدة استطاع الجيش الاسلامي أن يدخل القلعة من النفق التحتاني في القلعة ، هذا النفق كان مملوء من الماء حتي عشرة سنوات قبل ولكن دائرة الميراث سقفوا سطح النفق بأصمنت واليوم هذا النفق مفتوح لزيارة السياح ،دخل اكثر من ثلاثة مئة مسلم واكثرهم من الاهوازيين في هذا النفق استشهد مئة وثمانين ودخل مئة وعشرين جندي مسلم في القلعة واستطاعوا أن يفتحوا بوابة القلعة ودخلوا المسلمين قبل اذان الفجر واستمر الحرب حتي طلوع الشمس ولم يصلوا المسلمين ذلك اليوم صلاة الفجر ،ولكن انتصروا وفتحوا هذا الحصن الحصين .استشهد براء بن مالك الانصاريفي بوابة تستر وجرح عون بن جعفر الطيار ونقل لمدينة السوس ولكن استشهد في القرب من مدينة السوس ودفن هناك وهكذا استشهد عون بن علي ودفن خارج مدينة تستر والان في مزارع قصب السكر بين السوس وتستر ….

پرسش و پاسخ(3) /حسين فرج الله

پرسش و پاسخ(3)

حسين فرج الله

 

آيا مردم عرب اهوازى وعربهای که جنوب غرب ایران هستند مهاجرند ياساكنان اصلي اين سرزمينند؟؟

(این سؤال فراوان پرسیده می شود وصرفا سؤالی تاریخی است وپاسخ اینجانب نیزصرفا تاریخی است )

ابتدا لازم است مفهوم عرب شرح داده شود تا با شناخت این واژه ومفهوم مابقی بحث قابل فهم ودرک باشد ، عرب وعرب بودن نژاد نیست ، بلکه طبق تقسیمات تاریخی ونسب شناسی سام وحام ویافث ودیگر تقسیمات را می توان تقسیمات نژادی دانست ، هرچند که این تقسیمات را تاریخ نگاران جدید نمی پذیرند وآنها را تقسیمات توراتی می نامند در واقع مفهوم نژاد در دنیای امروز قابل پذیرش نیست وجای بحث فراوان دارد، وهمچنین تقسیمات عدنانی وقحطانی باز تقسیماتی روایی واز نظر تاریخی کاملا قابل پذیرش نیستند وبسیاری از تاریخ نگاران عرب این تقسیمات را رد می کنند زیرا آنها عقیده دارند این تقسیمات مربوط به مردم بدوی وعشایر است که انتساب به قبایل را جزءافتخارات ومهم ترین عامل اتصال آنها به قبیله است ،همچنین دانشمندان عرب این تقسیمات را شامل شهرنشینان نمی دانند ومی گویند این تقسیمات ناقصی می باشند .(هرچند این تقسیمات در علوم دیگر قابل پذیرش واطمینان است اما باستان شناسان آنها راسند موثق نمی دانند)
این تقصیمات مربوط به مردمی است که به شکل قبیله ای زندگی می کنند ولی در طول تاریخ از دوران باستان تا به امروز مردم عرب زیادی هستند که در مجموعه های دینی یا در شهرها زندگی می کنند وخود را وابسته به شهر وتمدن آن شهر می دانند ودر تقسیمات قبیله ای جایگاهی نداشته وندارند.
مانند مردمی که ازتمدن های انباط در حجاز ،یا مردم تمدن ماری درسوریه ،مردم تمدن تیمه درحجاز ویا مردم تمدن سباء در يمن كه به تيمي ،سبايي ويا ماري مشهور هستند ودر دل جامعه عرب بوده وهستند ويا اقليتهای دینی مانند مسیحیان مکه ومدینه ویا یهودیان تمان سرزمینهای عربی ویا صابئه ودیگر ادیان ، که در هیچ یک از تقسیمات قبیله ای جای نگرفته وبه طایفه دینی ویا شهری معروف گشته اند .

علاوه براین بحث كلمه عرب تاریخ ،هویت وزبان مشترک یک ملت بزرگ از مغرب در دورترین نقطه آفریقا تا مردم عرب عراق واهواز در شرق را شامل می شود ، این مفهوم شامل همه مردمی است که از هزاران سال پیش از میلاد مسیح تا به امروز در این جغرافیا زندگی کرده وهنوز زندگی می کنند ،واز لحاظ نژادی همه آنها را سامی نژاد می گویند .استاد احمد داود ودكتر بهجت القبيسی حتی تقسیمات نژادی سام وحام رانیز رد می کنند وعقیده بر جزری بودن افراد دارد آنها عقیده دارند هرکس از جزیرة العرب كه از يمن تا كوههای زاگرس را شامل می شود را عرب می دانند وتقسیمات توراتی را مردود می دانند .آنها عقیده دارند که تقسیمات زبانی نیز قابل پذیرش نیست وزبان های آرامی وسریانی وبابلی وآشوری ودیگر زبان معروف باستان را لهجه هایی از زبان اکدی می دانند وزبان اکدی که در3000قبل از میلاد ظهور می کند را اولین زبان مردم عرب می دانند وباقی زبان ها را لهجه های اکدی می نامند همچنین آنها می گویند چون کلمات مشترک فراوانی بین این زبانها وجود دارد آنها را نمی توان از هم مستقل دانست ومی توان همه آنها را لهجه های زبان اکدی دانست.

در مورد حضور مردم عرب در اهواز ودیگر شهرهاباید گفت که ،مردم عرب از دوره عیلام تا به تاامروز در این جغرافیا ساکن بوده اند وهمیشه با ملت های اطراف ارتباط داشته ودارند ،دلایل فراوانی بر وجود این مردم در دوره عیلامیان در دست است که می توان به برخی از آنها اشاره نمود.

1-نقوش چفیه مردم عرب در تمدن عیلام (شوشان،یعنی تمدن عیلام دشت شوش)

نقوش چفیه امروز مردم عرب از 4000قبل ازمیلاد یعنی از دوره شوش (1)تا کنون بین مردم عرب رواج دارد .وجود لباس وپوشش مشترک دلیل مهمی بر استمرار حیات عیلامیان تا دوره های بعدی است.
(برای دیدن وتطبیق نقوش به منابع ذیل مراجعه شود

(1)-کتاب باستان شناسی ایلام ، دنیل پاتس ص 70 ،

(2)-تمدن عیلام ومردم عرب خوزستان ، نوشته حسین فرج الله ، ص 20،چاپ تراوا ، اهواز 1395)

 

2- عقال مردم عرب که جزء پوشش مردم عرب است و روی چفیه قرار می گیرد.عقال از 3200قبل از میلاد در عیلام شوش وسومر به کار رفت وبرگرفته از اعتقاد به خدای آسمان وحرکت سیاره ها وکهکشانهاست.

(منابع عقال:
1-تازه ترین یافته های ایران باستان ،والتر هینتس ،ص

2-شوش شهر شش هزار ساله ، پیر آمیه ، ص

 

3-زبان اکدی در عیلام (دشت شوشان)

مردم اکد یعنی مردم که شهر آکاد در عراق را تاسیس کردند در حدود 3000پیش از میلاد از عربستان کنونی (المملکة العربية)به سوی شامات وسپس عراق مهاجرت نمودندآنها اولین مهاجران از عربستان ویمن نبودند بلکه پیش از آنها بسیاری از مردم به عراق ، عیلام وسایر سرزمین های عربی مهاجرت کرده بودند.این مردم پس از اسقرار در عراق شهر باستانی آکاد را تاسیس کردند وزبان وفرهنگ خود را بر سایر سرزمین های اطراف سرایت دادند،سارجون اکدی در حدود 2200پیش از میلاد امپراطوری خود را که اولین امپراطوری جهان تشکیل نمود او همه سرزمین عربی را زیر سلطه گرفت وتا هند وچین نیز پیش رفت وزبان اکدی را به عنوان زبان رسمی امپراطوری خود اعلام نمود واز آن زمان تا حدود 1000پیش از میلاد این زبان ولهجه هایش زبان رایج دنیای باستان بود ، دانشمندان بزرگی مانند علی فهمی ، عید مرعی ، احمد داود ، بهجت القبیسی عقیده دارند که زبان اکدی همان زبان عربی باستان است چون بیشتر واژه های اکدی باستان در زبان عربی فصیح امروز یافت می شوند، این زبان از هزاره سوم زبان عیلامی بود وتمام کتیبه های عیلتمی تا هزاره اول پیش از میلاد به این زبان وخط میخی نوشته شده اند.

4-نام شهرهای عیلامی

شوش ازمهم ترین شهرهای عیلامی است واژه شوش ،واژه ای اکدی است که در زبان آرامی نیزتکرار شده است وبه معنای اسب است ویا نوعی درخت خود رو که سوسه گفته می شود باز سوسه نیز اکدی است واگر از خدای اینسوسیناک گرفته شده اینسوسیناک هم واژه ای اکدی است .
آدامدون نام شهر دیگری است که گفته می شود شوشتر کنونی است این واژه نیز آرامی است ودر زبان مندایی نیزوجود دارد وبه معنای شهر آدم ویا شهر گل وخاک است .

«میشمه ، هیدالو (هدلاء)زهراء ،بيروت ،انشان (ايشان)بصنا، طريانا، اور اكسي ، دور انتاش ،»
همه اين نام ها ريشه اكدی أرامی دارند

5-نام حاکمان واشخاص عیلامی

نام هایی مانند نهونته ، شتروک ، تیتو، زهمی ، منیش ، هانی ، تبتی ، هترو، زهو که در دوره عیلامیان کاربرد داشته تا کنون بین مردم عرب کاربرد دارند.

6-واژگان عیلامی ویا به کار رفته در تمدن عیلام

واژگانی مانند دور ، اور ، بیت ، مرتات ، شط ، شاطن(شیطان)تنور ، بنت ، اتیتو (دادم).. . .. ..

7-چهره وقیافه عیلامیان

از نظر تیپو لوژی عیلامیان دشت شوش تیره پوست بودند وهمچنین در تطبیق میان مجسمه های بدست آمده از عیلام شوش با چهره های مردم عرب تطابق بیشتری دارد تیرگی پوست ، رنگ چشم ، قیافه ، ولباس بسیار متشابه هستند.

8-نمادهای عیلامی :

از مهترین نمادهای عیلامی ، شیر ، گاو ، آهو ، مار ، بز ، نخل ، مادر ، وسایر نمادها می باشند همه این نمادها در سراسر سرزمین های عربی وجود دارند ونوعی فرهنگ مشترک رابیان می کنند.

9-پوشش مردان عیلامی

پوشش مردانه عیلامیان دشت شوشان ،لباسی بلند شبیه به دشداشه مردم عرب ، عقال وچفیه است که از 3200قبل از میلاد این گونه پوشش در عیلام وسومر رواج یافت ولباس عیلامیان دشت شوشان شد تا پیش از این دوره پوشش مردم عیلام همان پوشش سومری بوده یعنی از پوست گوسفندان لباسی بسیار ساده وابتدایی بر تن می کردند.

10-پوشش زنانه عیلامی

پوشش زنانه عیلامی که در مجسمه های عیلامی به تصویر کشیده شده لباسی بلند با طرح چفیه مردم عرب که در معبد دور انتاش بدست آمده همچنین سر بند زنان عیلامی همان عصابه زنان عرب است که پیر آمیه به آن اشاره می کند.

11-وجود وتقدس نخل

نخل درختی است که سرزمین های گرمسیر می روید ودر بین مردم عرب از جایگاه ویژه ای برخوردار است ونخل را درختی عربی می دانند چون از دوره باستان تا به امروز تنها مردمی که به این درخت پرداخته وآنرا کاشته وتکثیر نموده اند مردم عرب هستند وجود نخل در نمادهای عیلامیان ارتباط آنها را با ملت عرب مستحکم تر می سازد .

12-ادیان ومعتقدات عیلامی

از مهترین ادیان وخدایان دوره عیلامیان ،هوسا ، اینانا ، عشتار ، کریریشا ، همچنین ادیان توحیدی ابراهیمی مانتد یهود ومسیح وصابئه است اين معتقدات وبسياری دیگر از ادیان در سرزمین های عربی ازعراق تا مصر وشامات یافت می شوند.

13-الهه ها وخدایان عیلامی

خدایان عیلامی همان خدایان بابلی وسومری وآشوری است مانند عشتار ، اینانا ودیگر خدایان …..

14-جغرافیای عیلام

جغرافیای تاریخی عیلام ، از حدود 4000پیش از میلاد به دو بخش تقسیم می شد بخش کوه ودشت ، کوه را انشان ودشت را شوشان می نامیدند ، شوشان از استان ایلام آغاز می شود وکل شهرهای اهوازی را در بر می گیرد وتا بوشهر وبندر عباس پیش می رود ،اين جغرافیا از گذشته تا به امروز سکونتگاه مردم عرب بوده وهست .

15-اسطوره های عیلامی

اساطیر یکی از مهمترین نوشته های باقیمانده از دوران باستان ، اساطیر عیلامی وسومری مانتد گیلگامش ، که در آنها حیواناتی مانتد مار وگاومیش وجود دارند باز بی ارتباط با مردم عرب نیستند چون تنها مردمی که در این جغرافیا گاومیش پروش می دهند مردم عرب هستند ، همچنین نام گیلگامش هنوز به شکل گلیگش در بین مردم عرب رواج دارد……

16-تنور عیلامی

تنوری که در تندیس های عیلامی آمده وبه شکل مخروطی بلند ساخته می شود تا چوب وسعف نخل در آن سوزانده شود دقیقا به همان شکل عیاامی در بین مردم عرب کاربرد دارد…..

17-قالی بافی

قالی بافی از حدود 3000پیش از میلاد در شوش رواج بافت نقوش این قالی های دست بافت بر گرفته از تفکر مرپم عرب است عجیب این است که در نقوس قالی عرب نقشلامی بسیار معروف است که به شکل زقورات بافته می شود یعنی به شکل پنج طبقه پلکانی این نقوش در خالکوبی زنان نیز یافت می شود……

19-معماری عیلامی

نوع معماری به کار رفته در آثار عیلامی هیچ تفاوتی با معماری بین النهرین ندارد واین دلیل مهم ارتباط فرهنگی هنری در بین این دو سرزمین است .

20-کشاورزی عیلامیان

محصولات کشاورزی عیلامیان عبارتند از گندم ، جو، کنجد (سمسم) ،لوبیا وبرنج است که این محصولات هنوز در میان مردم عرب کاشته می شوند مردم عرب روغن کنجد را برای خوراک ومصرف داردویی به کار می برند همچنین در عقده منداییان روغن کنجد روغنی مقدس ودر مناسک دینی به کار می رود….

21-عیلامیان وهمسایگان بین النهرنیشان،

از زمان ظهور تمدن عيلام در شوش تا به امروز ارتباط مردم سرزمین شوشان با عراق ، بحرین ، عمان ودیگر سرزمین هاوجود داشته ، در طول تاریخ عیلام همیشه ارتباط بابین النهرین را حفظ کرده وهمچنین در تمامی دوره های تاریخی عراق از سومر ، بابل ، آشور گرفته تا دوره اسلامی این ارتباط حفظ شده واین می تواند دلیل مهمی بر عمق روابط این دو سرزمین باشد .

22-صنایع دستی

از مهترین صنایع عیلامیان می توان مجسمه سازی ، کوزه گری ،قالی بافی ودیگر صنایع مانند حصیر بافی را نام برد که این صنایع دقیقا شبیه به صنایع مردم عراق است به گونه ای که دانشمندان در تشخیص منشا آنها مانده اند این تشابه تایید کنده بسیاری از ارتباطات دیگر است .

23-راههای ارتباطی وتجارت عیلامیان

راههای تجاری عیلام ،تا به امروز هنوز راههای بین عراق واهواز است ،که از هزاران سال پیش تجارت بین دوسرزمین وجود داشته است .

 

24-عیلامیان در اسطوره های سومری

عیلامیان در بسیاری از اساطیر سومری وبابلی آمده اند ، همچنین در کتاب مقدس تورات از حاکمی عیلامی به نام کدر لا عمر نام برده می شود که با دیگر حاکمان سرزمین های عربی متحد می شود واسیرانی را به شوش می آورد که از این اسیران نام پیامبر خدا حضرت لوط برده شده است.

25-احترام نارام سین به مردم شوش

نارا مسین ودیگر حاکمان اکدی وحتی بابلی احترام ویژه ای برای مردم دشت شوشان داشته وبه معابد شوش هدایایی تقدیم کرده اند این هدیه ها دلیل احترام مردم وحکومت وخدایان شوش است.اکدیان از 3000پیش از میلاد ساکن دشت شوشان وبین النهرین شدند وهزاران سال حاکمان این سرزمین شدند وتا 1000پیش از میلاد فرهنگ وزبان وخط اکدی در این سرزمین رواج داشته است.

26-اتحاد میان عیلام وبابل

بابلیان از مهم ترین متحدان عیلام بوده اند وعیلامیان شوشدر بسیاری از جنگ ها در کنار بابلیان بوده اند.

27-استفاده از سربازان وفرماندهان عیلامی در امپراطوری آشوری :

آشوریان پس از تصرف عیلام ، سربازان عیلتمی را به کار گماشتند واز آنها به عنوان فرمانده وعرابه ران استفاده کردند .

 

28-سکه های عیلامی :

در سکه های عیلامی در دوره ایلیمائیس حاکمان این دوره عقال ولباس عربی به تن داشته وهمچنین از نمادهای مردم عرب که ماه وستاره می باشند بهره گرفته اند.

29-تمدن عربی میسان :

مهم ترین دوران تاریخی سرزمین شوشان پس از ضعف عیلام ، تشکیل حکومت عربی میسان در 500پیش از میلاد به پایتختی ،خاروکسا یا محمره امروزی است که شوش وشوشتر وتمام سرزمین ها وشهرهای اهوازی را در برگرفت از مهم ترین پادشاهان این دوره می توان اعبید ، واسوید را نام برد که نام هایشان کاملا عربی است.

30-نام برخی از قبیله ها در نوشته های عیلامی :

در نوشته های عیلامی نام برخی از قبایل امروزی عرب آمده است مانند نام «تمیم »زغیب ،ساری ، کلدانی (چلدانی)دیلم (دلمون،دیلمون)دبات (به معنای صنعتگری که صنایع فلزی می سازد)،ابیرات(یبیرات)هلیکی(هلیچی)عموری (آموری)وبسیاری دیگر از نام ها واین دلیل وجود مردم عرب از دوران عیلام ومیسان در سرزمین اهواز است .

همچنین اگر بخواهیم برخی روایت های دوره ساسانیان را بیپذیریم واین دوره را بررسی کنیم ،در منابع ساسانی از قتل مردم عرب در سرزمین اهواز به دست شاپور ذو الاکتاف یاد کرده اند که دلیل وجود مردم عرب در دوره ساسانی است ، علاوه بر آن در صدر اسلام ودر جریان فتح اسلامی از پیوستن قبایل عرب در اهواز به لشکر اسلام یاد شده است ، شیت خطاب در کتاب فتح بلاد فارس از پیوستن بنی تمیم اهواز به لشکر اسلام یاد می کند وشش نفر از رهبران وفرماندهان اسلام را از عرب های اهواز می داند که در جریان فتح ایران به لشکر اسلام یاری رساندند ، واین دلیل مهمی بر حضور مرپم عرب پیش از اسلام در سرزمین اهواز است.

نام بسیاری از شهرها در ورود اسلام به این سرزمین ثبت شده که نام ها عربی است مانند ،حویزه ،الاهواز ،سوس
،عبادان ،طیب ، بیان ، سوق الاهواز ،الدورق ، بصنا، تستر ، مسرقان ، رامز ، جندی صابور ، عسکر مکرم ، مناذر الکبری ، مناذر الصغری ، بیروت ….تمام این نام ها عربی است ودر صدر اسلام ثبت شده اند .

در ادامه باید به حکومت اسلامی در دوره خلفای راشدین واموی وعباسی اشاره کرد که حضور مردم عرب در تمام سرزمین اهواز مؤکد است همچنین در قرن ششم دبیسان حویزه حکومت بنی اسد را تشکیل می دهندحکومتی کاملا مستقل وبا مرکزیت شهرهای اهوازی همچنین در قرن هفتم دومین حکومت مستقل مردم عرب با پایتختی حویزه به نام مشعشعیان تشکیل می شود که در حدود 500سال دوام می یابد ویکی از مقتدر ترین حکونت های محلی این سرزمین است بیشتر حاکمان مشعشعی جزءعلما ودانشمندان آن دوران بودند وتاکنون کتاب های فراوانی از آنها به جای مانده است مثلا سید علی مشعشعی علاوه بر حکومت نویسنده وفرهیخته بود وشوشتر را به عنوان مرکزتجاری وحویزه را به عنوان پایتخت سیاسی مذهبی قرار داد ، در حدود قرن یازدهم حکومت مقتدر بنی کعب به رهبری شیخ سلمان کعبی تشکیل می شود وتا قرن بیستم ادامه می یابد وآخرین حاکم این دوره شیخ خزعل الکعبی یکی از مهمترین حاکمان قرن بیستم می باشد که با دسیسه بریطانیا از حکومت خلع می شود وعلت این خلع وبرکناری نظامی دفاع دلیرمردانه خزعل از مردم فلسطین می باشد که باعث شد انگلیس ها اورا با رضا شاه تعویض کنند تا حافظ منافع یهود باشد واسراییل را تشکیل دهد…پس مردم عرب از قدیم در این سرزمین بوده واگر مهاجرتی از سرزمین های دیگر به سرزمین اهواز صورت گرفته وجود مردم عرب را نفی نمی کند بلکه دلیل ارتباط مستحکم بین این سرزمین هاست ….

#الحرشة

پرسش وپاسخ (2) /حسين فرج الله

پرسش وپاسخ (2)

حسين فرج الله

 

چرا بسیاری ازآثار تاریخی عیلام شبیه به آثار تاریخی بین النهرین عراق هستند?کدام یک بردیگری مقدم است؟

تمدن عيلام در حدود 6000پیش ازمیلاد ویا کمی بیشتر از آن در صحنه جهان باستان ظهور یافت، در همین دوران اولین ومهمترین شهر عیلام در دشت شوشان ظهور کرد این شهر شوش نام داشت ،شوش ،سوس یا سوسا وسوسان یا شوشان ،همه این نام ها در واقع یک کلمه هستند اما به لهجه های گوناگون دوران باستان ذکر شده اند ، سوس واژه ای اکدی است وبه معنای اسب می باشد این واژه در زبان آرامی نیزبه همین معنا ومفهوم است ودرزبان عبری نیزبه همین معناست اما در زبان عربی به جای سوس به شکل شوش ثبت شده است وعلت آن تغییر در تلفظ سین وتبدیل آن به شین در زبان عبری است .
تمدن عیلام در دشت شوشان معاصر با تمدن عبید ،وسومر وبابل وآشور بوده ،وگاهی عیلامیان تا جنوب عراق را زیر سلطه داشتند وگاهی سلطه اکدیان یا بابلیان وآشوریان به هند وپاکستان می رسید وتمام جغرافیای ایران امروزی را در برمی گرفت ،ارتباط عیلامیان با مردم بین النهرین همیشه جنگ وجدال نبوده بلکه تاریخ چند جنگ در دوره های کوتاه را ثبت کرده است ،علاوه برآن در طول تاریخ مرزی مشخص در بین سرزمین عیلام وبین النهرین وجود نداشته ،وشایدامروزه برخی خیال کنند که مرزهای بین سرزمین عیلام وبین النهرین از دوره باستان بوده در حالی که مرز بین این دو سرزمین عمری 100ساله دارد ودر دوران حکومت بنی کعب در قرن گذشته وتا دوره باستان هیچ مرز مشخصی بین این دو سرزمین وجود نداشته ،همچنین مردم دو سرزمین از دوره باستان تا به امروز ارتباط فرهنگی ،هنری ، اقتصادی ،سیاسی ونژادی باهم داشته ودارند وهیچگاه در طول تاریخ این دو ملت از هم جدا نبوده ونیستند وتنها چیزی که این دو ملت را از هم جدا می کنند وجود سلسله های حاکم است اما این دو ملت در طول تاریخ ارتباط عمیقی با هم داشته اند .به همین دلیل تشابه بین آثار تمدن های عراق با آثار عیلامی در شوش کاملا طبیعی وقابل قبول است.

#الحرشة

پرسش وپاسخ (1) /حسين فرج الله

پرسش وپاسخ (1)

حسين فرج الله

دوستی از عربهای خمسه شیراز سوال پرسیده که :آیا مردم عرب استفاده از سیاه چادر را ازاقوام چادر نشین ایران
آموختند ویا اینکه اقوام ایرانی سیاه چادر را از عربها گرفته اند?

پاسخ :
باسلام خدمت دوست عزیز از شیراز:

مردم عرب ازدوره های باستان تا کنون به دوبخش حضری یعنی شهر نشین وبدوی یعنی صحرانشین تقسیم می شدند ، هرچند که این یک تقسیم بندی کلی است وشامل همه مردم نمی شد چون مردم سواحل خلیج ،ویا مردم عرب هور در هیچ یک ازتقسمات فوق قرار نمی گیرند ، همچنین حضری به دوبخش روستا نشین وشهری تقسیم می شود ،اما در کل این موضوع بحث ما نیست وموضوع اساسی برای پاسخ به این سوال عرب های بدوی وبررسی زندگی آنهاست ،زیرا سیاه چادر مربوط به زندگی مردم بدوی ویا بیابان نشین است .

عربهای بدوی عربهایی هستند که در صحراههای المملكة العربية(عربستان) ویا سایر سرزمینهای عربی به دامداری مشغولند مهترین حیواناتی که پرورش می دهند ،شتر ، گوسفند ،بز واسب اصیل عربی است ، آنها صحراهای نجد وتیمه ودیگر صحراها را به خوبی می شناسند وبه خوبی محل آبگیرها ،چشمه ها ،وقناتها را می دانند ،این مردم از دوره باستان به این کار مشغول بوده ودر صد زیادی از مردم عرب را تشکیل نمی دهند ولی در طول تاریخ مردم عرب ،به فصاحت وبلاغت وشجاعت ودلاوری معروف بوده اند .

مردم عرب بدوی از دوران قبل ازاسلام سیاه چادر را میشناختند واز آن بهره می برند ودر اشعار دوران قبل از اسلام عرب (عصر جاهلی )اشعار فراوانی در وصف خیمه ومهاجرت وکوچ مردم عرب وجود دارد ، امرء القيس كه يكي از شاعران معروف معلقات سبع مردم عرب در وصف كوچ وخیمه ابیات فراوانی سروده است با اینکه او شهر نشین وفرزند پادشاه عرب بود که پس از کشته شدن پدرش نتوانست برتخت قدرت بنشیند.
علاوه برآن شیوه بافت وساخت واستعمال سیاه چادر مربوط به مناطق گرمسیر است ،چادری از پشم ویا موی بز و شتر بافته شده نمی تواند جلوی سرمای شدید کوههای ایران را بگیرد ولی به راحتی در بیابان ها ومناطق گرمسیر قابل استفاده است ،این نوع خیمه با ساختاری بسیار ساده وجلویی باز نمی تواند مناسب مناطق یخبدان مناطق عشایر ایران باشد ،ولی برای ورود هوای گرم وتبادل هوا در مناطق گرمسیر کاملا مناسب است ،همچنین اگر به مناطق سردسیر سراسر جهان نگاهی دقیق داشته باشیم خواهیم دید که مردم مناطق سردسیر غار نشین اند وبیشتر در غارها زندگی می کنند ،حتی در اروپا دوران باستان وپس از آن این جریان صدق می کنند وبیشتر اروپاییان یا در غارها ویا در خانه های سنگی به سر می بردند ، در ایران با توجه به اینکه عشایر ایران هنوزدر حالت بدوی به سر می برند ویکجا نشین نیستند نمی توانند خانه های ثابت داشته باشند به این دلیل غار نشینی آنها مصداقیت بیشتری دارد.

سیاه چادری که امروز در بین برخی از اقوام ایرانی دیده می شود مربوط به مردم عرب کمری ویا عرب خمسه ها می باشد که از مناطق گرمسیر به مناطق سردسیر رفته اند وفرهنگ وسنن وپوشش وسبک زندگی خود را به مناطق کوهستان برده اند.

#الحرشة