الرئيسية / التراث

التراث

میرمهنا دلیر مرد عرب (بخش اول) / گردآورنده : حسین فرج الله

“مير مهنا دلیر مرد عرب “

حسین فرج الله

در دورانی از تاریخ معاصر مناطق وشهرهای خلیجی از پر تنش ترین مناطق آن دوران بودند وعلت آن تاریخ چند هزارساله تجارت دریایی این مناطق است  که چشم استعمارگران را به این مناطق دوخته بود.وجود منابع تجاری وهمچنین راههای تجارت دریایی بین المللی باعث می شدند که این منطقه جولانگاه امپراطوری های مختلف جهان شود این حوادث وجریانات باعث شده بود که مردم این سرزمین هیچ گاه زیر سلطه استعمارگران قرار نگیرند وهمیشه در مقابل استعمار واستعمارگر مقاومت کنند.از اين شخصيت ها كه در قيام بر ضد متجاوزان مثال زدنی است می توان میر مهنا فرزند نصر(ناصر)زعابی تمیمی را نام برد.

اما  امروزه با وجود نوشته های بی منبع ومصدر در دنیای مجازی اگردر مورد عرب بودن برخی شخصیت های تاریخ ساز صحبت کنیم برخی گمان می کنند ما سعی در عرب جلوه دادن آنهائيم غافل از اینکه تاریخ ما مردم عرب آنقدر دلیرمرد داشت ودارد که نیازی به تاریخ سازی وسرقت شخصیت های دیگران نداریم ،درسالهای اخیر بسیاری درتلاشند که از میر مهنا شخصیتی غیر عرب ومطابق با نظر وسلیقه خود بسازندمثلا تمام تصاویری که در فیلم ها یا بازی ها از میر مهنای تمیمی پخش می شود اورا با لباسی غیر عربی نشان می دهد درصورتی که تصاویری که غربی ها از میر مهنا برای ما به جا گذاشته اند اورا با دشداشه ،چفیه وعقال عربی به تصویر کشیده اند و همیشه از عرب بودن او سخن به میان آورده اند ، اما آیا می شود مردان اقوام دیگر را به نام خود مصادره کرد مگر می شود شخصیت ها وانقلابیان دیگر اقوام را به نام خود ثبت، ویا به نام خود مصادره کرد…..

مير مهنا بن نصر الزعابی التمیمی دلیرمردی که بسیاری از ابر قدرت های دوران خود را به زانو درآورد ،درتاریخ معاصر مردان عرب فراوانی داشتیم که با قدرتمند ترین کشورها درگیر شدند وپیروز از میدان نبرد خارج شدند …

مگر می شود از میر مهنا تمیمی سخن به میان آورد وشیخ سلمان کعبی ،شیخ عثمان ،شیخ مزعل ،سید علی مولا مشعشعی ، سید محسن ،شیخ یعقوب تمیمی ، شیخ مسلط آل خمیس …….یا دیگر شخصیت های بزرگ که مجال نیست همه رانام ببرم فراموش کردمگر می شود علمای عرب اهواز را از یاد برد که از ابی نواس اهوازی آغاز می شوند وبا عبدالحمید وابی هلال استمرار می یابند وبه شخصیت های بزرگ معاصر مانند ابن السکیت قرن ملافاضل سکرانی ادامه می یابند…

هر چند تاریخ نگاران معاصر درحق این شخصیت ها ظلم های زیادی مرتکب شدند وآنها را ناديده گرفته اند.

ولی این نادیده گرفتن مانند خورشید را نادیده گرفتن است ..علاوه برآن آیا می شود چیزی در مورد تاریخ معاصر نوشت وشیخ خزعل را نادیده گرفت شیخ خزعلی که اولین مدافع مردم مظلوم فلسطين است آنگاه که شاهان قاجاری مشغول عیش ونوش وپر کردن حرمسراهای خود از دختران زیبای ایرانی بود شیخ خزعل به فکر جلوگیری از تشکیل اسرائيل بود وشاهد این جریان کتاب ویل استرانگ وبسیاری از اسناد تاریخی دراین زمینه است شاید اگر بخواهیم قیاسی میان حکام محلی اهواز با شاهان ایران داشته باشیم به حاکمان محلی اهوارز ظلم کنیم چون جریان قابل قیاس نیست .آنگاه که سادات مشعشعی مسغول تدوین انواع کتب های علمی بودند نادرشاه شروع به غارتگری کرد وهمه مردم شرق وغرب را از دم تیغ گذراند وحتی به فرزندان وخاندان خود نیز رحم نکرد وآنگاه که شیخ سلمان کعبی به فکر سد سازی وآبادانی سرزمین خود بود کریم خان زند بزرگترین سدهای این سرزمین را تخریب می کند واز بین می برد وسد سابله را تخریب می کند وآنگاه که شیخ مزعل وخزعل به خاطر حفظ سرزمین اسلامی با شرق وغرب درجنگ بودند شاهان قاجاری به فکر عیش ونوش در اروپا بودند….

از همه اینها که بگذریم سخن دوست خوشتر است واما میر مهنا وتاریخ با شکوهش ومردم عرب باغیرتی که جان خود رابرای حفظ سرزمین از دست دادند آنگاه که میر مهناء با هلندی ها درحال جنگ بود ونگذاشت ذره ای از سرزمینش در دست هلندیها واجانب باشد عجیب آن است که سال ها پس از او شاهان قاجاری برای اینکه بتوانند در اروپا خوش باشند معاهده ترکمن چای را امضاء نمودند وكلی از خاک ایران را به روس بخشیدند …..

جايگاه ویژه امارت بندر ريق :

هلنديها پس از آنکه در سال 1752توسط نیروهای عثمانی از بصره بیرون رانده شدندومجبور به پرداخت 100هزار روپیه شدند ، در پی جایگاه جدیدی به جستجو برخاستند واز مهمترین نقاطی که می توانستند در آنجا برای خود پایگاهی بر پا کنند سواحل بوشهر وبندر ریگ بود تا علاوه بر تسلط، به سواحل خلیجی بتوانند از راه دریا وخشکی به تجارت خود ادامه دهند همچنین پایگاه مستحکمی برای خود در نزدیکی بصره بسازند ،«بارون کینبهاوزن »که زیر نظر مرکز تجاری هلندیها درخلیج کار می کرد در حین باز گشت به پایگاه مرکزی در «باتافیا »که متعلق به شرکت هند شرقی بود متوجه شد که جزیره« خرج»زیر سلطه حاکم بندر ریق،میر نصر « ناصر» الزعابی التمیمی است پس تصمیم گرفت با او وارد مذاکره شود تا بتواند آن جزیره را از میر نصر پدر میر مهنا اجاره كند.

(عبدالامير محمد امين ،المصالح البريطانية في الخليج ،ص236)

«كينبهاوزن »توانست با مير نصر به توافق برسد ،كه به هلنديها اجازه برپایی پایگاه تجاری در جزیره خرج بدهد وسالانه اجاره بهایی از آنها دریافت کند.

(هيفاء عبدالعزيز الربيعي ،غزاة في الخليج ،ص،120)

به نظر می رسد که کینبهاوزن فقط برای برپایی پایگاه تجاری برنامه ریزی نمی کرد بلکه او درتلاش بود تا علاوه بر این کار بتواند پایگاهی نظامی در این جزیره برپا کند تا ضرر از دست دادن بندر جمبرون(بندر عباس)وبندر بصره را جبران کند ،در سال 1753او توانست نیت خود را عملی سازد وجزیره را کاملا با نیروهای نظامی هلندی تسخیر کرد وبرای سلطه بر بحرین وبصره خود را آماده کرد.

باهر نگاه سطحی به تجهیزاتی که هلندیها با خود آورده بودند می توان فهمید که آنها برای تجارت نیامده بودند بلکه هدف آنها تسخیر نظامی جزیره بود تا بتوانند مستعمره قدرتمندی دربین کشورهای خلیجی ایجاد کنند .آنها با پنج کشتی بزرگ جنگی ،ومقدار زیادی مهمات که عبارت بود از انواع توپ سبک وسنگین وهمچنین

مقدار زیادی ذخیره غذایی وسرباز هلندی دوره ديده وارد جزیره شدند .

بعد از آنکه هلنديها در جزیره خرج مستقر شدند اولین اقدامی که انجام دادند بنای قلعه مستحکمی در این جزیره بود ساکنان اصلی جزیره از این حادثه ونقص قرارداد فی مابین میر نصر وهلندیها نا خوشنود شدند ولی کار از کار گذشته بود وهلندیها با تمام تلاش در پی تسخیر همه جانبه جزیره بر آمدند دیگر از دست بنی تمیم ومردم عرب ساکن جزایر کاری بر نمی آمد ولی میر مهنا با توجه به اینکه در این مدت از جریان اجاره جزیره ودیگر قضایا نا خوشنود بود از این فرصت برای بیرون راندن هلندیها بهره جست .

(مجلة جامعة تكريت للعلوم الانسانية،عدد العاشر ،ص، 162)

يكی از جهانگردان معروف به نام «ایفز »(Ives)اينگونه قلعه هلندیها را توصیف می کند که :قلعه هلندی ها قلعه ای مربعی شکل که با سنگ بسیار مستحکم برپا شده ودر هر گوشه آن برجی بلند برپاست که در مجموع چها برج مشرف بر چهار جهت دارد، ودر هر برج هشت تفنگدار وجود دارد که شش نفر آنها درسه گوشه برج ودو نفر به صورت نیروی کمکی وجود داشتند،قلعه دری مستحکم روبه دریا دارد که یک توپ و12تفنگدار از آن محافظت می کنند به غیر از چهل تفنگدار دیگر که در هر لحظه آماده شلیک هستندودر حدود 100سرباز شبانه روز از قلعه محافظت می کننددر انتهای شمالی جزیره برج مثلثی شکلی وجود دارد که شش تفنگدار از آن محافظت می کنند …..

(هنا الربیعی ،ص122)

اینگونه برای میر  نصر التمیمی پدر میر مهنا آشکار می شود که در تشویق هلندیا ودیگر اروپایی ها برای برپایی مرکز تجاری اشتباه کرده وسرزمینش را به خطر انداخته اما دیگر کار از کار گذشته بود.زیرا هلندیها در جزیره خرج بناهای مستحکمی ساخته بودند ودیگر بیرون راندنشان غیر ممکن به نظر می رسید .

میر نصر زعابی تمیمی خودش را درتنگنا یافت زیرا اکنون هلندیها مالک جزیره وسرزمین های بنی تمیم شده بودند واز پرداخت اجاره سالانه جزیره سرباز زدند.میر نصر برای رهایی از این وضعیت دست به دامان انگلیسی ها شد تا بتواند از طریق انگلیس به هلندیها فشار بیاورد ،پس از طریق« مستر بی،  الس »(B.ELLis)

کنسول انگلیس در بصره با انگلیس وارد مذاکره شد اما این مذاکره به نفع او تمام نشد .

پس از مذاکره از طرف ریاست شرکت( کمپانی) هند شرقی انگلیس ومجلس بومبای در1754تصمیم گرفته شد که «فرنسس وود »(F.WOOd)  به دلیل آگاهی از وضع کشورهای خلیجی در بندر ریق مستقر شود ….اما این اسقرار مانند استقرار هلندیها خطناک بود.

(عبدالامیر محمد امین ،ص61)

در سال 1754 پدر میر مهنا کشته می شودوبرادرش میر حسین جانشین پدر می شود اما نتوانست مدتی طولانی حکومت کند وبه هلندیها پناه برد و واین بار رهبری قبایل عربی ساحل شرقی به میر مهنا سپرده می شود که ازاین پس میر مهنا نقش تعیین کننده ای درمیان کشورهای خلیج وهمسایگان دیگرش بازی می کند که باعث می شود نقش های استعماری کریم خان زند از یک طرف وهلندیها وانگلیسی ها ازسوی دیگر برملا شود وجلوی همه آنها گرفته شود.

دور انتاش یا نام جعلی چغازنبیل _ حسین فرج الله (ابو عرفان)

دور انتاش یا نام جعلی چغازنبیل 

گرداورنده : حسین فرج الله (ابو عرفان)

مردم اهواز (خوزستان)وسراسر شهرهایش تا بنی لام(ایلام)وبوشهر وسایر شهرهای جنوبی از دوره رضا شاه تا به امروز با مشکل تغییر نام شهرها وروستاها وحتی کوچه وخیابانها با نام های غیر بومی دست وپجه نرم می کنند .هرچند که در قانون اساسی انتخاب نام منطقه یا شهر حق ساکنان همان شهر است .

تغییر نام خفاجیه به سوسنگرد،فلاحیه به شادگان ،محمره به خرمشهر ،عبادان به ابادان، معشور به ماهشهر (که معشور از عشر یعنی یک دهم گرفته شده چون کشتی های باری وقتی در بندر معشور لنگر می انداختند یک دهم سهم به بندرگاه می دادند که به بندر معشور معروف شد برخی نیز آنرا از معشر یعنی همزیستی می دانند چون در این بندر قبایل عربی مختلف زندگی می کردنند ومردم عرب تنوع قبایل در یک منطقه را عشیره یا معشر می گویند)ودیگر شهرها اما کار فقط به تغییر نام های شهر ها منتهی نمی شود بلکه حتی به نام های 3200سال پیش نیزکشیده می شود ازاین تاریخ وتمدنی که نام خود را از دست داد وبا واژگان ونام های جعلی تغیر یافت تمدن عیلام است که دربسیاری ازکتاب ها ومصادر تاریخی از دهه هفتاد تا دو قرن پیش با عین نوشته می شد اما از دهه هفتاد به بعد نویسندگان واژه جدیدی یافتند وبا الف عیلام را می نویسند (ایلام).

شاید برخی از دوستان بگویند که چه اهمیتی دارد که نام تغییر کند درحالی که مردم عرب هنوز ازنام های قدیمی خود استفاده می کنند واین نام های جعلی فقط در مکاتبات رسمی است، اما اهمیت این بحث دراینجاست که نام های تاریخی شهرها جزئي از هویت آن شهرهاست وتاریخ آن شهرها به نام اصلی هزاران سال تدوین شده اکنون اگر نام جدیدی انتخاب شود وبرشهری باستانی قرار داده شود هویت تاریخی آن شهر از بین می رود ودیگر بین گذشته این شهر واکنون آن هیچ سنخیتی وجود ندارد.

دور انتاش نام حقیقی بنای بزرگ وتاریخی دور انتاش یا چغازنبیل است که در کتیبه های میخی نام دور انتاش به کار رفته است، امانام چغازنبیل در دوره رضا شاه ومحمد رضا شاه برای تاریخ سازی وازبین بردن تاریخ محلی مردم عرب به کار رفت .هنوز دربسیاری از کتابهای باستان شناسی یا تاریخی نام اصلی دور انتاش به کار می رود ودر پرانتز برای کسانی که از نام اصلی اطلاعی ندارند چغازنبیل به کار می رود .

*نام دور انتاش درمصادر تاریخی وباستان شناسی*:

1-کتاب دنیای گمشده عیلام ،نوشته استاد برجسته وباستان شناس معروف والتر هینتس ،برای معرفی وبحث درباره این بنای تاریخی از واژه دور انتاش استفاده می کند.نام دور انتاش در صفحه های زیر به کار رفته است.صفحه 4،36،43،48،104،107،113،145،153،158،162
نگارنده در تمام این صفحات ،164
به جای واژه چغازنبیل از واژه دور انتاش استفاده نموده است …..

2-كتاب فرهنگنامه ايران باستان، نوشته ،رضا غياث آبادی ، ص ،206 این شهر را دور انتاش می نامد.

(غیاث ابادی ،رضا، فرهنگنامه ایران باستان ، نشرپژوهش های ایران ،چاپ تهران 1391)

3-كتاب تاريخ عيلام ،تاليف پیر آمیه در صفحات 72،60،57،55،18،16،10
از دورانتاش به جای چغازنبیل سخن به میان می آید

(آمیه ،پیر ،تاریخ عیلام ،نشردانشگاه تهران، تهران1389)

4-دانیل باتس در کتاب باستان شناسی ایلام دربحث انتاش جال از آل انتاش یا دور انتاش سخن به میان میاورد که درصفحه های ،»350،340،351»این بنای عظیم خشتی عیلامی را دور انتاش یا آل انتاش ذکر می کند.

(پاتس ،دانیل ،باستان شناسی ایلام، نشر سمت ،تهران 1393)

5-یوسف مجید زاده نویسنده وباستان شناس برجسته ایرانی در کتاب تاریخ وتمدن ایلام صفحات ذیل از دور انتاش به جای چازنبیل استفاده نموده وآنرا نام حقیق این بنای خشتی عیلامی می داند.ایشان در صفحات
(156،142،99،85،84،81،78،76
،75،60،59،57،56،50،36،31،20)

(مجید زاده ،یوسف ،تاریخ وتمدن ایلام ،نشر مرکز دانشگاهی ،تهران، 1386)

6-استاد لوئی واندنبرگ ،استاد دانشگاههای گان وبروکسل درکتاب باستان شناسی ایران باستان دور انتاش را به جای چغازنبیل به کار می برد وآنرا نام اصلی محوطه دورانتاش می داند وآنرا نام دوران عیلامیان می داند که این نام در صفحات 68تا 72وصفحه 134بسیار تکرار شده است.

(واندنبرگ، لوئی ،باستان شناسی ایران باستان ،انتشارات دانشگاه تهران ،1390)


7-کتاب تاریخ ایران ،ایلامیها ،آریاییها تا پایان دوره هخامنشیان نوشته دکتر پرویز رجبی وچاپ دانشگاه پیام نور ،در این کتاب دکتر رجبی ازشهر دور انتاش در صفحات 18 ،19،20، یاد می کند ….

8-رومن گریشمن باستان شناس فرانسوی که محوطه باستانی دورانتاش را حفاری کرد ودرباره آن چهار جلد کتاب نوشت ،این محوطه را دور انتاش نامید ودر سراسر کتاب خود از اسم دور انتاش بهره برد.

9-تابلوی میراث فرهنگی که به معرفی مختصری از اثر می پردازد و در ورودی دور انتاش نصب شده این شهر ومعبد را دور انتاش می نامد.

دراین زمینه کتب دیگر فراوانی وجود دارد که نیاز وضرورت به ذکر نام وصفحات همه آنها نیست بلکه برای مطالعه منصفانه این تعداد کفایت می کند واگر تاریخ نگار یا خواننده کتب تاریخی با جهت گیری خاص مطالعه کند هرچه هم منبع ذکر کنیم او ساز تعصب خود را خواهد نواخت.

دور انتاش ،یا آل انتاش نبی راش (نبی ریشه)شهری عیلامی که در حدود 1250قبل از میلاد درسرزمینی پهناور میان شوش(سوس) وشوشتر (تستر، آدامدون)بنا شد که این شهر وزقورات بزرگش که معبد ومنزلگاهی برای خدای شوش اینشوشیناک بزرگ بوده است .
«دور انتاش پایتخت پادشاه عیلامی انتاش جال(یعنی انتاش بزرگ ، جال از واژه عربی جلیل گرفته شده که به معنای بزرگ است ،ویکی از صفت های خدای بزرگ یهنی الله جلیل است)بود که همچنین معروف به انتاش نبی ریشه است.
(کتاب خاورمیانه وآفریقا، لغت نامه اماکن تاریخی صفحه 186)
نام انتاش هنوزبه شکل انتیشه درمیان مردم عرب اهوازی به کار می رود که درضرب المثلی می گویند :اشوای انتیشه یعنی خیلی کم ویا بسیار بزرگ وفراوان که دراین ضرب المثل به عظمت وبزرگی انتاش وشهر بزرگ اشاره می کنند وتا به امروز درمیان مردم عرب رواج دارد.

انتاش نبی راش (نبی ریشه)شهر دور انتاش را عبادتگاهی برای خدای بزرگ عیلامیان اینشوشیناک ساخته و آنرا دور انتاش به معنای منزلگاه یا سکونتگاه یا شهر انتاش نامیده است.«دور »جمع کلمه دار واژه ای عربی ودرزبان عربی به همان معنای عیلامی منزلگاه یا شهر به کار رفته است.

«زیشان خان محقق تاریخی وجورنالیست بنگلادشی درکتاب خود سفر از هند پاکستان وایران ،پسازبازدید از بنای دور انتاش به این امر پی می برد.

او می گوید که :زیگورات چغازنبیل ،بنای مرکزی شهری است که در اصل آن را دور انتاش از پس پادشاه عیلامی انتاش ناپیریشا می نامیدند .که در قرن 13یا 14قبل از میلاد شهری جدید در اینجا احداث کرده است در عیلامی ،دور به معنای مکان (منزلگاه)است که به دار در عربی شباهت دارد.»»

دهخدا درلغت نامه خود در مورد این واژه این چنین آورده است:«دار »اسم عربی به معنای خانه ،جمع آن دور است ، شهر وقبیله را نیز می گویند، مثلا: مرت بها دار بنی فلان «خاندان فلان بر او گذشتند.

در لغتنامه فرهنگ واژگان قرآن نیز به معنی این واژه «دور »چنین آمده:
دار (جمع آن دور )خانه محلی است که انسان آن را بنا ودر آن ساکن می شود.وخود وخانواده اش را درآن منزلگاه مأوا می دهد.
در جمله« تمتعوا فی دارکم »در منزلگاه خود زندگی کنید ،منظور شهری است که قوم ثمود در آن سکونت داشتند،واگر دراینجا «دار »(خانه)نامیده شده ،بدین معناست که شهر نیز مانند خانه ، اهل خود را در خود جمع می کند.

لَهُمْ دَارُ السَّلَامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَهُوَ وَلِيُّهُمْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُون
َ ﴿١٢٧ الأنعام﴾
وَأْمُرْ قَوْمَكَ يَأْخُذُوا بِأَحْسَنِهَا سَأُورِيكُمْ دَارَ الْفَاسِقِينَ
﴿١٤٥ الأعراف﴾
وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَىٰ دَارِ السَّلَامِ
﴿٢٥ يونس﴾
وَأَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دَارَ الْبَوَارِ
﴿٢٨ ابراهيم﴾
وَلَنِعْمَ دَارُ الْمُتَّقِين
َ ﴿٣٠ النحل﴾
الَّذِي أَحَلَّنَا دَارَ الْمُقَامَةِ مِنْ فَضْلِهِ لَا يَمَسُّنَا فِيهَا نَصَبٌ
﴿٣٥ فاطر﴾
وَإِنَّ الْآخِرَةَ هِيَ دَارُ الْقَرَارِ
﴿٣٩ غافر﴾
ذَٰلِكَ جَزَاءُ أَعْدَاءِ اللَّهِ النَّارُ لَهُمْ فِيهَا دَارُ الْخُلْدِ
﴿٢٨ فصلت﴾
وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ لَا تَسْفِكُونَ دِمَاءَكُمْ وَلَا تُخْرِجُونَ أَنْفُسَكُمْ مِنْدِيَارِكُم
ْ ﴿٨٤ البقرة﴾
ثُمَّ أَنْتُمْ هَٰؤُلَاءِ تَقْتُلُونَ أَنْفُسَكُمْ وَتُخْرِجُونَ فَرِيقًا مِنْكُمْ مِنْ دِيَارِهِمْ
﴿٨٥ البقرة﴾
قُلْ إِنْ كَانَتْ لَكُمُ الدَّارُ الْآخِرَةُ عِنْدَ اللَّهِ خَالِصَةً مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ
﴿٩٤ البقرة﴾
أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ
﴿٢٤٣ البقرة﴾
قَالُوا وَمَا لَنَا أَلَّا نُقَاتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَقَدْ أُخْرِجْنَا مِنْ دِيَارِنَا
﴿٢٤٦ البقرة﴾
إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ
﴿٢٨٢ البقرة﴾
فَالَّذِينَ هَاجَرُوا وَأُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَأُوذُوا فِي سَبِيلِي وَقَاتَلُوا وَقُتِلُوا لَأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ
﴿١٩٥ آل عمران﴾
وَلَوْ أَنَّا كَتَبْنَا عَلَيْهِمْ أَنِ اقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ أَوِ اخْرُجُوا مِنْ دِيَارِكُمْ مَا فَعَلُوهُ إِلَّا قَلِيلٌ مِنْهُمْ
﴿٦٦ النساء﴾
يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَىٰ أَنْ تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ
﴿٥٢ المائدة﴾
وَلَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلَا تَعْقِلُون
َ ﴿٣٢ الأنعام﴾
فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ تَكُونُ لَهُ عَاقِبَةُ الدَّار
ِ ﴿١٣٥ الأنعام﴾
فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دَارِهِمْ جَاثِمِينَ
﴿٧٨ الأعراف﴾
فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دَارِهِمْ جَاثِمِينَ
﴿٩١ الأعراف﴾
وَالدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يَتَّقونَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ
﴿١٦٩ الأعراف﴾
وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ بَطَرًا وَرِئَاءَ النَّاسِ
﴿٤٧ الأنفال)


در اين آیات شریفه واژه دار که جمع آن دور می باشد به معنای شهر ومنزلگاه وخانه به کار رفته است که دقیقا معادل مفهوم عیلامی آن است.

این واژه در احادیث پیامبر نیز آمده است ،در حدیثی با همان معنای عیلامی خود یعنی خانه ومنزلگاه وکاربرد مشابه عینا آمده است که ذکر دور الانصار منز لگاه انصار مانند« دور انتاش »است ،ابن اثیر تاریخ نگار مشهور مسلمان در معجم لغات خود النهایة فی غریب الحدیث والاثر در مقابل واژه «دور » این حدیث را از زبان رسول اعظم اسلام نقل می کند و واژه «دور:» را تعریف می کند .
ابن اثیر در كتاب ،النهایة في غريب الحديث والاثر چنین نقل می کند:
از رسول خدا نقل است که ایشان فرموده اند :«الا اخبرکم بخیر دور الانصار?دار بنی ساعدة وفی کل دور الانصار خیر آیا شما را به بهترین «دور انصار »منزلگاه انصار خبر دهم?آن دار بنی ساعده است ودر تمام منزلگاههای انصار خیر وبرکت است .
دور جمع دار باشد وآن منزلگاهی مسکونی است.
باستان شناس فرانسوی جون بوتر درکتاب
«Ance stor of the west »
در صفحه88 در اشاره به نام اصای این بنا ومعنی آن آورده است «درقرن 13قبل از میلاد پادشاه اونتاش نبی راش ،دور انتاش شهر انتاش را بنا کرد (که در فارسی امروز چغازنبیل است)
واژه دور عیلامی هنوز تا امروز در میان مردم عرب به معنای شهر ومسکن ومنزلگاه کاربرد دارد ونمونه آن منطقه وشهر «دور خوین »بین دو شهر فلاحیه وعبادان است وجود نام این شهر که شباهت به نام دور انتاش دترد دلیل مهمی بر استمرار واژگان ونام های عربی عیلامی است .
*حسين فرج الله ابو عرفان *

منابع :

القرآن الکریم

جون بوتر ،كتاب :«Ance stor of the west
ابن اثیر : ،النهایة في غريب الحديث والاثر

دنیای گمشده عیلام ،والتر هینتس

غیاث ابادی ،رضا، فرهنگنامه ایران باستان ، نشرپژوهش های ایران ،چاپ تهران 1391

آمیه ،پیر ،تاریخ عیلام ،نشردانشگاه تهران، تهران1389

پاتس ،دانیل ،باستان شناسی ایلام، نشر سمت ،تهران 1393
مجید زاده ،یوسف ،تاریخ وتمدن ایلام ،نشر مرکز دانشگاهی ،تهران، 1386

واندنبرگ، لوئی ،باستان شناسی ایران باستان ،انتشارات دانشگاه تهران ،1390

تاریخ ایران ،ایلامیها ،آریاییها تا پایان دوره هخامنشیان نوشته دکتر پرویز رجبی ،چاپ دانشگاه پیام نور

دور انتاش (چغازنبیل) ،رومن گریشمن ،چاپ ونشر دانشگاهی

لغتنامه دهخدا

فرهنگ واژگان قرآنی
سفرنامه هند ،پاکستان وایران ،نوشته زیشان خان

###وهمچنین مطالب بسيار ارزنده از صفحه انستگرام
### historia-de -elaxsander

أماكن وآثار الدولة المشعشعيية (مرقد المولى بدر) _ بقلم : عبدالحسين الباوي

أماكن وآثار الدولة المشعشعيية
مرقد المولى بدر

بقلم : عبدالحسين الباوي

كما هو معروف لا يوجد دليل مكتوب على كثير من الأماكن التاريخية التي تخص منطقة الحويزة المعروفة بتاريخها العريق خاصة فترة الحكم المشعشعي الذي حكم المنطقة لقرون، و امتد نفوذه  إلى كثير من مناطق العراق والجزيرة العربية و الأهواز .

لقد اعتمدت سياسات الحكومات المتتالية على حكم الإقليم منذ عهد السلالة البهلوية المقبورة إلى يومنا هذا سياسة طمس المعالم التاريخية و تغيير أسماء بعضها حتى وصل الحال إلى  تغيير أسماء قبور بعض رجالات الدولة المشعشعيية وجعل أسماء آل البيت عليها.

توصلنا من خلال البحث الميداني الذي نقوم به لمعرفة وكشف الأماكن والآثار التاريخية التي تخص الفترة المشعشعيية أن هناك مرقد يعرف بمقام صاحب الزمان و يبعد عن مدينة الحويزة تجاه منطقة الجفير حوالى عشرين كيلو مترا .

تؤكد لنا بعض الشخصيات العلمية في منطقة الحويزة ومن بعض السادة المشعشعيين أن هذا المكان هو بالأصل مرقد المولى بدر أحد رجال الدولة المشعشعيية وقد اعتمدنا على بعض الشهود من رجال الحويزة المعمرين. وفی الآونة  الاخیرة أطلق  علی هذا المرقد (مقام صاحب الزمان) .

يذكر لنا سيد حسين سيد عبود الموالي المشعشعي أنه قد سأل أحد  المعمرین في الحویزة من الأحياء وعمره یناهز المئة عام وهو الحاج عاشور الشنين بن سنبل الصاكي و قال له أن  هذا المكان هو مرقد المولی بدر أحد رجالات السادة الموالي. كما و سأل قیم المرقد وهو إبراهيم بن جهيد سياحي و ذكر له هو الآخر أن قبل تهديم القبر إبان الحرب العراقية الإيرانية  کانت توجد عليه کتیبة مرتفعة تعود لأربع مئة عام وتم سرقة الكتيبة في ما بعد وهو دليل آخر يثبت أن هذا المكان هو مرقد سيد بدر. ويوجد في أطراف المرقد تراب أحمر اللون يحتمل أن يكون بقايا قصر كما ذكر قيم المرقد.

هذا وأن المحقق محمد علي الشوشتري صاحب كتاب (جغرافیای تاریخی خوزستان) الذی زار الحویزه عام 1331الشمسیه لم یذکر مقام أو  خطوة لصاحب الزمان .
الجدير بالذكر أن جميع الكتب التاريخية التي تذكر الاماكن و المقامات والمزارات والتي طبعت قبل الثورة الإسلامية في إيران لم نجد فيها ذكر لمقام أو خطوة لصاحب الزمان. وهذا يدل على أن هذه التسميات وضعت في الآونة الأخيرة و بالتحديد بعد الحرب العراقية الإيرانية كما يذكر لنا سيد حسين سيد عبود الموالي المشعشعي.

و بالرغم من عدم وجود دليل مكتوب على إثبات أن المكان يعود للمولى بدر  حاله حال كثير من الأماكن التاريخية التى طمست و اندثر أثرها، ثبت لنا من خلال أقوال رجال الحويزة المعمرين حيث توارثوا المعلومة عن آباءهم و أجدادهم أن المكان هو مرقد لأحد رجال الدولة المشعشعيية في الحويزة يسمى المولى بدر .

هذا وقد ذكر لنا الباحث في تراث الدولة المشعشعيية سيد محمد بن سيد عبود الموالي المشعشعي دليلين عن المكان . الاول: أن هذا المكان کان جزءا من صحراء شلوه ملک لمولی بدر وکان یخیم فیها لغرض القنص وهذه الارض سمیت ب (هبنة بدر) وهی تقریبا الارض التی فیها القبر. ثانیا: سيد بدر قد قتل فی معرکه أولاد لاوي والمعرکه دارت غرب منطقه جصان. والمعروف سابقا إذا قتل الشخص يدفن في مكان قتله. وعلى هذا تجتمع القرائن أن المكان مرقد لبدر بن مبارك المشعشعي.
نعم؛ هذا أثر آخر عن بقايا آثار ومعالم لتلك الدولة العظيمة و علينا كشف هذه الآثار التاريخية والتي تعد جزءا من هويتنا الوطنية و المحافظة عليها وتوجيه الأنظار إليها.

عبدالحسين الباوي

المحيبس لعبة تراثية شعبية تجمع الأهوازيين في رمضان

المحيبس لعبة تراثية شعبية تجمع الأهوازيين في شهر رمضان المبارك


(المحيبس) لعبة شعبية عربية تراثية تلعب في شهر رمضان خصوصاً، وهي لعبة مشهورة جداً في الأهواز و تعتمد على الفراسة.
أصل كلمة محيبس هي تصغير لكلمة (محبس) ، التي تعني الخاتم الذي يتم البحث عنه من خلال اللعبة
ولهذه اللعبة اسم آخر وهو (بات) ويعني
(مبيت المحبس في أيدي اللاعبين) ، ويقال:
(يلعبون بات) .
يتم لعب المحيبس بفريقين وبأي عدد من المشركين ، حيث يقوم أحد الفريقين الذي يشتري المحبس (الخاتم) بعدد من النقاط يتم منحها للفريق الآخر،
بتخبئته بيد أحد أفراد فريقه دون علم الفريق الثاني، عندها يقوم أحد أفراد الفريق الثاني بالبحث عن المحبس بإسقاط الأشخاص، الذي يعتقد بعدم وجود المحبس بيدهم، فأن أخرج أحد اللاعبين وكان المحبس بيده يخسر الفريق نقطة
(في هذه الحالة يصرخ اللاعب الذي بيدة الخاتم بكلمة (بات) ومن هنا جاء الاسم الثاني للعبة)، ويعاد تخبئة المحبس من جديد، و إن حزر رئيس الفريق الأول اليد المخبأ بها المحبس ربح فريقه نقطة وحصل على الخاتم ليخبئه بدوره عند أحد أفراد فريقه، ليبحث عنه الفريق الثاني وهكذا .

يستمر اللعب لحين وصول أحد الفريقين لمجموع النقاط التي يتفق عليها مسبقاً، وبذلك يكون هوالفريق الفائز، و يحصل على الجائزة، عادةً ما ترافق اللعبة ارتداء الزي العربي و مجموعة من الهوسات (الأهازيج) و الأغاني التراثية لبث الحماس والتسلية بين الحضور.
يكون اللعب على شكل تسقيط بين المحلات والمدن الأهوازية ، يحصل الفريق الفائز في آخر أيام شهر رمضان على الجائزة الكبرى . وتوجد حالياً دورات للعب المحيبس على مستوى الأهواز و مدنه .

باقی مانده آثار وعقاید مندائیان (صابئه)درشوشتر (تستر) / حسین فرج الله (ابو عرفان)

باقی مانده آثار و عقاید مندائیان (صابئه)در شوشتر (تستر)

حسین فرج الله (ابو عرفان)

شوشتر(آدامدون،تستر) یکی از قدیم ترین شهرهای جهان که تاریخی به قدمت بشر دارد.اولین وقدیم ترین ساکنان این شهر مندائیان یا صابئه هستند که بسیاری از آثار تاریخی وصنایع شوشتر متعلق به این مردم می باشند.

شوشتر(آدامدون) دردیدگاه مندائیان یکی از مراکز مهم دینی است ووجود آب شطیط (کارون )وکویرین (گرگر)دراین شهر وهمچنین نهرهای فراوان مانند رقط وداریون ،مکان مناسبی را برای عقیده مندائیان فراهم کرده است،چون درعقیده آنها غسل وتعمید در آب جاری جزءواجبات دینی است وبیشتر مراسم دینی آنها در کنار رودخانه ها ودرآب جاری می باشد ..

مندائیان جزءپیروان ادیان توحیدی هستند ودراین سرزمین هزاران سال زندگی کرده اند ودرتمدن عیلام نشانه های دینی آنها وجود داشته ودربسیاری از ادوار این تمدن عقیده مندائی دین رسمی عیلامیان بوده مانند :آثار تاریخی کول فرح واشکفت سلمان ایذه وتنگ سروک بهبهان که آیین مندایی درآنهامشهود است .

مندائیان عقیده دارند ، اولین پیامبرشان حضرت آدم وپس از او فرزندش شیتل (شیث)وحضرت نو(نوح)وشوم برنو(سام بن نوح)وآخرین پیامبرشان یهیی یوهنا(حضرت یحیی)می باشند .

آئین مندائیان جزءادیان توحیدی است ودرقرآن کریم سه بار نام آنها درسوره بقره آیه 62،سوره مائده آیه 69،سوره حج آیه 17آمده که دلیل بر توحیدی بودن آئین آنهاست.
درطول تاریخ اتهامات زیادی به پیروان این آئین زده شده است که هیچ کدام با کتاب مقدس آنها (گنزا ربا)ودیگر سنن آئین آنها مطابقت نمی کند .

در دره قاجاریه ودرزمان امیرکبیر همچنین در زمان نادرشاه افشار حملات وقتل های فراوانی رامتحمل شدند که درزمان امیرکبیر بسیاری از آنها درشوشتر ودرمنطقه صابئه کشون قتل عام شدند برخی نیز مسلمان شده ودیگران مهاجرت کردند وتاکنون خانواده های بسیاری درشوشتر یافت می شوند که دراصل مندائی بوده ومسلمان شده اند.
شغل مندائیان شوشتر آهنگری ،طلاونقره کاری،
میناکاری،وسیاه قلم کاری طلا ونقره می باشدکه این حرفه مختص این قوم بوده وهست .قایق سازی که پس از حضرت نوح درمیان مندائیان رواج یافت وبه آن نگاهی قدسی دارند؛ریخته گری وتراشکاری،ساخت وسایل کشاورزی مانند بیل وداس وکلنگ،مشک سازی ودباغی،از دیگر حرفه این قوم درشوشتر بوده است.

مندائیان شوشتر را” آدامدون”می گویند که این شهر جزءمقدس ترين شهرهای آنان می باشد.

زبان مندائیان ،مندائی است که شاخه ای از زبان آرامی شرقی می باشد وبه زبان عربی بسیار نزدیک ودرواقع یکی از قدیم ترین زبان های شرقی وسامی است وبسیاری از واژه های مندائی با زبان عربی امروزی شباهت ظاهری وقرابت معنایی دارد.ودرواقع زبان عربی ومندائی از یک ریشه هستند ولی زبان عربی درنسل دهم زبان باستان یعنی در زبان سبائی از زبان مندائی وآرامی جدا شده است به این دلیل زبان عربی پیشرفته تراز زبان آرامی ومندائی می باشدواین زبان 24 حرف الفباءداردکه با الف آغاز می شوند وبا الف به پایان می رسند.زبان گفتگوی مندائیان عربی است وزبان مندائی درواقع زبان دینی آنهاست وکمتر باآن صحبت می کنند.همچنین مندائیان سامی نژاد وبا مردم عرب هم نژادند.

درکتاب “گنزا ربا” به چنین واژه هایی برمی خوریم که با واژگان زبان عربی هم معنی ومفهموند.

اثر انهور:اثر النور(اثر نور)

نافشي:نفسي(جانم)

لادرك:لايدرك(درك نمي كند)

ويلي:ويلاه(واي بر او)

آلما:عالم(عالم)

ملکا:ملائکة(فرشتگان)

وبسیاری از دیگر واژگان که مشترک میان دوزبان هستند.

از آثار مندائیان درشوشتر می توان:

1-کت:

به فتح کاف وسکون تاء،کت واژه ای مندائی وجمع آن کتا وبه معنای معبد صخره ای یا سنگی است که برلب رودخانه با وسائل ابتدایی کنده کاری شود.کت همان واژه نحت عربی است وهنوز مردم عرب خوزستان این واژه را به شکل کت استفاده می کنند مثلا می گویند.(فلان قمیسه مکتوت کت علیه)یعنی فلانی پیراهنش برای او ساخته شده یعنی شیک وزیباست .درشوشتر به حفره ها ومعابدی برلب رودخانه شطیط وگرگر کنده شده اند کت می گویند که این کت ها باقی مانده مندی های صابئه شوشتر می باشند.وهنوز به کت معروفند….
2_صعبات:

صوباط: این واژه باز مندائی است وبه کوچه های مسقف گفته می شود که مردم عرب آنرا صوباط می گویند ولی درزبان مندائی صعبات گفته می شود.اگر به سقف این صعباتها نگاه دقیقی داشته باشیم شکل شاخه های نخل(سعف)را خواهیم دیدچون شاخه نخل برای مندائیان وهمه مردم عرب جایگاه ویژه ای دارد.
3-شاذروان:

این واژه نام پل معروف شوشتر است درزبان مندائی به پایه های سنگی هرچیز شاذروان می گویند وچون پایه های این پل سنگی است به آن شاذروان می گویند.این واژه درزبان عربی واردشده وبه پی خانه کعبه که از سنگ ساخته شده نیز شاذروان می گوبند.

4-لوفا:

بخش هایی از رودخانه شطیط وهمچنین آبشارهای شوشتررا لوفا می گویند .لوفا واژهای مندائی وعربی است وبه معنی پیچیدن ودور زدن است وهمچنین نوعی غذا که پس از درگذشت شخصی برای آمرزش او آماده می شودکه مندائیان آنرا لوفا یا لوفانی می نامند.

5-الهریس:

حلیم که این غذا جهت صبحانه وشام پخته می شودوبه چند شکل مختلف آماده می شودکه یکی از اشکال آن همین حلیم رایج است که درشوشتر ودزفول پختن هریسه یا حلیم از قدیم الزمان رایج بوده وهست وبیشتر کسانی که در استان حلیم پز هستند یا دزفولی یا شوشتری هستند که این متاثراز مندائیان است زیرا مندائیان هریسه را نوعی غذای دینی می دانند وآنرا برای غرق شدگان طوفان نوح می پزند وعقیده دارندکه پساز طوفان نوح برای آمرزش روح غرق شدگان این غذا با گندم وحبوباتی که درکشتی نوح بود پخته شد.طبق کتب مندائیان پس از به گل نشستن کشتی حضرت نوح ایشان از حبوبات باقی مانده برای آمرزش مردگان حلیمی پخت این رسم درمیان مندائیان تا به امروز باقی است وآنها اول ماه سرطانا هریسه ای با هفت نوع حبوبات می پزند وبا روغن داغ وشیره خرمااول صبح میل می کنند.
رسم پخت حلیم درشوشتر به شب عاشورا وروز شهادت امام حسین (ع)انتقال یافت وامروزه بسیاری ازمردم شوشتر درشب عاشورا حلیم نذری بین مردم توضیع می کنند.

6-مراسم عروسی:

درمراسم ازدواج مندائیان که درآب وباغسل مخصوص ازدواج زوجین صورت می گیرداین رسم درشوشتر درزمان مندائیان رواج داشته اما پس از مهاجرت وقتل مندائیان ومسلمان شدن دیگر مندائیان برخی از مراسم ازدواج درمیان مردم شوشتر باقی مانده که برگرفته از آئین مندائی است مانند بستن شال سبز دورکمر عروس وداماد که درآئین مندائی وجودداردوهنوز درمیان برخی خانواده های سنتی شوشتری این رسم رایج است که درشب عروسی شال سبز می بندندوهمچنین شکستن کوزه جلوی پای عروس وداماد برای دوام وبقای شادی باز این سنتی مندائی است علاوه برآن بستن شاخه نخل یا ساختن حجله ازنی برای عروس ودامادمی باشد.
ازدیگر رسوم مندائیان غسل تعمید عروس وداماددرصبح روز عروسی است که به شکل حمام عروس وداماد دررودخانه تغییر شکل یافت ودرسال های اخیر به درحمام تغییر شکل داد.تبرک لباس عروس وداماد توسط روحانی ترمیدایا اشکندا یا کنزاربا که به شکل گلاب پاشی برلباس عروس وداماد وبخور دادن لباس تادهه های اخیر رایج بود وهنوز بخوردان رادرشوشتر غوغا می گویند که این هم واژه ای مندائی است ……
7-صابئه کشون:

منطقه صابئه کشون درکنار نهرگرگر (کویرین)یکی ازقدیم ترین آثار باستانی شوشتر وبنا بروجود حوض غسل تعمید به شکل درفش یا علامت صلیب شکسته به نظر می رسد که ساخت آن به دوره عیلامیان بازمی گرددچون این علامت در3200قبل از میلاد درتمدن عیلام رواج یافت ودرتپه های شوش برروی کاسه های سفالی نقش درفش یافت شده ،همچنین دراین منطقه معبد یا مندی (معبد دین صابئه رامندی می گویند)دردل سنگ کنده کاری شده ونهرهایی دردل سنگ برای این معبد جاری شده که درحدخودیکی از شاهکارهای هنری جهان باستان است.

8-قبرستان های قدیمی صابئه :

درروستاهای کوزر وماهوردرمسیر عقیلی گتوند قبرستان وچاه باستانی به نام بئر المقدس (چاه انجیری وچاه اناری)وجودداردکه درورودی روستای کوزر قبرستان وسیعی باقی است این قبرستان باتوجه به شکل سنگ های قبور وجهت دفن مردگان ونیزتائید مندائیان یکی از قدیم ترین قبرستان های مندائیان شوشتر است همچنین وجود نی درچهار گوشه بناهای سنگی وجهت قرارگرفتن بنا مندائی بودن صاحبان این خانه های قدیمی را به اثبات می رساند.
9-لباس مردان وزنان شوشتر:

مردم شوشتر تا یک قرن پیش همان لباس مندائیان را به تن می کردند که دربرخی از عکس های قدیمی مردان شوشتر عمامه یا چفیه سفید ودشداشه کوتاه وشال یا همیانه دور کمر بسته شده دیده می شوند.بسیاری از صنعتگران این شهر چفیه های سفید ویا سفید مایل به زرد به سر می کردند که این چفیه ها همان برزنقای مندائی می باشد.پوشیدن شلوار پنبه سفید درشوشتر رایج بوده وخانواده های زیادی درشوشتر پاچه های کتانی وپنبه ای سفید تولید می کردندکه برای لباس ومراسم دینی مندائیان کاربرد داشت.
10-رموز مندائی درساختمان های شوشتر:

ازمهمترین رموز مندائی حوض آب درخانه ونیز به کاربرد نی درچهارگوشه ساختمان است که این نی نه دراستحکام بناتاثیری داردونه جنبه زینتی ویا زیبایی داردبلکه به عنوان یک گیاه مقدس درساختمان به کارمی رفت که می توان گفت دربیشتر خانه های قدیمی شهر نی درساختمان برای تبرک به کار رفته است.

11-عقیلی شوشتر:

مندائیان اهواز منطقه عقیلی را از سکونتگاههای قدیمی مندائیان می دانند وبه گفته محققان مندائی آثار برخی از معابد مندائی درمنطقه عقیلی یافت شده است که وجود کوزر وماهور درمسیر عقیلی تایید کننده این نظریه است .


مندائیان با اینکه امروز طبق فتوای مقام معظم رهبری جزء اديان توحيدي شناخته شده اند. اما متاسفانه هنوز درجامعه جایگاه واقعی خودرا درمیان مردم نیافته اند وهمیشه برخوردهای تحقیر آمیز وگاهی حتی متجاوزانه با آنها صورت می گیرد که باعث مهاجرت بسیاری ازآنها به کشورهای دیگر شده است هرچند که درآیین اسلام به تمام عقاید توحیدی احترام گذاشته شده امابرخی به نام اسلام پیروان دیگر ادیان رامورد اذیت وآزار قرامی دهند که این رفتاربه دوراز شان یک مسلمان است ……

حسین فرج الله (ابو عرفان)شوشتر

منابع:

قرآن کریم :

عسکری،اسعد،مندائیت دین توحیدی باستانی،نشر تراوا.1394 اهواز.

خمیسی،ساهی،آیا صابئین مندائی را می شناسید.نشر یادآوران،تهران 1394
تحقیق درحکم صابئین مندائی ،سید علی خامنه ای ،
ترجمه سلیم جیزان،نشر تراوا،چاپ اول،اهواز 1388

تمثال الجاموس العيلامي / حسين فرج الله (ابو عرفان)

تمثال الجاموس العيلامي

حسين فرج الله ابو عرفان

الجاموس (الإسم العلمي:Bubalus)، هو جنس من أسرة الأبقار ضمن فصيلة البقريات من رتبة مزدوجات الأصابع. ويحتوي جنس الجاموس على خمسة أنواع.
الجاموس buffalo هو الاسم الشائع لعدة أنواع من الحيوانات من العائلة البقرية Family Bovidae المستوطنة في إفريقية وآسيا، ويطلق هذا الاسم أيضاً، خطأً. على البيزون Bison في أمريكة الشمالية. وتقدر منظمة الغذاء والزراعة FAO عدد الجواميس في العالم بنحو 160 مليون رأس منتشرة برياً أو مستأنس في عدد كبير من البلاد.ترتبط معيشة الجاموس المائي البري Bubalus arnee بالمستنقعات والأنهار ويقضي معظم النهار في الماء.
(الموسوعة العربية)

وجد تمثال ذهبي في جنوب مدينة السوس ويرجع الی 2000قبل المیلاد يعني حدود 4000عام قبل ،هذا التمثال من اهم التماثيل العيلامية ،وتصميمه وصناعته العجيبة حيرت علماء الاثار وكتاب التاريخ ويقولون كيف استطاعوا العيلاميون من صنع وتصميم هذه التماثيل الجميلة في تلك الحقبة البعيدة ،واذا نظرنا له كأنما مصنوع الیوم في احدی المصانع الحدیثة وبتقنية عالية .


الجاموس من الحیوانات التی عاشت مع الانسان من قدیم الزمان ،والعرب دجنوها وربوها واصبحت من الحیوانات الاهلیة لدی العرب القداما ،الجاموس من الحیوانات التی تعیش فی قرب الانهار وتحتاج التمتع والسباحة في مياء الانهار ونجد أن أول حضارات الانسان العربي كانت علی ضفاف الانهر، فلهذا حین سکن الانسان العربی علی ضفة النهر أو في الاهوار عرف حيوانات الاهوار والانهر ومن هذه الحيوانات الجاموس ،والبقر وسائر الحيوانات البرية والمائية التي تسكن في القرب من الانهر أو في المستنقعات.
الجاموس كان ولايزال له دور اساسي في حياة عرب الاهوار وهذا الحيوان الوحيد الذي يستطيع أن يعيش في الاهوار والمستنقعات ،يرعی فی الماء ويسبح من مكان الی مکان حتی یحصل علی الاعشاب الطازجة والقصب الطري .


تمثال الجاموس العيلامي العربي ،يرمز الی نجابة المرأة العربية و يعتقدون عرب الاهوار،أن الجاموس رمز النجابة وهو الذي لايتزاوح مع اقاربه(امه واخته) ،وهذه الصفة عند الجاموس صنعت منه رمز للطهارة والنجابة ،فألعربي عرف هذه الصفة عند الجاموس وأعجب بها فخلدها وصنع منها التماثيل والالهات والكثير من القصص والامثال والحكايات الجميلة ،الجاموس من أحب الحيوانات عند عرب الاهوار لأن هذا الحيوان مصدر رزق وحياة الانسان العربي .
التمثال العيلامي مصنوع ،كجسد أمرأة ورأس جاموس ويعني أن المرأة العربية العيلامية نجيبة كألجاموس.
ولايزال هذه الامثال تتداول بين الاهوازيين أن زوجة فلان نجيبة كألجاموسة ،أو طاهرة كطهارة الجاموسة .

أول تصوير وتمثال الجاموس وجد حدود 3000سنة قبل الميلاد في حضارة سومر وخلد تصوير الجاموس مع بيت القصب وجلجامش ملك سومر وصاحب ملحمة جلجامش وانكيدو العظيمة ،حين نجد وصف انكيدو كأنه ثور الجاموس وله صفات هذا الحيوان القوي والمحارب ،هكذا وجدت عدة منحوتات في حضارة عيلام تثبت وتخلد حيوان الجاموس منها تمثال الجاموس ببدن المرأة العيلامية .

لايزال الاهوازيين وجنوب العراق حتی مصر یربون الجاموس وهذا الحيوان له دور اساسی فی اقتصاد و حیاة هولاء،يصنعون الزبد والقشطة من حليب الجاموس وينقلون الاساطير والحكايات العجيبة من حياة هذا الحيوان ،وكيف يحارب الاسد وينجي أبنهم حين يهاجمهم الاسد وحين الفيضان والماء الهائج يغطي بيوت المزارعين وتغرق البيوت الجاموس ينجي صاحبه من الغرق،هذه القصص تتداول عند الاهوازيين حين يسمعون ذكر هذا الحيوان .
حسين فرج الله( ابو عرفان )

يوم الحصاد(يوم البيدر) تكريماً لمكانة الفلاحين و المزارعين

يوم الحصاد(يوم البيدر) تكريماً لمكانة الفلاحين و المزارعين

تصویر : ابتسام زهیري

انطلق مساء يوم الثلاث /٢٥نيسان/ مصادف بيوم البعثة النبوية الشريفة (ص) عدة مهرجانات تحت عنوان يوم الحصاد(يوم البيدر) تكريماً لمكانة الفلاحين و المزارعين لاسيما مزارعين القمح و الشعير
اهالي قرية بيت ملا داوود من توابع مدينة خلفية ، قرية صغيرة و قليلة السكان
تم الاحتفال بهذه المناسبه بمدن وقری کثیرة وکانت المشارکة من جميع الفئات العمرية في هذالیوم المبارك …
عند بدء الحفل الشیخ عدنان تلا لنا اشعارو اهازيج ومن ثم احد
الفلاحين قام بتعريف ألات الزراعة القديمة للاطفال ،لتنمية مهارات و معلوماتهم
بعد ذلك تفاجئنا بفريق نشيد القرية الذي داعبو مسامع الجماهير بهذا النشيد التراثي…
وفي الختام…اختتمنا هذا الحصاد بصلاة شکر لنعمة رب العالمین….