الرئيسية / غير مصنف (صفحه 20)

غير مصنف

شعراء الاهواز یتربعون عرش الشعر فی الناصریة+صور

شعراء الاهواز یتربعون عرش الشعر فی الناصریة

img-20161208-wa0013

اقیم مهرجان حبیب الله الدولی السابع متزامنا مع اطلالة هلال شهر ربیع الاول علی أرض العراق . ذی قار. الناصریه و تمت المشارکة من قبل شعراء مختلف محافظات العراق و الاهواز و دول إخری و استمعت لجنة التحکیم الی قصائد المتسابقین ال ۱۲ و ذلک بحضور الجمهور المتذوق و کانت النتائج علی النحو التالی…

 

الشاعر الفائز بالمرکز الاول : 

جبار ثامر من الناصریة

الشاعر الفائز بالمرکز الثانی : 

عادل الصخراوی من الاهواز

الشاعر الفائز بالمرکز الثالث :

صادق الساری

img-20161208-wa0016 img-20161208-wa0015 img-20161208-wa0014 img-20161208-wa0012 img-20161208-wa0010 img-20161208-wa0009 img-20161208-wa0008

چه کنیم فرزندانمان لوس نشوند؟ /سید مهدی خدایی

چه کنیم فرزندانمان لوس نشوند؟

سید مهدی خدایی

photo_2016-12-07_11-45-50

خواسته هایش حد و اندازه ندارد. از صبر و حوصله هم خبری نیست. کافیست چیزی را بخواهد و برایش فراهم نشود. زمین را به آسمان می دوزد. با همسالانش هم کنار نمی آید و همه چیز را برای خودش می خواهد. قهر و بهانه گیری هم که برنامه روز و شب اوست. به این بچه می گوییم لوس.
واقعاً چه چیزی بچه های ناز و دوست داشتنی را تا این اندازه نچسب و بد اخلاق می کند. سر نخ را باید در گوشه و کنار رفتارهای خودمان جست و جو کنیم.

چه کنیم فرزندانمان لوس نشوند؟
1- وقتی مشکلات زندگی دیگر جایی را برای تحمل نق زدنهای بچه باقی نمی گذارد ترجیح می دهیم هر چه میخواهد فوراً برایش مهیا کنیم تا غائله بخوابد. گاهی هم به یاد محرومیتهای دوران کودکی خودمان تصمیم می گیریم بهشت را برای فرزندمان از آسمان به زمین بیاوریم. مهمترین دلیل لوس شدن بچه ها همین اشتباهات به ظاهر کوچک است.

2- در اجرای مقررات در خانه مهربان و قاطع باشید. نه عصبانی بشوید و نه کوتاه بیایید. البته زیاد مقرراتی بودن هم خوب نیست و بچه را لجباز و سرکش می کند . پس مقررات خشک و دست و پا گیر را کنار بگذارید ولی در اجرای قوانین ضروری کاملاً مصمم باشید و به هیچ وجه کوتاه نیایید.

3- از “نه” گفتن نترسید. تحمل “نه” شنیدن هم یک مهارت است. این مهارت را باید در کودکی آموخت.

4- انتظار تلخ است اما مایه رشد شخصیت کودک است. در یک سال اول زندگی فوراً به نیازهای کودک رسیدگی کنید اما در سالهای بعد او را حتی برای یک لیوان آب مدتی منتظر بگذارید. زمان انتظار را متناسب با سن و سال کودک افزایش دهید. در 5 سالگی می توانید او را برای به دست آوردن عروسک پشت ویترین ماهها منتظر بگذارید.

5- اطرافیان و بخصوص پدر بزرگها و مادربزرگهای مهربان هم بهتر است خودشان را با پدر و مادر کودک هماهنگ کنند.
6- تک فرزندی هم گاهی (نه همیشه) زمینه مساعدی برای لوس شدن بچه است.

فوکو، در خیابان های بغداد و اصفهان: درباره مجازات وجامعه سده های میانه اسلامی/ ماجد تمیمی

«فوکو در خیابان های بغداد و اصفهان: درباره مجازات و جامعه سده های میانه اسلامي»

«ماجد تمیمي»

photo_2016-12-07_00-14-31

وقتی صحبت از مجازات اعدام و سلطه بر تن به مثابه محمل قدرت یا مکانی که قدرت در و بر آن اعمال می شود شبح فوکو به سرعت نمایان میگردد چرا که او با دیرینه شناسی مفاهیم تن٬ مجازات و تنبیه وقدرت بیشترین تأثیر را بر این حوزه گذاشت و با مطرح کردن مفهوم زیست سیاست این دو عرصه یعنی زیست و سیاست را مفهومی همخوان قلمداد میکند
چرا که در دوره های مختلف به اشکال متفاوتی سعی بر تهی کردن زیست و تن از مفهوم سیاسی آن شده است و به یک معنا با هدف گرفتن سوژه مندی انسان سعی می شود آن را متلاشی کنند فوکو با طرح مفهوم «سیاست مرگ» اعلام میکند که انسان از بدو تولد مرده به دنیا می آید و این راز نهفته در مفهوم « مرگ انسان» است که توسط فوکو پیکر بندی میشود در واقع این مفهوم٬ اعلام مرگ سوژه است چرا که خود مرگ هم به مثابه ابزاری در دست قدرت عمل میکند و در این میان تن میانجی اعمال این مفاهیم است تنی که به عنوان یک ابژه باید تنبیه و کنترل گردد و از مفهوم سیاسیش منتزع شود…
به طور خلاصه هدف از ارائه این مبحث از نویسنده سوری محمد ترکی الربیعو این است که نشان دهیم چگونه در جهان عرب سعی شده است میراث را با نظریه های جدید و به ویژه نظریات فوکو بازخوانی کنند کاری که توسط نسلی از روشنفکران عرب به شدت مورد استقبال قرار گرفت از محمد عابد الجابری و محمد آرکون گرفته تا افرادی مثل نصر حامد ابو زید که رد این متفکران عرب را میتوان در جریان روشنفکری دینی ایرانی گرفت تأثیر واضحی که در بازخوانی آقای عبدالکریم سروش و به ویژه داود فیرحی از میراث اسلامی ایرانی داشته است….
»»»»»»»»»»»»»»
««««««««««««««

زمانی که فوکو درباره تاریخ مجازات قرن نوزدهم در فرانسه تحلیل خود را ارائه می داد٬ راجع به مجازات اعدام میگوید٬ هدف از آن اجرای عدل و دادگستری در جامعه نیست بلکه هدف بیشتر معطوف به باز فعال سازی سلطه و قدرت آن است، در عین حال از نقش غیر شفاف تماشاگران صحنه های اعدام در قانونی سازی این ساختار قدرت سخن به میان می آورد. از یک طرف آنها تماشگران و ناظرانی منفی قلمداد می شدند و بیشتر از آن در اجرای مراسم مجازات علنی که توسط نهادهای قدرت در آن زمان اجر می شد به نوعی شریک بودند. برخی از آن ها اقدام به ضرب و شتم مجازات شوندگان می کردند و از طرفی دیگر در میان بخش دیگری از تماشاگران وضعیت علنی مجازات امکان مقاومت و مبارزه با این مراسم وحشت آفرین را ایجاد می کرد و این مقاومت با عدم مشارکت در تماشای اعدام ها یا مشارکت و ابراز ناخرسندی از آن نمودار می شد

تحلیل فوکویی از مجازات علنی در اروپا یک دریچه اپیستمولوژیک جدیدی را برای پژوهشگران و مورخان حوزه مجازات و تاریخ جوامع اسلامی گشود یکی از این خوانش ها تز اسلام شناس آلمانی کریستیان لانگ است که اخیرا با نام « عدالت و مجازات در خیال اندیشی اسلامی سده های میانه» به زبان عربی ترجمه شده است در این پژوهش ما به روشنی به کار گیری خوانش فوکویی برای بررسی تاریخ ساختار مجازات اسلامی در دوران حکومت سلجوقیان بر ایران و عراق در سده های ۵ و ۶ ه‍.ق (۱۱-۱۲) م را مشاهده میکنیم٬ این دوره نقش تکوینی مهمی را در زیست شهری اسلامی ایفا میکند٬ با قدرت گیری سلجوقیان در خراسان(۱۰۴۰) م و عراق(۱۰۵۵) یک طبقه نظامی ترک توانست قدرت را در یک وضعیت خلاء سیاسی قبضه کند این خلاء ناشی از ضعف مرکز خلافت عباسی بود و این ضعف باعث ایجاد یک وضعیت جدیدی در ساختار قدرت گردید ( قدرت گرفتن موقت سلطان به جای خلیفه ) و این حاکمیت موقت تا انجا ادمه می یافت که حقانیت خود را برای خود و رعایا اثبات می کرد و در این چرخش قدرت بود که صحنه مجازات و اجرای علنی آن که توسط سلجوقی ها در مقیاس وسیعی صورت میگرفت در راستای انتقال تجربه«درد واقعی» و مجازات به وضعیت « توهم قدرت» به کار گرفته می شد. در آن گیر و دار سیاسی دوره سلجوقی که حاکمیت به طور دائم در چالش بود٬ اجرای علنی مجازات میتوانست پشتیبان محکمی برای ادعای سلطه باشد جدای از اینکه این ادعا تا چه میزان رویه حقیقی داشته باشد. در راستای به کارگیری سیاسی مجازات(به معنای فوکویی) رعیت سلجوقی- به تعبیر لانگ- از عدم رضایت خود نسبت به زیاده روی در به کارگیری نظامند خشونت اعتراض و نارضایتی خود را بارها به صورت غیر مستقیم اعلام کردند. همان طور که یک مبارزه دانش محور در میان فقهای مذهب حنفی برای ایجاد آزادی فردی صورت گرفت٬با تاکید بر حرمت تن انسان و حرمت زندگی خصوصی افراد درون جامعه سلجوقی

سیاست های مجازات:
مفهوم مجازات صورت بندی های اجتماعی متفاوتی دارد. و برای شناخت آن لانگ پیشنهاد می دهد که مجازات های دوره سلجوقی را بر اساس فضای مکانی یا میدانی اجرای آن ها تقسیم بندی کنیم٬ دولت سلجوقی مجازات را در سه حوزه مکانی اجرا می کرد.
۱. مکان محل سکونت خصوصی حاکم یا همان دربار و کاخ های سلطان
۲.فضای شبه خصوصی و رسمی حاکم یا همان دادگاه های جرایم عمومی و نظامی
۳.فضاهای عمومی میدان ها٬ گذرگاه ها و بازارها…

تاریخ دوره سلجوقی شاهد حالت های زیادی از اعدام افراد درون حاکمیتی توسط حاکم یا نایبش بوده است که غالبا در زندان های درون قصرها اجرا می شد برای نمونه میتوان به اعدام عمید الدوله محمد بن جهیر٬ وزیر خلیفه عباسی ابو العباس مستظهر که در میان سال های (۱۰۹۴و ۱۱۱۸) حکومت میکرد…
به طور خلاصه میتوان گفت که نخبه حاکم استقلال تام در مجازات کردن افراد شریک در حاکمیت داشت افرادی( که به عنوان خواص) شناخته می شدند٬ همان طور که اجرای این نوع مجازات کاملا غیر علنی اجرا می شد به جز مورد بیرون راندن خواص از حلقه حاکمیت….

در مورد حوزه دوم اجرای مجازات که در دادگاه ها بود افراد خاطی به دادگاه ها نزد حاکم جلب می شدند و بعد زیر پرچم او شلاق میخوردند یا اعدام می شدند… و این پرچم‌ به عنوان نشانه عدالت و قدرت حاکم عمل میکرد. و به فضای عرش سلطان به مثابه فضای دگردیسی و تحول نگاه میشد٬ فضایی که عدل دنیوی و اخروی به صورت توأمان در آن جمع می شد٬ فضایی که امکان داشت هر کس در آن از وضعیت زیست دنیوی به وضعیت زیست اخروی منتقل شود.

راجع به فضای سوم که همان میادین و گذرگاه ها بود اجرای مجازات به صورت هدفمند در این مکان ها اجرا می شد که دارای خصلت نشانه ای و استراتژیک بود. همان طور که حاکمیت سعی بر توزیع مکانی اجرای مجازات داشت تا بر چشم انداز شهری و بصری افراد تسلط پیدا کند٬ برای مثال در سال ۱۱۶۴ ه‍ ق مجموعه ایی از سارقان در پنچ نقطه مکانی شرق بغداد و در یک روز اعدام شدند..

#موقع الحرشة-الأهواز

الحب / کریم العبادي

الحب 

کریم العبادي

lights-in-the-rain

أيستمر الحب دوما يا ترى

لو قضيت الليل وعدا ساهرا

وهل يفي للحب أني مخلص

أجتبيه مخيرا لا مجبرا

الحب قافلة بأرض متيم

فجرت صحراء قلبه أنهرا

إذ أوى للحب ظمآن فارتوى

حبا وأصبح بالحقيقة مثمرا

فمن توخى حذره في حبه

لم يمت حيران ما بين الورى

ومن تعذب في حكاية عمره

في مرار الحزن أصبح شاعرا

إن لي في الحب درسا خاسرا

أحسنت وطأته فأصبح ظاهرا

وأخذت في أمر التأهل مسرعا

و وجدت درب البعد كان مسيطرا

وما يزال الحب ينبض داخلي

فما يضاهي الصدق كذبا يفترى

نية الإخلاص تمحق شرها

والحبيب لا يباع ويشترى

امي و الوطن / زينب الكعبي

امي و الوطن

زينب الكعبي

maxresdefault

ربی شکراً…

ربی عذراً…

فد دقیقه ارجوک من وکتک یربی؟!

و انه اعرف کلشی بیه ایصیر من نکبات دهری…

ربی انته اهوای عادل!!

های لاکن ماهی عدله..!

امی احله الامهات اتنام و الدمعه اعله خدهه!!

ظل ابنهه اعلی الرصیف..

و انه اگولن اخ یاامی!!

امی فدوه الصبرچ انی…!

یمه ماعاش الینزل دمعچ الغالی علیه!!

و امی من تحچی تگول!؟

یمه بیت اهلی انته یمه..!

عاشو الشافو دمعتی او محد الطالب علیهه!!؟

و آنه انظر امی یومیه تموت او تحیه وانظر بس بچیهه!!

امی سلبو مای منهه..!

بس بعدهه الحیل بیهه او جنه چنهه

امی تحت اقدامهه الجنه اتحسر…

وامی کل مکیاجهه ابستر العبایه او شیمت الشیله اتبختر…

امی سوره…

امی اغلی اکتاب مابین الدواوین العتیجه!!،

امی یوم ابیوم تتحسر سوالف ماشفت گالت یایمه الیوم ضیجه؟؟+

امی نخلت برحی امی التنگط اثمار الجنان…

امی یانبع الحنان..

امی ماتشبههه وحده اببین نسوان العوالم…

امی موطن…

امی یاجسر الهلالی او شمعت ادروب الظلام…

امی ابلادی الحبیبه…

امی ابلادی الحبیبه…

الیتامی، الباعة المتجولون!! /مهدي بحري

اليتامى ، الباعة المتجولون !

مهدي بحري

photo_2016-11-30_13-28-55

مر عام بعد تلك الحادثة المفجعة و لم يكتب احد عنها و لم يتم تداول الخبر في عناوين الأخبار و الصحف و الجرائد و شبكات التواصل الاجتماعي و كأن الامر لم يحدث و لم يكن فارتأيت إن اكتب عن هذه الحادثة المؤلمة التي حدثت في احدي المدن الأهوازية و على اثر هذه الحادثة ازداد عدد اطفال الشوارع في هذه المدينة الأهوازية اكثر فأكثر و هذا الامر يتطلب تدخل أخصائي علم الاجتماع و بدعم من المسؤولين لدراسة المجتمع الاهوازي لفهم حجم المأساة و هول الأزمة التي تمر بالاهواز و الأهوازيين .

بدأ العمل منذ طفولته فهو لديه اربعة اخوة و ثلاث اخوات و مما جعل الامور تصعب عليه اكثر فاكثر أن اباه اخرجه من المدرسة ليعمل هو و اخوه الاصغر سناً ، و اخاهم الاخر يبيع اكياس بلاستيك و الثالث يبيع الخبز بالقرب من شط الفلاحية في مدينة الدورق حيث الاكتضاض السكاني و ذروة العمل و تسوق الناس و هو ينادي باعلى صوته ( خبز ، خبز ، خبز ، عمي ما تشتري خبز ) ، رأيته جالس هناك و الارهاق يأكل جسده و تذكرت الحادثة المؤلمة حينما شب الحريق و التهمت النيران كل ما يملكون .

الساعة الثامنة صباحاً خرجت لاتي بحاجيات من السوق و مررت ببيتهم و اذا بي ارى الدخان يعلو من فوق البيت و خلال ثوان اشتعل البيت باكمله و الصراخ بدأ كصراخ امرأة يأتي من داخل البيت حيث كان الباب مغلق فما لي الا أن اقوم أنا و احد المارة بكسر الباب و محاولة الدخول حيث السنة اللهب و الدخان الخانق و للحظة قفزت بوجهي دجاجة قد احترق ريشها و لكن استطاعت أن تهرب من النار لخارج البيت و دهشنا من هول المنظر حيث رأينا إمراة متشعلة باللهب خرجت من الباب و جلدها يتساقط من عليها و بدت عارية من شدة درجة الحرارة و الحريق و سقطت ارضاً و من العزة فيها لم تبالي بشيء الا أن تغطي جسدها العاري بيديها المحترقتين و رفض الناس أن يمسكوها و لكن كانت هناك إمراة من بين الناس الذين تجمهروا خلال دقائق قامت بخلع عبائتها و غطت المرأة المحترقة و بقيت ممدة هناك تلتقط انفاسها الاخيرة الى أن وصلت الاسعاف بعد 20 دقيقة من الحادثة و نقلوا المراة التي كانت تئن لانها اصيبت بحروق من الدرجة الثالثة و النار حرقت 99% من جسدها و بعدها بدقائق خرج زوجها ايضا شبه عار و الجروح تغطي جسده و الدخان يتطاير من شعره و ما أن اقتربت منه ، امسكته من يده و وضعت يدي الاخرى خلف ظهره لاساعده على الابتعاد من البيت لانه و في اي لحظة كان يمكن أن تصل النيران لأنابيب الغاز و ينفجر البيت .

بعد مرور دقائق أخرى دخلت أنا و اثنين اخرين لنعرف ان كان أحد بقي داخل البيت و اذا بإمراة عجوز تخرج ممسكة بيد حفيداتها حيث كانت احدي الفتيات تعاني من حروق شديدة في عيونها و وجهها باكمله و فتاة أخرى أحترقن ارجلها و لكن الكل كانوا باستطاعتهم المشي حيث قام احد الرجال باخراج العجوز و الفتيات و بما انهم جيراننا كنت اعرف انه لديهم اطفال اخرين فذهبت مباشرة للأب الذي كان يصرخ طلباً للماء ( اعطوني ماي ، عطشان ، اريد ماي ) و قلت له : عمي وين الاولاد ؟ ماكو احد منهم ؟ بس لا داخل اختنقوا ؟ و رد علي : عمي وديتهم للسوق يشتغلون لا تخاف محد بالبيت .و ما أن قال هذا الكلام اطمئن قلبي و من بعيد رأيت ابنه البكر أتى يركض ليعرف ما الذي اصاب عائلته ، و دخل مباشرة ليمسك بسكينة و قام بالهجوم على ابوه الذي كان ممد على الارض و ينتظر المسعفون بأن يسعفوه و ينقلوه للمشفى و أتوا رجال و امسكوه الابن البكر و منعوه من ضرب ابيه و ما أن نقلوا أمه و اخته و اباه بسيارة الاسعاف أتت الشرطة لتخلي المكان من الناس خوفاً من انفجار قد يحدث ، الابن دخل البيت يبكي و يهمس ( كتلها ، كتلها ، كتل امي ، بويه ولك ليش هيج ، وين اتروح من ايدي ) ، لم يكن أحد معنا ليسمعه و بعد ان سالته قال : ابوي من زمان يريد يتزوج و يتركنا و انا معارضه ، من زمان يهدد امي ، طلعني من المدرسة أنا و خواني و خواتي ، و كلنا نشتغل بالسوق انا ابيع رصيد و جكاير و خواني يبيعون خبز ، جانت امي تخبز النا يوميه و ناخذ الخبز و نبيعه على الشط ، اخوي الثاني يبيع بنزين . عرفت لاحقا ان الاب كان قد استخرج كمية من الوقود و سكبه على زوجته حينما كانت تخبز ليتخلص منها نهائيا و يتزوج بأمراة أخرى و لكن شاء القدر أن تصل له السنة اللهب و تحرقه ايضا و بعد ساعات اعلن المستشفى عن وفات الام و الأب و الفتاة التي احترق وجهها كله .

اغلب الناس عرفوا ماذا حدث لأنه لو كان انفجار لانابيب الغاز لكان البيت تهدم و لو كانت قنينة الغاز التي كانت تستعملها المرأة للخبز و الطهي قد انفجرت لكانت قتلت المرأة و الرجل خلال ثواني و لكن الحرق المتعمد بالوقود هو ما ادى الى تلك الحادثة المؤلمة حيث كانت الجدران و اثاث المنزل و بعض البطانيات تفوح منها رائحة الوقود و الدخان الاسود اثناء اشتعال المرأة خير دليل على أنه حادث متعمد و جرمية قتل مزدوجة ارتكبها الاب بحق ابنته و زوجته و طالته يد القدر هو ايضا و كل هذا الشواهد و الدلائل الى جانب اعتراف من ابنه البكر بالامر.

من الاحداث التي استطعت أن اوثقها بصورة و لن أنساها ما حييت هو ذلك الرجل المسن الذي حاول أن يطفئ النار بالماء من اعلى الجدار حينما تأخرت الاطفائية بالقدوم و المشهد الاخر هو تساقط جلد الرجل المحترق على يدي و استنشاق رائحة اللحم البشري المشوي الذي امتلئ أنفي بها ، و بعد مرور فترة طويلة من الحادثة استعادت المراة العجوز عافيتها و جمعت الاطفال من جديد في البيت بعدما اصلحوه لهم اقربائهم و لكن ما زالوا الاطفال يعملون في السوق في كشك صغير لبيع الرصيد و السجائر و الخبز التي باتت تخبزه لهم احدي الفتيات و لاشيء يذكر عن المدرسة و محاولة اعادتهم اليها ليتعلموا و يدرسوا و يكونوا ذو شأن في المجتمع لكن العقد النفسية التي احدثها اباهم في عقولهم ، اباهم الذي كان عاطل عن العمل و اخرجهم من المدرسة و اجبرهم على العمل ، تأبى أن تزول و تأبى هذه العقد النفسية أن تشفى و تنفك.

المصدر ؛ مجلة المداد العدد الثامن أكتوبر 2016

(عنبایة خلا) / باسم الشموسي

(عنبایة خلا)

باسم الشموسي

511806_887

ردنی یل ماخذنی عود اگرنفل و هودرت بیه السلف عنده الریح کفرا

خایف اتخضر عله اخدودی قصیده امن الدمع یم ناس مامتعلمه تقرا

تدری المفارج، غریب

و حوبة الغربا تخرطلک تراچی اللیل واتلثم الگمرا

خنگة المغرب قیامه

و دیره مابیهه حضن تنعد مگبرا

وتدری المضیع ضحکته

امعاتبه اویه الله نعاوی

ألصفنه عنبایه ابخلا والعبره ریح

وفرطت کل خرص راوی

ردنی لیام الهله والهیل ردنی ولم حزن عمری التطشر بل گهاوی

ردنی لملمنی اعله کیفک

طشرتنی ال آااااه سالوفة عروسه وماهی باکر

تندعی یسترها لیل

وسولفتنی دنیة امظفر، حمد من دون ریل

ردلی لو بسمة چذب لشفاف میته

البسمه رادت حیل منی

و دورت حیلی وشفت ماعندی حیل

ظال دشداشه و دگم

واعیون تربی

النهته تاخذنی وتجیب

ردت انزع حزنی او لیغااااد اعلگه

ودغدغت عمری وضحکلی اسنین شیب

 

لا لعنف الفقر ضد المرأة الأهوازیة/ زکیه نیسي

لا لعنف الفقر ضد المرأة الأهوازية

يصادف يوم 25 من نوفمبر كل عام يوم العالمي لـ #لا_للعنف_ضد_المرأة

وناشطون على مستوى العالم في هذا اليوم نندوا بالعنف الذي يحصل ضد المرأة

ولكن في الأهواز لم يكن هذا العنف يختصر في البيوت حيث الفقر والحرمان متوسع في المجتمع الأهوازي والمرأة الأهوازية مضطرة علی مواجهة هذا الظلم والقهر بأنوثتها وروحها اللطيفة
المرأة الأهوازية تتعرض لأوسع عنف وهو مضايقة الإقتصادية
الناتجة من البطالة الواسعة المتفشية في #الأهواز

معظم نساء الأهواز لهن أزواج أو أبناء عاطلين عن العمل ويضطرن إلى سحق أنوثتهن والخروج واللجوء إلى أرصفة الشوارع والبيع في النهار والليل وفي حر الصيف وبرد الشتاء القارس وهذه الحقيقة المؤلمة لمستها شخصيا خلال مكالمتي مباشرةً مع هذه الشريفات فبعضهن قد صرّحن لي أن لدينهن زوج عاطل عن العمل وبعضهن كانن يشكن من بطالة أبنائهن وإضطرارهن للبيع على أرصفة الشوارع لتهيئة لقمة عيش ومصروف بيوتهن؛

photo_2016-11-28_10-45-16

حسب تصريحات مسئولين في الأهواز نسبة البطالة في الأهواز 45في المئة هذا بوجود شريكات كبيرة نفطية وغازية وبتروكيمياويات وصناعية وزراعية، ولكن دليل البطالة في #الأهواز تمييز العنصري الذي يؤدي إلى عدم توظيف الأهوازيين في هذه الشريكات،

أما إذا أردنا ندرس أمر عنف الرجل ضد المرأة في الأهواز نجد نسبة كبيرة من هؤلاء الرجال الذي يقومون بممارسة العنف ضد نسائهم هم في الأصل أبرياء وفي ظل الفقر والحرمان تربوا وتكوّنوا على هذه العقلية،
للتوضيح أن معظم هؤلاء هم أبناء أحياء فقيرة ومحرومة من إمكانیات ثقافية وعلمية وصحية ورفاهية
معظمهم أيضا تركوا الدراسة وكل هذا أدّى إلی عدم نموهم فكريا وثقافيا حيث يرون الإمرأة مجرد موجودة تهيئ لهم مسلتزماتهم وإحتياجاتهم وما لها أي حق ودور رئيسي في قرارات الحياة وكل الأوامر والقرارات بيدهم
وفي النهاية هؤلاء الرجال هم أبرياء، ضحايا الفقر والحرمان الذي تتعرض له معظم المناطق والمدن والقرى الأهوازية الذي ممتدة ليومنا هذا حيث يصرحون مسئولين أن
يوجد في الأهواز 90 آلاف طفل تحت السن 18 تارك الدراسة وفي المرحلة الإبتدائية يوجد 7 آلاف طفل تارك الدراسة وهؤلاء الأطفال هم رجال الغد وأزواج الغد الذي لم يبنى فكرهم وعقلهم على تكريم المرأة لأن لم يتوسع فكرهم وعقلهم في أي صف دراسي ويبقى محدود على أفكار قديمة غير مزدهرة…

photo_2016-11-28_10-44-46

المرأة الأهوازية تعاني وبشدة من العنف، العنف الناتج من مضايقات الإقتصادية الناتجة من الفقر والبطالة والحرمان فهي أنثى ذات روح لطيفة تستحق الحياة الكريمة بحیث ترعی مشاعرها الحساسة واللطيفة؛
ومشاهد عمل البیع للنساء الأهوازيات الشريفات على الأرصفة على أرض وطنهن أم الخيرات الإلهية من أقهر المشاهد…

ندای تغییر به روستای بردیه رسید

ندای تغییر به روستای بردیه رسید

طی مراسمی کتابخانه مدرسه راهنمایی شهدای بردیه از توابع خفاجية توسط موسسه ندای تغییر افتتاح شد.
این مراسم با شعار یار مهربان(۲) و با هدف ترویج فرهنگ کتابخوانی در بین دانش آموزان امروز یکشنبه ۷ آذر برگزار گردید.
احمد حیدری نویسنده و مترجم اهوازی با حضور در بین دانش آموزان به اهمیت کتاب و کتابخوانی اشاره کرد و با ذکر مثالهایی از شخصیتهای تلویزیونی و‌سینمایی به مقایسه ی همان داستانها در کتابها نسبت به فیلمهای نمایش داده شده،پرداخت. وی در پایان از همه دانش آموزان درخواست کرد که در هر فرصتی از شبانه روز کتاب بخوانند و از اولیا و معلمین و حاضرین بخواهند که کتابهایی برای انها تهیه کنند.

در بخش دیگری از این مراسم احمد سعدونی،هنرمند برجسته اهوازی درباره اهمیت نقاشی و به تصوير كشيدن اجسام و أشياء و طبيعت سخن گفت وبه ارائه پیشنهادها وراهکارها به دانش اموزان درباره چگونگی ترسیم یک نقاشی خوب پرداخت.

در ادامه به بهترین نقاشی های دانش اموزان جوایزی اهداء شد.

در پایان کتابخانه مدرسه شهدای بردیه با حضور دانش اموزان راه اندازی و افتتاح شد.بخش های دیگری از جمله شعر خوانی در این مراسم نیز اجرا شد.

این دومین اردوی ترویج فرهنگ کتابخوانی است که توسط موسسه ندای تغییر برگزار می شود.اردوی اول با شعار یار مهربان یک و افتتاح کتابخانه دبستان روستای سیدشریف(صوینعی) شهر شیبان در آبان ماه برگزار شد.

photo_2016-11-27_23-27-03

photo_2016-11-27_23-27-08

photo_2016-11-27_23-27-14

photo_2016-11-27_23-27-23

photo_2016-11-27_23-27-30

photo_2016-11-27_23-27-35

photo_2016-11-27_23-25-01

photo_2016-11-27_23-25-50

photo_2016-11-27_23-27-40

photo_2016-11-27_23-25-44

حکایتی که هرسال تکرار میشود/ تهیه گزارش: مریم قریشی

حکایتی که هرسال تکرار میشود

کنگره بزرگداشت پایه گذار شبیه خوانی، شیخ غافل آل کثیر، جمعه ۹۵/۹/۵ در تالار نیایش شهرستان شوش، به همت آقای قاسم آل کثیر برگزار گردید.

این مراسم با حضور وشرکت چهره‌های سیاسی، اجتماعی وعلمی پژوهشی استان از جمله رئیس مجمع نمایندگان مردم استان ومدیرکل امور اجتماعی و فرهنگی استان وهمچنین بامشارکت گروه تئاتر اگزار صورت گرفت؛
این گروه تئاتر بومی زیر نظر سیدکاظم قریشی نویسنده مطرح خوزستان و با بازیگری: سعد غرباوي ، اسحاق حميدي ، رزاق طرفي ، آمنة ناصري ، جعفر حزباوي،مهدی امیری ،امین زرگانی، عدنان ناصري ، محمد جواد قريشي
تاریخ شبیه خوانی ومؤسسین آن، بیت چریم، را به نمایش کشیدند.

photo_2016-11-27_13-12-08

photo_2016-11-27_13-12-19

photo_2016-11-27_13-12-31

photo_2016-11-27_13-12-40

photo_2016-11-27_13-10-37

photo_2016-11-27_13-11-41

photo_2016-11-27_13-11-54

photo_2016-11-27_13-12-01

photo_2016-11-27_13-07-28

photo_2016-11-27_13-12-48